تبلیغات
مسجد الهادی اهواز

مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ
http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/ordibehesht/12/31730.jpg


http://yaseen.ir/ghfg78878462bb.jpg

http://gozinesh.mui.ac.ir/images/stories/shab-gadr2015.jpg



[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:34 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

پاسخ: هر موجود طبیعی در مخزن غیب الاهی وجود عقلی دارد و از آن جهان مجرد معقول به مرحله تجسم محسوس تنزل می یابد . (1) در واقع، موجود مادی آینه آن موجود عقلی و بازتاب آن حقیقت در عالم جسمانی است . بر این اساس، شب قدر حکایتگر حقیقتی فرا مادی است و می تواند به خودی خود، دارای ارزش باشد . (2)

اما به دلیل آنکه شرافت هر مکانی به چیزی است که آن مکان را اشغال کرده و قداست هر زمانی به چیزی است که آن زمان را ظرف ظهور خویش ساخته است، ارج ظاهری شب قدر به حرمت حقیقتی است که در این زمان خاص تجلی کرد و ارج آن را بیش از هزار ماه ساخت . این رخداد مبارک چنان اهمیت دارد که برای برخورداری تمام روزها و شب های سال از فیض ظرفیت آن، تقدیر امور و تنزل معانی قرآن و مفاهیم عالی آن برابر ماه های قمری توزیع شد . این نوع توزیع سبب می شود، موقعیت خاص قدر با تنوع و تحول همراه باشد و تمام شب های سال از حکایتگری و تابش این جام الاهی بهره مند گردند . بی تردید اگر این زمان بر اساس سال شمسی تنظیم می شد، تمام شب های سال چنان بهره وری به دست نمی آوردند . (3)

بنابراین، باید ضرورت و چرایی شب قدر را که تنها ظرف درخشش نزول قرآن است، در ضرورت «وحی » جست و جو کرد; سخن را در نیاز اساسی و جدی آدمی به این پدیده بی نظیر معطوف ساخت و پرسید: وحی و نزول آن چه ضرورت دارد؟

در تاریخ ادیان توحیدی، پس از نام مقدس «خداوند» هیچ واژه ای چون «وحی » مهم و شگرف نیست . اگر وحی نبود:

1- بشر با اسلحه شکسته ای چون «عقل عدد اندیش » تنها می ماند .

2- میان غیب و شهود، طبیعت و ماورای طبیعت فاصله ای پر نکردنی می افتاد .

3- خداوند، با غنا و استغنای کامل ذات و ذاتی اش از کل آفرینش، در پرده غیب الغیوب باقی می ماند و راه درک چیستی اش تنها در حدس منحصر می شد .

4- داستان حقیقت روح و جاودانگی وی مبهم و لاینحل می گشت . (4)

اگر قرآن که مصداق اتم و اکمل وحی شمرده می شود و شب قدر به پاس نزول آن جایگاه جاودان یافته است، نبود:

1- آدمی از نخستین، مهم ترین و پربارترین نعمت الاهی محروم می ماند; زیرا انسان تنها در سایه دریافت و تلقی قرآن به کمال نهایی اش دست می یابد . (5)

2- بشر عاقل نمی گشت; زیرا عاقل کسی است که معارف را خوب بفهمد، به آن ها خوب معتقد شود و در مقام عمل خوب عمل کند . تلاش قرآن ساختن انسان عاقلی با این ویژگی ها است . (6)

3- انسان از هدایت محروم می شد; زیرا قرآن واپسین، عالی ترین و کامل ترین کتاب هدایت است . (7)

4- آدمی در افراط و تفریط فرو می غلتید; زیرا نقش قرآن تعدیل گرایش های انسان است . (8)

5- بشر عمر خود را به غفلت سپری می کرد; زیرا تنها نگاه خویش را به دنیای مادی معطوف و محدود می ساخت و جهان برایش معنایی بالاتر و فراتر از خود نداشت; هرچه می دید موجودی تقطیع شده و فارغ از مبدا و غایت می پنداشت; موجودی که نه «از جایی » آمده است و نه «به جایی » می رود . آیات قرآن انسان را به تدبیر واداشته، او را از غفلت بیدار و هشیار را ره توشه راهش می سازد . (9)

6- انسان برای درمان بیماری های باطنی اش دارویی نمی یافت; زیرا دردهای درونی انسان تنها در پرتو تعالیم قرآن التیام می یابد . (10)

به هر روی، ضرورت وحی، نیاز آدمی است و تا زمانی که این نیاز وجود دارد، باید وحی و قرآن باشد; و تا قرآن هست، باید ظرف نزول و زمان ظهور و تجلی آن، یعنی شب قدر، وجود داشته باشد و حرمت و قداستش پاس داشته شود; چرا که تکرار و تداوم منزلت آن، یاد آور رابطه پیوسته این جهان با آن جهان، نیازمندی انسان به وحی، عهد آغازین انسان با آفریدگار، معنای حقیقی زندگی و هدفمندی آن و از همه مهم تر مبدا، خالق و گوینده وحی (خداوند) است .

نیکبخت کسی است که با درک نیاز خویش، ضرورت وحی را دریابد; در پرتو آن، به ضرورت شب قدر واقف گردد و با این هشیاری از برکات نفحات ربوبی قدر بهره گیرد .

گفت پیغمبر که نفحت های حق

اندرین ایام می آرد سبق

گوش و هش دارید این اوقات را

در ربایید این چنین نفحات را

نفحه آمد مر شمارادید و رفت

هر که را می خواست جان بخشید و رفت

نفحه دیگر رسید آگاه باش

تا از این هم وا نمانی خواجه تاش (11)

با توجه به اختلاف ساعات و تاریخ در کشورهای مختلف اسلامی، شب های قدر چگونه تعیین می شود؟

شب قدر یک شب بیش نیست، اما در کل کره زمین یک شب کامل، 24 ساعت می باشد . همچنان که یک روز کامل 24 ساعت است و هر زمان مفروضی حدود نیمی از کره زمین را پاره های روز و نیمکره دیگر را پاره های شب می پوشانند . بنابراین زمانی که در عربستان شب قدر می شود بخشی از لیلة القدر است که امتداد آن تا شبی که در ایران مراسم شب قدر انجام می شود استمرار می یابد . به عبارت دیگر همه شب ها و روزها همین حالت را دارند که در عرض 24 ساعت به صورت متخالف و تدریجی کل زمین را پوشش می دهند . از همین رو در روایات وارد شده است که فضیلت روز قدر کمتر از شب قدر نیست .

پی نوشت ها:

1 . حجر (15): 21.

2 . برای اطلاع تفصیلی از نحوه ارتباط نزول زمانی وحی و نزول دهری آن، ر . ک: انسان و قرآن، علامه حسن حسن زاده آملی، ص 223 و 234 .

3 . تفسیر موضوعی قرآن کریم [قرآن در قرآن]، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ج اول، ص 77- 79 .

4 . قرآن در اسلام، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ص 91 و 92; قرآن شناخت، بهاءالدین خرمشاهی، ص 45 و 46 .

5 . تفسیر موضوعی قرآن کریم، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ج اول، ص 23 و 24 .

6 . ر . ک: عنکبوت (29): 43 .

7 . ر . ک: نحل (16): 89، بقره (2): 1- 2 .

8 . ر . ک: فصلت (41): 2-4، مریم (19): 97 .

9 . نگاه: ص (38): 29; محمد (49): 24 و نیز ر . ک: مقالات، محمد شجاعی، ج اول، ص 89- 98 .

10 . ر . ک: یونس (10): 57، اسراء (17): 82 .

11 . مثنوی معنوی، تصحیح رینولد . ا . نیکلسون، دفتر اول، ابیات 1951- 1954


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:23 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

یا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ جاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ وَ رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ

ای پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز

وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ وَالظُّلَمِ والاْنْوارِ وَالاْرْضِ وَالسَّماَّءِ یا بارِئُ یا

و کوهها و دریاها و تاریکی ها و روشنیها و زمین و آسمان ای پدیدآرنده ای

مُصَوِّرُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا قَیُّومُ یا اَللّهُ یا بَدیعُ یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا

صورت بخش ای عطا بخش ای نعمت ده ای خدا ای بخشاینده ای خدا ای پاینده ای خدا ای نو آفرین ای خدا ای خدا

اَللّهُ لَکَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنی وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْکِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُکَ

ای خدا از آن توست نامهای نیک و نمونه های و الا و بزرگی و نعمتها از تو خواهم که

اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمی فی هذِهِ اللَّیْلَةِ

درود فرستی بر محمد و آل محمد و قرار دهی نام مرا در این شب در زمره

فِی السُّعَداَّءِ وَرُوحی مَعَ الشُّهَداَّءِ وَ اِحْسانی فی عِلِّیّینَ وَ اِسائَتی

سعادتمندان و روحم را با شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را

مَغْفُورَةً وَ اَنْ تَهَبَ لی یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبی وَ ایماناً یُذهِبُ الشَّکَّ

آمرزیده و یقینی به من ببخشی که همیشه با دلم همراه باشد و ایمانی به من بدهی که یکسره شک و تردید را

عَنّی وَ تُرْضِیَنی بِما قَسَمْتَ لی وَ اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ

از من دور کنی و بدانچه نصیبم کرده ای خوشنودم سازی و بده به ما در دنیا نیکی و نعمت و در آخرت نیز

حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنی فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ

نیکی و نگاه مان دار از عذاب آتش سوزان و روزیم کن در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت

وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَالاِْنابَةَ و التَّوبَةَ والتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ

و شوق و بازگشت و توبه بسوی خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتی بدان محمد و آل

مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

محمد علیهم السلام

و روایت کرده محمّد بن عیسی به سند خود از صالحین: که فرمودند مکرّر می کنی در شب بیست و سیّم از ماه رمضان این دعا را در حال سجود و قیام و قعود و بر هر حالی که هستی در تمام ماه و هر چه ممکنت شود و هر زمانی که حاضر شود تو را یعنی یادت آید این دعا در روزگار حیاتت می گوئی بعد از ستایش کردن حقّ تعالی به بزرگواری و فرستادن صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه و آله:

 اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فلان بن فلان  و بجای فلان بن فلان بگو:

خدایا باش برای ولی خود (فلان پسر فلان)

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی اباَّئِهِ فی

حضرت حجت فرزند امام حسن عسکری درودهای تو بر او و بر پدرانش باد در

هذِهِ السَّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقاَّئِداً وَناصِراً وَدَلیلا

این ساعت و در هر ساعت یار و مددکار و نگهبان و رهبر و یاور و راهنما

وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً و می خوانی نیز:

و دیده بان تا او را از روی میل و رغبت مردم در روی زمین سکونت دهی و بهره مندش سازی زمانی دراز

یا مُدَبِّرَ الاْمُورِ یا باعِثَ مَنْ فِی الْقُبُورِ یا مُجْرِیَ الْبُحُورِ یا مُلَیِّنَ

ای تدبیر کننده کارها ای برانگیزنده هرکه در گورها است ای روان کننده دریاها ای نرم کننده

الْحَدیدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَافْعَلْ بی کَذا وَ کَذا

آهن برای حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بکن نسبت به من چنین و چنان

و به جای این کلمه حاجات خود را بخواهد    اللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ

همین امشب همین امشب

و بلند کن دستهای خود را به سوی آسمان یعنی در وقت گفتن یا مُدَبِّرَ الاْمُورِ تا آخر و بگو این دعا را در حال رکوع و سجود و ایستاده و نشسته و مکرّر کن آنرا و بگو آنرا نیز در شب آخر ماه رَمَضان.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:23 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

انا انزلناه فی لیله القدر مبارکه انا کنا منزلین فیهایفرق کل امر حکیم » - (سوره دخان، آیات 3 و 4)

ما قرآن را در شبی مبارک فرستادیم، زیرا همواره هشدار دهنده وانذار کننده بوده ایم. در آن شب مبارک هر امری طبق حکمت خداوندتنظیم می شود.

مبارکه: مبارک از ماده برکت است. یعنی بسیار سودمند و جاویدان که از رحمت گسترده الهی برگرفته شده. برکت به معنای افزونی وفراخی و زیادی نعمت و روزی نیز گویند. در آیه می خوانیم: «ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماءوالارض » اگر مردم قریه ها (شهرها) ایمان آورده و تقوا پیشه خودمی ساختند، بی گمان، از آسمان و زمین بر آنها درهای برکت وافزونی می گشودیم.

شب قدر که در آن قرآن نازل شده، مبدا تمام خیرات و برکات وسرچشمه نیکی ها و خوبی ها است. شبی است که مقدرات جهان بشریت بانزول قرآن در آن استحکام می پذیرد و مشخص می گردد.

از کجا بدانیم که «لیله مبارکه » همان شب قدر است؟

در سوره بقره آیه 185 می خوانیم: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن » ماه رمضان که قرآن در آن نازل شد. و در سوره قدر نیزمی خوانیم: «انا انزلناه فی لیله القدر» ما آن را در شب قدرنازل کردیم. بنابراین قطعا شب قدر در ماه رمضان است و قطعاقرآن در این شب نازل شده است.

ولی شب قدر کدام شب از شبهای ماه مبارک رمضان است؟ از قرآن چنین چیزی مشخص نشده و در احادیث معصومین علیهم السلام نیز اشاره به سه مورد یا بیش از آن شده است، ولی ظن بیشتر این است که دردهه آخر ماه رمضان باشد و احتمال بیشتر همان سه شب نوزده وبیست و یکم و بیست وسوم ماه است. ولی به هر حال بهتر این است که انسان هر شب ماه مبارک را به احتمال این که شب قدر باشد، به عبادت و قرائت قرآن و دعا و نیایش بگذراند و این منحصر نباشد به احیای سه یا چهار شب هرچند اکتفای به آن نیزبسیار ارزنده است.

نزول قرآن:

آنچه از قرآن استفاده می شود، نزول قرآن بر دو گونه است: 1نزول دفعی و کلی 2 نزول تدریجی. نزول دفعی یعنی قرآن بطورکامل در شب قدر بر قلب رسول اکرم(ص) و نزول تدریجی عبارت ازنزول قرآن در مدت بیست وسه سال (دوران دعوت) به تدریج و به مناسبت ها و طبق رویدادها.

انا کنا منذرین: ما پیوسته انذار کننده بوده ایم. خداوندمی خواهد بفرماید که انذار و هشدار منحصر به قرآن و اسلام نمی باشد زیرا هشدارهای الهی در طول تاریخ بوده و این سنت جاوید پروردگار است که از طریق انبیا و رسل ادامه داشته وپیامبران، ملت ها و امت ها را از نافرمانی و عصیان پروردگاربرحذر داشته و انذار نموده اند.

یفرق: فرق یعنی جدا کردن و فصل چیزی از چیز دیگر تا متمایز ومشخص شوند و در مقابل آن «احکام » است. پس امر حکیم امری است که الفاظش از یکدیگر متمایز نباشند.

نزول و انزال: در آیاتی که بحث از نزول دفعی و جمعی قرآن درشب قدر یا در ماه رمضان است، عبارت «انزال » آمده و معنایش همان نزول دفعی و تفصیلی در یک جاست.

و در مواردی که بحث از نزول تدریجی به میان آمده، عبارت «تنزیل » ذکر شده است.

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام کاظم(ع) نقل شده که در تفسیرآیه «انا انزلناه فی لیله مبارکه » فرمود:

«هی لیله القدر انزل الله عزوجل القرآن فیها الی البیت المعمور جمله واحده ثم نزل من البیت المعمور علی رسول الله فی طول عشرین سنه » لیله مبارکه همان شب قدر است که خداوند قرآن را در آن شب بر «بیت معمور» یک جا نازل کرد سپس از بیت معمور در طول بیست سال بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد.

مقصود از بیت معمور چیست؟ مطالب زیادی ذکر شده که جای آن اینجا نیست، ممکن است جایی محاذی خانه خدا باشد یا مقصود خودکعبه باشد. به هر حال هر جا باشد، قطعا مد نظر حضرت بوده وپیامبر بدون شک در جریان امر قرار گرفته است.

ضمنا ملاحظه می شود که در این روایت برای نزول دفعی عبارت «انزل » آورده و در مورد تدریجی عبارت «نزل » به کار برده شده.

محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر علیه السلام درباره این آیه می پرسد. امام می فرماید: «آری! منظور شب قدراست که هر سال در دهه آخر ماه رمضان تکرار می شود». در موردآیه فیها یفرق کل امر حکیم می فرماید: «در شب قدر از هر سال،تمام امور آن سال که باید تا سال بعد جریان داشته باشد و رخ بدهد، چه امر خیر و چه امر شر، چه فرمانبری مردم و چه عصیان وتمرد آنان، چه مولودهایی که به دنیا می آیند و چه اجل هایی که فرا می رسد، چه رزق و روزی ها و چه هر امر دیگری که تقدیرمی شود.

پس هر چه در آن شب برای آن سال تقدیر شود، همان قضای حتمی است ولی در عین حال مشیت خداوند در آن تصرف خواهد داشت.»

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به عموم مسلمین بویژه شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنیم و امیدواریم مومنین هرچه بیشترتوفیق دعا و عبادت و تلاوت قرآن کریم و اعمال خیر و اطعام وانفاق پیدا کنند و مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد. آمین رب العالمین.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:23 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا که شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یکسال و شب مبارک معرفی شده است.

و در روایات هم تعبیرات زیبایی از شب قدر آمده است، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینکه هر کس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خدا واقع می شود.(1)

(2)

بی نصیب شده است.»

با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد که برای نحوه بهره گیری و بهره برداری بیشتر از فیضهای معنوی آن، سیری در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام در شب قدر داشته باشیم. باشد که ره توشه هایی از آن برگیریم.

البته، اذعان داریم که همه حالات معصومان علیهم السلام در این شب با عظمت و ارتباطی که با عالم بالا و ملکوت داشته و دارند، نه قابل درک و فهم غیر معصومان است و نه در تاریخ انعکاس یافته است. آنچه بیان می شود، فقط گوشه هایی از رفتارهای ظاهری آنان است، نه عمق و ژرفای حالات آنها. پس آنچه در پیش رو دارید، گامی است در این مسیر.

الف. عبادت و شب زنده داری

از اعمالی که در طول سال، مخصوصا شبهای مبارک رمضان و علی الخصوص در شب قدر بدان سفارش اکید شده است، اِحْیا و شب زنده داری است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ اَحْیا لَیْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَی السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می گرداند.»

و معصومان علیهم السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامی می داشتند و از آن بهره می بردند:

1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نه تنها در شب قدر بیدار بود، بلکه دهه سوم ماه مبارک رمضان کاملاً بستر خواب را جمع می کرد و به عبادت می پرداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ کانَ یَطْوی فِراشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ کانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ کانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فی تِلْکَ اللَّیْلَةِ؛(4)رسول خدا صلی الله علیه و آله [این چنین] بود که رخت خواب خویش را جمع می کرد و کمربند [همّت برای عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محکم می بست و همیشه این گونه بود که اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می پاشید [تا از درک شب قدر، و درک شب زنده داری محروم نشوند].»

حتی در شبهای بارندگی در حالی که مسجد مدینه سقف نداشت، عبادت و شب زنده داری را ترک نمی کرد و دیگران را با رفتار خویش وا می داشت که در همان گل و باران بیدار باشند و نماز گزارند.(5)

(6)

داشت که بعدا به آن اشاره می شود.

3. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز آن قدر عبادت می کرد که امام حسن علیه السلام می فرماید: «ما کانَ فِی الدُّنْیا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ علیهاالسلام ، کانَتْ تَقُومُ حَتّی تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه علیهاالسلام در دنیا نبود؛ همیشه این گونه بود که آن قدر به عبادت می ایستاد که پاهای [مبارکش[ ورم می کرد.»

علت نام گذاری او به «زهرا» نیز این است که شبها نور عبادت و شب بیداری او به سوی آسمان می تابید(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصی داشت، نه تنها بیدار بود که بچه ها و فرزندان خویش را نیز وادار می کرد که شب بیدار باشند؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «وَ کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها یَنامُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ تُداویهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها؛(9) روش فاطمه علیهاالسلام این بود که هیچ فردی از خانواده خویش را نمی گذاشت در آن شب (بیست و سوم) بخوابد و [مشکل خواب] آنها را با کمی غذا و آمادگی در روز درمان می نمود و می فرمود: محروم است کسی که از خیر [و برکت] آن شب محروم شود.»

4. امام باقر علیه السلام فرمود: «هر کس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را می آمرزد.»(10) و شیخ عباس قمی نقل کرده که «امام باقر علیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سوم تا نیمه شب دعا می خواند و آن گاه به نماز می پرداخت.»(11)

(12)

قابل توصیف نخواهد بود.

او نه تنها خود شب زنده داری و عبادت داشت که به دیگران نیز می فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیاها اِلی طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)کسی که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده داری کند، گناهانش آمرزیده می شود.»

6. امام حسن عسکری علیه السلام نیز چون پدران خود، اهل مناجاتهای طولانی و شب زنده داری در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شیعیان خود نیز این اعمال را اکیدا سفارش می کرد.

از جمله، می فرمود:«فَلا یَفُوتُکَ إِحْیاءُ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ؛(15)پس بیداری در شب بیست و سوم را از دست نده!»

ب. حضور در مسجد

از مسائلی که معصومان علیهم السلام نسبت به آن حساسیت ویژه نشان داده اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتی در شبهای بارانی و گل بودن مسجد مدینه، حضور در آن را در شبهای قدر ترک نمی کرد. از آن بالاتر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دهه سوم ماه مبارک رمضان، شب و روز در مسجد معتکف بود. (این همان سنّت حسنه ای است که در سالهای اخیر در بسیاری از شهرها، از جمله «قم» در ایّام ماه رجب ـ سیزدهم تا پانزدهم - زنده شده است و باید دانست که بهترین زمان برای اعتکاف، ماه مبارک رمضان است.)

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفّاهُ اللّهُ؛(16) پس [پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتکاف بود تا آن وقت که خداوند او را گرفت.»

یحیی بن رزین نقل نموده که «کانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَریضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلی مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَکانَ فیهِ حَتّی أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛(17)امام صادق علیه السلام بیماری شدیدی داشت، دستور داد او را به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان در آنجا باقی ماند.»

موارد فوق نشان می دهد که حضور در مساجد، در شبهای با عظمت قدر خصوصیتی دارد که باید بدان توجه شود. و پیروان اهل بیت علیهم السلام شایسته است که به خوبی از مساجد استقبال نمایند.

ج. مراسم قرآن سرگرفتن

یکی دیگر از اعمال شب قدر که در سیره معصومان دیده می شود و بحمد اللّه، در جامعه تشیّع به خوبی جای خود را یافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «برای سه شب قرآن کریم را مقابل خود قرار دهید و آن را بگشایید و بخوانید: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئَلُکَ... .»(18)

د. برپایی نماز جماعت

از عباداتی که سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارک رمضان، برپایی نماز جماعت است. انس بن مالک از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمودند: «مَنْ صَلّی مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلی آخِرِه فی جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛(19) کسی که از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره ای از شب قدر گرفته است.» و امام صادق علیه السلام نیز نماز صبح را به جماعت برگزار می نمود، و بعد از آن تا مدّتی مشغول تعقیبات می شد.(20)

می شود.

ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران او و دیگر معصومان علیهم السلام در سخت ترین شرائط نماز جماعت شب قدر را ترک نمی کردند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «شب بیست و سوم در عین حالی که باران شدیدی آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به نماز وامی داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّی بِنا رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِی الطّینِ؛(21) پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز[جماعت] خواند، در حالی که نوک بینی حضرت در گل [فرو رفته[ بود.»

ه . افطاری دادن و اطعام نمودن

از اعمالی که در ماه مبارک رمضان مورد تأکید قرار گرفته، افطاری دادن به دیگران است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه معروف شعبانیه می فرماید:«مردم بیدار باشید! کسی که از شما به روزه دار مؤمن در این ماه افطاری دهد، پاداش آزاد نمودن یک برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: ای رسول خدا! ما توان افطاری دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.»(22)

(23)

چشمش زیاد شود.»

امام علی علیه السلام نیز در شبهای مبارک رمضان و شبهای قدر به مردم اطعام می کرد و آنها را موعظه می نمود؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «کانَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طالِبٍ علیه السلام یَعُشُّ النّاسَ فی شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یَتَعَشّی مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فی خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاکَ اَمْرِکُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَکُمُ التَّقْوی وَ زینَتَکُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِکُمُ الْحِلْمُ؛(24)همیشه علی بن ابی طالب علیهماالسلام شام[و افطاریِ تهیّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان می داد، ولی خود از آن [گوشت] استفاده نمی کرد. پس هنگامی که [از خوردن شام] فارغ می شدند، برای آنها خطبه می خواند و آنها را موعظه می نمود... و در خطبه اش فرمود: بدانید ملاک امر [و کارهای] شما دین است و نگه دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهای [نگه دارنده] آبروی شما حلم است.»

و امام زین العابدین علیه السلام نیز در طول ماه مبارک رمضان در راه خدا انفاق می کرد و صدقه می داد؛ چنان که در حدیثی می خوانیم:«کانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فی کُلِّ یَوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَیَقُولُ: لَعَلّی اُصیبُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ؛(25)(امام سجاد علیه السلام ) روشش این بود که هر روز از ماه [مبارک] رمضان درهمی صدقه می داد و آن گاه می فرمود: شاید [با این کار صدقه] شب قدر را دریابم.»

و امام صادق علیه السلام فرمود: «جدّم امام زین العابدین علیه السلام روزی که روزه می گرفت، دستور می داد گوسفندی ذبح کنند و آن را تکه تکه نموده، بپزند. هنگام افطار که نزدیک می شد، حضرت به دیگها سر می زد تا بوی آنها را استشمام کند، در حالی که روزه دار بود. سپس دستور می داد ظرفها را پر کنند و یکی یکی به در خانه افراد [فقیر] ببرند تا آنجا که غذا تمام می شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار می نمود.»(26)

ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.»(27)

به صورت گذرا و اشاره بیان نماییم.

گزارشی از آخرین شب قدر

علی علیه السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبی داشت و هر شبی را در یک جا میهمان بود. غذا کم میل می فرمودو... .

ابن حجر چنین می گوید: «هنگامی که رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یکی از بستگان افطار می کرد؛ شبی در منزل حسن علیه السلام ، شبی در منزل حسین علیه السلام و شبی نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمی خورد، «وَ یَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِیَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و می فرمود: دوست دارم خدا را [با شکم] گرسنه ملاقات کنم.»(28)

گرسنه ملاقات کنم.

در آن شب حضرت سوره یآس می خواند و مرتب به آسمان نگاه می کرد و می فرمود: «امشب، همان شبی است که به من وعده دیدار داده شده است.»(29)

کردم که خداوند من را از آنها بگیرد.»(30)

الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم نما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب

علی علیه السلام هیجان عجیبی داشت. خود می گوید: هر کاری کردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَی اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛(31) خیلی تلاش کردم که سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولی خدا اِبا کرد، جز اینکه آن را پنهان کرد.»

آن گاه رهسپار مسجد شد. چند رکعت نماز گذارد. سپس بالای مأذنه رفت تا اذان بگوید.

وقتی از بالای مأذنه پایین می آمد، می فرمود:

«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ فِی اللّهِ لا یَعْبُدُ غَیْرَ الْواحِدِ

یعنی باز کنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که [افتخارش این است که] غیر از [خدای] واحد را نپرستیده است.»

آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت که شمشیر زهراگین فرقش را شکافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ...هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛(32) به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم... این [شهادت[ چیزی بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»

شب وصل است و خوش قرآن ناطق نیایش می کند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله کرده به یک شب طی رهی صد ساله کرده
لبانش می خورد آهسته بر هم که گویا عرش و فرش گردیده در هم



1. ر. ک: بحار الانوار، ج 94، ص 80.

2. کنز العمّال، علی متقی هندی، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.

3. بحار الانوار، ج 95، ص 145.

4. همان، ج 95، ص 10.

5. همان، ص 10.

6. همان، ج 41، ص 21.

7. همان، ج 43، ص 76.

8. همان، ص 12.

9. بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرک الوسائل، ج 7، ص 470.

10. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.

11. مفاتیح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.

12. مفاتیح الجنان، ص 720.

13. بحار الانوار، ج 80، ص 128.

14. ر. ک: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.

15. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.

16. بحار الانوار، ج 94، ص 7.

17. همان، ص 4، ذیل روایت 4.

18. همان، ح 5 و ر. ک: مفاتیح الجنان، ص 224.

19. کنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.

20. وسائل الشیعة، ج 7، ص 260.

21. بحار الانوار، ج 95، ص 10.

22. عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 1، ص 230.

23. الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.

24. سفینة البحار، ج 1، ص 703.

25. بحار الانوار، ج 95، ص 82.

26. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134.

27. همان، ص 134.

28. انوار البهیّة، شیخ عباس قمی، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.

29. همان، ص 80؛ ر.ک: زندگی امیرالمؤمنین، رسولی محلّاتی، ج 2، ص 247.

30. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 99؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 45.

31. منتهی الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.

32. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 379؛ زندگانی امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 49.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:16 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می فرماید:

تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ.

فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:

فیها یفرَق کلّ أمرٍ حکیم.1

در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می نماید. ظاهر این فعل ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.

این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می آیند و این امر یک متولی و ولی می خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:

در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده ایم.

دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیة مورد بحث، یکی از مستدل ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.

و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.

چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء می فرماید:

إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیل أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا.

کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده اند و می خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می گویند به برخی ایمان می آوریم و به بعضی کافر می شویم و می خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده ای مهیا کرده ایم.

و می بینید که خداوند، کسانی را که پاره ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می داند.

بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده اند، فرمودند:

من أنکر المهدی فقد کفر.2

کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.

و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(ع) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده اند:

القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لی فی أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.1

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می کنند و امت مرا از راه او گمراه می سازند، به خدا شکایت می برم. به زودی آنها که ستم کردند و می دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی ها مجازات ستمگری های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).

در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می گوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(ع) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(ع) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می کنند.3

حضرت امام سجاد(ع)، در این باره، می فرمایند:

همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(ع)) فرود می آید.

و نیز آن حضرت(ع) فرموده اند:

ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(ع) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(ص) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(ص) است.

همچنین از رسول اکرم (ص) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی طالب(ع) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه که نگارش یافت، استفاده می شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(ع) و امامت آنان تا روز رستاخیز می باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت های حضرت فاطمة زهرا(س) است، ملاحظه می کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(ع) نقل شده که فرموده اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(س) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (س) نیز دارد.

و از طرفی، همان گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می آید، نزول گاه نور پاک امامان معصوم(ع) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(س) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی برد، شب قدر را درک کرده است.

پی نوشت ها:

برگرفته از: تحقیقی دربارة لیلةالقدر و رابطة آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132 ، با تلخیص.

1. سورة دخان (44)، آیة 4.

2. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. امراء هستی، ص 190؛ تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:16 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

شب قدر در نگاه علامه طباطبایى

دین - آنچه در پیش رو دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه‏اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن کریم مى‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو مى‏فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مى‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین کرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمى‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار مى‏شود آن شب نیز تکرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار مى‏شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)

عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآن
ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .

آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏کند.
در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمى‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده مى‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است. (6)

د- سلام و امنیت
قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.

پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع کافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .
6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:16 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

حقیقت شب قدر

شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

شب قدر

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

شب قدر

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.


[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 06:16 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

گلچین ایام فاطمیه

حاج سعید حدادیان

ترتیب زمان حجم دانلود پخش
۱ ۰۰:۰۱:۲۲ ۳۲۵ KB دانلود
۲ ۰۰:۰۷:۱۱ ۱.۵۶ MB دانلود
۳ ۰۰:۱۰:۱۸ ۲.۳۶ MB دانلود
۴ ۰۰:۱۶:۱۱ ۳.۶۷ MB دانلود
۵ ۰۰:۰۲:۲۱ ۵۵۶ KB دانلود

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

گلچین ایام فاطمیه

حاج عبدالرضا هلالی

ترتیب زمان حجم دانلود پخش
۱ ۰۰:۰۱:۴۷ ۴۲۵ KB دانلود
۲ ۰۰:۰۲:۰۵ ۴۹۵ KB دانلود
۳ ۰۰:۰۳:۲۳ ۸۰۰ KB دانلود
۴ ۰۰:۰۴:۵۱ ۱.۰۱ MB دانلود
۵ ۰۰:۰۲:۱۹ ۵۴۹ KB دانلود
۶ ۰۰:۰۳:۵۸ ۹۳۶ KB دانلود
۷ ۰۰:۰۳:۱۰ ۷۴۸ KB دانلود
۸ ۰۰:۰۵:۳۲ ۱.۲۸ MB دانلود
۹ ۰۰:۰۳:۵۴ ۹۱۹ KB دانلود
۱۰ ۰۰:۰۴:۰۲ ۹۵۲ KB دانلود

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

گلچین ایام فاطمیه

حاج محمود کریمی

ترتیب حجم دانلود پخش
۱ ۲.۵ MB دانلود
۲ ۴.۰ MB دانلود
۳ ۲.۳ MB دانلود
۴ ۶۶۸ KB دانلود
۵ ۱.۷ MB دانلود
۶ ۴.۶ MB دانلود
۷ ۳.۰ MB دانلود
۸ ۲.۱ MB دانلود
۹ ۲.۵ MB دانلود
۱۰ ۱.۸ MB دانلود

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

گلچین ایام فاطمیه

سید جواد ذاکر

ترتیب زمان حجم دانلود کمکی دانلود پخش
ازچه منه دیوانه دیوانه ترم امشب
۱ ۰۰:۰۴:۵۱ ۱.۶۹ MB دانلود دانلود
فاطمه جـــــان / فاطمه جـــــان
۲ ۰۰:۰۸:۲۴ ۲.۹۱ MB دانلود دانلود
یا اهل العالم فاطمه بضعه منی
۳ ۰۰:۰۵:۴۴ ۱.۹۹ MB دانلود دانلود
بانوی بی مثل علی مایه ی فخر همه ای
۴ ۰۰:۰۱:۴۴ ۶۴۳ KB دانلود دانلود
ازچه منه دیوانه دیوانه ترم امشب
۵ ۰۰:۰۴:۵۵ ۱.۷۱ MB دانلود دانلود
روضه حضرت زهرا (س)
۶ ۰۰:۰۸:۱۱ ۲.۸۴ MB دانلود دانلود
روضه حضرت زهرا (س)
۷ ۰۰:۰۶:۳۷ ۲.۳۰ MB دانلود دانلود
روضه حضرت زهرا (س) (باسینه زنی)
۸ ۰۰:۰۷:۰۱ ۲.۴۴ MB دانلود دانلود
نور را بر سوی ظلمت میبرن شاه را راسوی رعیت میبرن
۹ ۰۰:۰۵:۴۲ ۱.۹۹ MB دانلود دانلود
آنان که قمار عشق رامیبازند/برسینه بنای حسرتی میسازند
۱۰ ۰۰:۱۱:۴۸ ۴.۰۸ MB دانلود دانلود
نور را بر سوی ظلمت می برن شاه را سوی رعیت می برن
۱۱ ۰۰:۰۳:۵۴ ۹۲۱ KB دانلود دانلود

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد است. و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا  نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.

بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.

و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

 

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای:


ما در مورد مساله زن از یك سو و مساله دانش و تخصص از سوی دیگر و مساله خدمت به افراد بشر هم از جانب دیگر‚ به نام اسلام ادعاهایی داریم. ادعاهای ما‚ در چارچوب اسلام است. ما معتقدیم زنان در هر جامعه سالم بشری قادرند و می باید فرصت پیدا كنند كه در حد سهم خود‚ تلاش و مسابقه خویش را در پیشرفتهای علمی و اجتماعی و سازندگی و اداره این جهان به عهده بگیرند. از این جهت‚ میان زن و مرد هیچ تفاوتی نیست. هدف از آفرینش هر فرد انسان‚ عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است‚ یعنی رسیدن به كمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی كه یك انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود. فرقی هم بین زن و مرد نیست. (تاریخ : 26/10/1368)

***         * * * * * * * ***

 

اسلام می خواهد كه رشد فكری و علمی و اجتماعی و سیاسی و - بالاتر از همه - فضیلتی و معنوی زنان‚ به حد اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری - به عنوان یك عضو - حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مساله حجاب‚ بر این اساس است. مساله حجاب‚ به معنای منزوی كردن زن نیست. اگر كسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد‚ برداشتش كاملا غلط و انحرافی است. مساله حجاب‚ به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قیدوشرط زن و مرد در جامعه است. این اختلاط‚ به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است.(تاریخ : 26/10/1368)

 

***         * * * * * * * ***

دنیای غرب‚ زن را به ابتذال كشاند. تا شصت‚هفتاد سال قبل از این‚ در تمام اروپا و كشورهای غربی‚ زن فقط در سیطره مرد - یا مرد خود و یا یك مرد دیگر مثل صاحب كارخانه و مزرعه - می توانست باشد و هیچ حقی از حقوق اصلی یك انسان در یك جامعه متمدن را نداشت. حق رای و حق مالكیت و حق معامله نداشت. بعد آمدند زن را به میدان كار و زندگی و فعالیت اجتماعی كشاندند‚ اما در همان حال‚ تمام وسایل را برای لغزش زن فراهم كردند و او را در متن جامعه‚ رها و بی پناه گذاشتند. سرمایه داران بزرگ‚ سیاستمداران خبیث و پلید و گردانندگان دستگاههای مخفی‚ فكر كردند كه می توانند برای كارهای سیاسی و اقتصادی‚ از این وضعیت بهتر استفاده كنند و زن را به ابتذال بكشانند. بله‚ در آن جاها‚ علم و سیاست هم هست و زنها در میدان علم و سیاست هم جلو می روند‚ اما به چه قیمتی همین حالاهم توده وعامه زنها - نه چهار نفر خانم دكتر یا متخصص یا نویسنده و برجستگان و زبدگان - در كشورهای اروپایی و امریكایی كه از تمدن غربی حظ زیادی دارند‚ در وضعیت سخت و بی رحمانه یی زندگی می كنند و ستم همسران وستم كاری كه بر آنان تحمیل می شود و كارهای سخت و سنگینی كه بر دوش آنان می گذارند‚ تحمل می كنند. با این كار‚ وانمود می كنند كه زن را وارد میدان اجتماع كرده اند‚ در حالی كه فرصت اندیشیدن و فكر كردن و تصمیم گرفتن هم برای آنان وجود ندارد. ( تاریخ: 26/10/1368)

 

***         * * * * * * * ***

 

در غرب‚ ارتباط بی بندوبار زن و مرد‚ یك كار رایج است و عدم حجاب و واسطه و فاصله یی بین زن و مرد در معاشرتها‚ یك كار معمولی است. نمی گوییم كه در كشورهای غربی‚ همه مردان یا زنان فاسدند. نه‚ چنین ادعایی نمی كنیم‚ چنین تهمتی نمی زنیم‚ واقعیت هم ندارد. در میان آنان‚ یقینا مردان و زنان خوب و نجیب هم هستند‚ اما آزادی جنسی در جوامع غربی حاكم است. این‚ در آن جا یك فرهنگ است. در فرهنگ غربی‚ آزادی شهوات جنسی‚ یك امر مباح و مجاز و بی قیدوشرط است.
بعضی از كشورهای غربی‚ در این قسمتها خیلی هم پیش رفته اند و زندگی خودشان را به شكلهای شرم آوری درآورده اند و البته پشیمانند. این چیزی است كه متفكران و سیاستمداران و برنامه ریزان و مدیران كشورهای غربی در آن گیر كرده اند و واقعا برایشان مشكل درست كرده است.
در كشورهای اروپایی كه خودشان را پیشرفته می دانند و در ادعا و تبلیغات‚ مسایل حقوق بشر و آرای انسانها برایشان حایز اهمیت است یعنی فرانسه و انگلیس اجازه ندادند كه چند نفر زن یا دختر مسلمان‚ با حجاب اسلامی رفت و آمد كنند و به مدارس بروند! این جا اجبار و الزام را جایز می شمارند و در آن ایراد و عیبی نمی بینند‚ اما جمهوری اسلامی به خاطر این كه حجاب را در جامعه الزامی می داند‚ همه این محافل‚ آن را مورد اعتراض قرار می دهند! اگر الزام زنان به شكلی از لباس و زی ایراد دارد‚ ایراد آن بیشتر از الزام به حجاب است‚ زیرا این به سلامت نزدیكتر است. حداقل این است كه این دو‚ با یك نظر دیده بشود‚ اما غرب این طوری عمل نمی كند.
غرب‚ جمهوری اسلامی را به عنوان كشوری كه در آن‚ لباس زنان شكل الزامی دارد‚ مورد انتقاد قرار می دهد‚ اما آن دولتهایی كه برهنگی و نبودن حجاب میان زن و مرد را الزامی می كنند‚ آنها را مورد انتقاد قرار نمی دهد!(تاریخ : 10/1/1369

[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

 

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح

 

مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است.1

 

1. پوشش زن در یونان و روم باستان

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2

 

یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3

 

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

 

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

 

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

 

2. پوشش زن در ایران باستان

 

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

 

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

 

نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

دوره مادها

 

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

 

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11

 

دوره پارسی ها (هخامنشیان)

 

پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12

 

دوره اشکانیان

 

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13

 

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»14

 

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.»

 

دوره ساسانیان

 

در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15

 

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16

 

برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17

 

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

 

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

 

در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18

 

از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

 

حجاب در آیین یهود

 

در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19

 

حجاب در آیین مسحیت

 

در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند:

 

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.

 

و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.» 21

 


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب