مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم.

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

 

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

 

من می دانم که در عمق دورنت خدا را دوست می داری، فاطمه ی زهرا(س) را دوست می داری، برای امام حسین(ع) اشک می ریزی و اگر ندای حق درست به تو برسد، هیچ گاه رضایت آن ها را با هیچ چیز دیگر در دنیا عوض نمی کنی.

 

عزیز دلم!

 

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

 

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

 

عزیز دلم!

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
1- استفاده زنان از کلاه گیس
کلاه گیس برای زن جایز است؟
حال اگر دختری کلاه گیس بر سر بگذارد و حجاب خود را بردارد اشکال دارد؟
آری استفاده از کلاه گیس جایز است ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست.

line

2- نگاه کردن به زنان مسلمانی که حجابشان را رعایت نمی کنند.
آیا به زنان مسلمانی که خودشان حجابشان را رعایت نمی کنند میتوان نگاه کرد و یا زن مسلمانی که عقیده به حجاب ندارد و حکم ان چیست؟
در صورتی که به نهی از منکر دیگران توجهی نمی کنند با دو شرط می توان به آنها نگاه کرد نخست این که به قصد لذت نباشد دیگر این که خوف وقوع در گناه نرود.

line

3- حکم اجبار برای مراعات حجاب همسر
من 7 ماه هست که ازدواج کردم و همسرم در یک خانواده ای بزرگ شده که حجاب (بیشتر منظورم روسری گذاشتن هست) برایشان مسئله ای نیست و تمام دختر خاله ها ، دختر دایی ها و ..... جلوی نامحرمان مخصوصا جمع فامیل روسری سر نمی کنند و این مسئله در زندگی من تاثیر میگذارد و نمی تونم به زور به همسرم بگویم که باید روسری ببپوشی در ضمن در هر رابطه ای که شما فکر کنید برایش از گناهان میگویم از آخرت میگویم و گه گاهی هم همسرم نماز میخواند ولی حالا میگویید چکار کنم به زور متوسل شوم یا ........
با زبان خوش توأم با ادب و احترام ایشان را راهنمایی کنید و فلسفه حجاب که برای حفظ شخصیت زنان (نه محدود کردن آنها) وضع شده را برایشان تبیین نمایید تا با میل و اختیار خود حجاب را مراعات کند.
در این زمینه کتابهای مختلفی نوشته شده از جمله کتاب کوچکی به نام "خواهرم حجاب سعادت است" که مطالعه آن به شما در این راه کمک زیادی خواهد کرد ضمناً اگر بتوانید روابطتتان را با اقوامی که به مسائل اسلامی اهمیت نمی دهند کمتر و با بستگانی که مقید به احکام اسلامی هستند بیشتر کنید مؤثر خواهد بود و این راه را ادامه دهید و مأیوس نشوید

line

 

4- استفاده از رنگ های متنوع در لباس
گفته مى شود که استفاده از چادر مشکى براى خواهران مناسب نیست و مکروه مى باشد، و خواهران باید از پوشاک روشن و رنگهاى متنوّع استفاده نمایند و دلیلى ندارد که توصیه شود خانمها کفش و مانتوى تیره بپوشند، حال سؤال این است که در حال حاضر و با توجّه به شرایط فعلى جامعه ما، تکلیف پوشش خواهران چیست و آیا سخنان فوق و امثال آن، با توجّه به آثار و تبعات آن براى جامعه، شرعاً صحیح است؟
انتخاب چادر مشکى براى زنان، و عباى مشکى براى مردان، مکروه نیست.و استفاده از رنگهاى ساده دیگر مادام که منشأ مفاسدى نشود نیز جایز است؛ البتّه رنگهاى سنگین بهتر است.

line

5- استفاده از مانتو در صورتی که حفظ حجاب نشود
آیا پوشیدن مانتو براى زنان، در صورتى که حفظ حجاب اسلامى نشود و برجستگى هاى اندام مشخّص باشد، اشکال دارد؟
در صورتى که لباس چسبان باشد حرام است؛ ولى اگر لباس گشاد باشد اشکال ندارد.

line

6- پوشیدن جوراب نازک برای زنان
آیا پوشیدن جورابهاى نازک، در صورتى که پا در آن پیدا باشد براى زنان جایز است؟
اگر پا در آن پیدا باشد جایز نیست؛ ولى معلوم بودن حجم پاها ضررى ندارد.

line

7- مقدار پوشش زن در برابر نامحرم
باسلام پوشش زن در چه حدی باید باشد.نامزد من در مقابل میهمانان نامحرم پوشش را در حد پوشیدن پیراهن آستین بلند و شلوار (نه زیاد تنگ و نه زیاد گشاد)کافی میداند. البته به هیچ وجه جایی از بدن ایشان بدون پوشش نیست.
در صورتیکه لباس او چسبان نباشد و تمام بدن را غیر از گردی صورت و دستها تا مچ را بپوشاند مانعی ندارد.

line

8- پوشیدن مانتو
پوشیدن مانتو چه حکمى دارد؟ آیا جزء لباسهاى زینتى است؟
پوشیدن لباسهاى زینتى اشکال دارد ولى مانتوهاى معمولى زینتى نیست و لباسى که تمام بدن جز صورت و کفّین را بپوشاند کافى است هر چند چادر محفوظ تر و بهتر است.

line

9- لزوم پوشاندن وجه و کفین برای بانوان
چنان که نپوشاندن وجه و کفّین (صورت و دستها تا مچ) فسادى را براى زن در جامعه به بار آورد آیا پوشاندن وجه و کفّین واجب مى شود؟
اگر موجب فساد باشد لازم است.

line

10- لزوم رعایت حجاب در کلاس درس
حکم مشاهده دستها و موهاى سر و صورت زن، بیش از مقدار شرعى که در هنگام نوشتن روى تخته سیاه ظاهر مى گردد چگونه است؟ (البتّه به منظور تفهیم استاد و دریافت و درک دانشجویان).
باید حجاب را طورى مراعات کنند که زاید بر وجه کفّین ظاهر نشود.

line

11- پوشاندن زینت
چنانچه زن با خود زینت داشته باشد (مانند حلقه ازدواج، یا انگشترى در دست، یا چهره آراسته کرده باشد) آیا واجب است وجه و کفّین را بپوشاند؟
در مورد حلقه و انگشتر مانعى ندارد ولى در مورد آرایش مشکل است.

line

12- سرمه کشیدن و استفاده از ساعت و عینک زیبا
آیا سرمه کشیدن یا ابرو چیدن، انگشتر عقیق، ساعت، عینک طبّى زیبا براى زنان زینت به حساب مى آید که پوشش آن لازم باشد؟
ظاهراً جزء زینت ممنوع نیست.

line

13- پوشاندن صورت در محیط درسی
آیا پوشاندن صورت واجب است با توجّه به این که در محیط درسى کار مشکلى است؟
وجه و کفّین از حجاب مستثنا هستند و پوشاندن آنها واجب نیست.

line

14- علت الزام حجاب برای مسافران خارجی
همانطور که مى دانیم خداوند متعال در سوره نور، حجاب را مختصّ مؤمنان، زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و زنان مؤمنین دانسته است. حال سؤال این است که: 1ـ آیا حجاب براى غیر مسلمانان در کشورهاى اسلامى واجب است؟ 2ـ اگر واجب است، همانطور که در فرانسه و ترکیه بر اعتقادات اسلامى ما مى تازند، و ما آنها را ظالم و ضدّ اسلام مى دانیم، آیا ما هم با پوشاندن زنان خارجى که به ایران مى آیند و یا پیروان سایر مذاهب داخل کشور، به آنها اجحاف ننموده ایم؟ 3ـ اگر حجاب اختیارى بود، بهتر نبود، و معضلات اجتماعى حلّ نمى شد؟

 

یک اصل مسلّم در اسلام داریم که هر حکمى براى مؤمنین و مسلمانان ثابت است، دیگران نیز مکلّف به آن هستند (الکفّار مکلّفون بالفروع کما انّهم مکلّفون بالأصول)، بنابراین آنها هم موظّف به حکم حجاب و ترک شرابخورى (حدّاقلّ آشکارا) و گناهان دیگر هستند، و نسبت به حجاب که ما مى توانیم اعمال کنیم کار صحیح و عادلانه اى است، و ما دوران قبل از انقلاب را فراموش نکرده ایم که وقتى اختیار و آزادى داده شد چه زنانى با چه وضعى بیرون آمدند و اکثر جوانان را به فساد کشیدند; و نوشته اید که اگر ما به کشورهاى آنها برویم و ما را اجبار به بى حجابى کنند، چه مى شود؟ فراموش نکنید که آنها بى حجابى را واجب نمى دانند، در حالى که ما حجاب را واجب مى دانیم.

 

line

 

15- انتخاب نوع حجاب

آیا در مورد انتخاب نوع حجاب زن خود او اختیار دارد که مثلا چادر یا مانتو را انتخاب کند یا باید آنچه را که شوهرش انتخاب کرده انجام دهد؟ ۲)با توجه به آیه ی لا اکراه فی الدین چرا باید در جامعه ی اسلامی ما حجاب اجباری باشد حتی برای غیر مسلمانان که واقعا غیر منطقی است؟؟؟
انتخاب نوع حجاب مشروط بر اینکه جنبه شرعی داشته باشد به دست زن است و اما رعایت حجاب از سوی غیر مسلمانان احترامی دست به مقدسات اکثریت جامعه ای که در آن زندگی می کنند.

منبع : رساله آیت الله مکارم شیرازی


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

کرامت انسانى زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود. حجاب نیز یکى از احکام دینى است که براى حفظ و پاکدامنى زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌هاى اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا براى احیاى ارزش‌هاى دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین علیه‌السلام و زینب کبرى و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. براى زنان، زینب کبرى و خاندان امام حسین علیه‌السلام الگوى حجاب و عفاف است. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و اداى رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.


حسین بن على علیهماالسلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. (1) اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه‌ها و رفتار آنان بود.

 

در آخرین لحظات، وقتى آن حضرت صداى گریه بلند دخترانش را شنید برادرش عباس و پسرش على اکبر را فرستاد که آنان را به صبورى و مراعات آرامش دعوت کنند. (2)



رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهداى کربلا و حضرت زینب، نمونه عملى متانت بانوى اسلام بود. امام سجاد علیه‌السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنى را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (3)


یا زینب

به نقل شیخ مفید: پس از کشته شدن امام حسین علیه‌السلام وقتى گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند. (4)


به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه‌السلام در گفت ‌و گو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌دارى توصیه کرد. (5) روز عاشورا وقتى زینب کبری، بی‌طاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت این گروه را نسبت به ما دراز مکن. (6)


در حادثه حمله دشمن به خیمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زنى از بنى بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: اى آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت می‌کنند و جامه‌هایشان را می‌برند و شما می‌نگرید؟ (7)
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت:


وقتى ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچى کمترى داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهاى شهدا را از میان کجاوه‌هاى اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم.! (8)


از اعتراض‌هاى شدید حضرت زینب علیهاالسلام به یزید، این بود که: اى یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته‌اى و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌اى که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می‌کنند؟! (9)


هدف از نقل این نمونه‌ها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین علیه‌السلام، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این که حریم حرمت عترت پیامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشاى مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد می‌کردند.


با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلى و از شهرى به شهرى و از دربارى به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز سخنرانی‌های افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی‌ماندند. حرکت اجتماعى سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسى براى بانوان در همه دوران‌ها و همه شرایط است.

 

 

 

_____________________________________

منابع:

1- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 406.
2- وقعة الطف، ص 206.
3- تاریخ طبری، ج 4، ص 350.
4- ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 113.
5- الملهوف على قتلى الطفوف، ص 142.
6- الملهوف على قتلى الطفوف، ص 151.
7- همان، ص 181.
8- همان، ص 142.
9- همان، ص 218.

[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.عفیف ‏ترین شما با حیاترین شماست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

2. بهترین جامه ها و پوشش هاى دین ، شرم و حیاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

3. حیا ، مانع روزى شود. (غررالحکم ، باب حیا)

 

4. حیا ، كلید هر خیرى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

5. پر رویى و بى ‏شرمى سر آغاز بدى و شرّ است. (غررالحکم ، باب حیا)

6. حیا و شرم با محرومیت (ظاهرى) همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

7. حیا ، چشم پوشى كردن است. (از محرمات) (غررالحکم ، باب حیا)

 

8. شرم و حیا خوى پسندیده ‏اى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

9. شرم و حیا خوى زیبایى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

10. حیا و شرم با عفت و پرهیزكارى همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

11. حیا ، همه بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

12. شرم تمامى بزرگوارى و بهترین خصلت هاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

13. شرم ، انسان را از كار زشت باز دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

14. شرم ، از خداوند بسیارى از خطاها را محو كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

15. ایمان و حیا هر دو به یك ریسمان بسته و با یكدیگر هستند و از هم جدا نشوند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

16. سخاوت و حیا برترین خصلت ها هستند. (غررالحکم ، باب حیا)

 


17. شرم از خداى سبحان انسان را از عذاب دوزخ نگه دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

18. حیا و شرم ، زیباست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

19. عاقل ‏ترین مردم با حیاترین آنهاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

20. حیا ، باز دارنده است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

21. به راستى كه حیا و عفت از خلق و خو هاى ایمان است و به راستى این هر دو ، خصلت آزادگان و خوى نیكان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

22. بزرگترین مردانگى شرم است و میوه آن نیز پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 


23. برترین شرم ها شرم از خداى سبحان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

24. ریشه مردانگى حیاست و میوه آن هم پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

25. بهترین شرم ها شرم از خویش است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

26. بد چهره ‏اى است پر رویى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

27. پیراهن حیا بر تن كن و زره وفادارى بپوش ، برادرى خود را حفظ كن ، گفتگوى با زنان را كم كن تا بلندى مرتبه ‏اى كامل شود.

(چرا؟؟ ، نظر خود را برای ما بفرستید ، از پایین صفحه) (غررالحکم ، باب حیا)

 

28. میوه حیا ، پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

29. شرم انسان از خویش میوه ایمان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

30. اساس هر بدى پر رویى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

31. سبب پاكدامنى شرم و حیا است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

32. بدترین اشرار كسى است كه از مردم شرم ندارد و از خداى سبحان نمى ‏ترسد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

33. بر تو باد به حیا و شرم كه سر آغاز نجابت و بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

34. به اندازه شرم و حیاست پاكدامنى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

35. نهایت شرم آن است كه انسان از خود شرم كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

36. شرم بسیار مرد ، نشانه و دلیل ایمان او است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

37. حیا و شرم با محرومیت همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

38. كسى كه شرم كند محروم است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

39. كسى كه شرمش كم باشد پارسایى ‏اش كم است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

40. كسى كه شرم ندارد خیرى در او نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

41. كسى كه شرم جامه او را بپوشاند عیب او از مردم پنهان ماند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

42. كسى كه از گفتن سخن حق شرم كند چنین كسى احمق و نادان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

43. كسى كه گفتارش با شرم و حیاء همراه باشد تباهى و نابودى در كار خود ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

44. كسى كه حیا و شرمش سبب انصاف او با تو نگردد ، دین و آیینش نتواند او را به انصاف با تو وادار كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

45. كسى كه از روى مردم پروا و پرهیز نداشته باشد از خداى سبحان پروایى ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

46. كسى كه از مردم شرم نكند از خداى سبحان نیز شرم نكند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

47. سه چیز است كه نباید از آنها شرم كرد : خدمت كردن به میهمان ، برخاستن انسان از جایگاه خود براى پدر و آموزگار ، و طلب حق اگر چه اندك باشد.

(غررالحکم ، باب حیا)

 

48. از كمال مردانگى است كه از خود شرم كنى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

49. چه همراه خوبى است براى سخاوت، حیا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

50. چه همراه خوبى است براى ایمان ، حیا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

51. پررویى مرد (او را نزد مردمان) عیبناك كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

52. هیچیك از شما نباید شرم كند از این كه هر گاه از او چیزى را بپرسند كه نمى ‏داند ، از این كه بگوید : نمى ‏دانم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

53. خصلتى ، همچون شرم و حیا نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

54. ایمانى ، همچون سخاوت و شرم نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

55. براى مؤمن شایسته است كه از خدا شرم كند هر گاه اندیشه ‏اى مستمرّ در غیر فرمانبردارى خدا او را فرا گیرد. (غررالحکم ، باب حیا)


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

همانا قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، هدایت کننده ای است که گمراه نمی کند و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید، کسی با قرآن همنشین نشد مگر آنکه بر او افزود یا از او کاست ! در هدایت افزود واز کوردلی و گمراهی اش کاست....(نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۶)

 

"کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.
کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار حائز اهمیت می باشد.

 ترتیب نزول آوردن آیات و تامل در آیات فواصل زمانی نزول نمایانگر این است که حکم حجاب،یک باره نازل نشده،بلکه کم کم و با گذشت زمان و مهیا شدن شرایط بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد."(بر گرفته از سایت شهید آوینی)

*مراحل تدریجی نزول آیات حجاب بر پیامبر اکرم (ص) نشان از اهمیت مقتضیات و شرایط زمان دارد.*

و در این مسئله مهم نیز بحث حجاب و نوع پوشش باید متناسب با زمان، فرهنگ و شرایط اجتماعی عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد .


 همه ما حتی کسانیکه به نوعی با حجاب و پوشش مخالفت می ورزند و از معترضین به این امر هستند به اعتقاد من، آنها هم در اعماق باورهای خود معتقدند که حجاب اگر هاله ای از عفاف در رفتار ، گفتار و سکنات انسانی را در خود شکل دهد سلامت روح و روان جامعه را تضمین می کند. چادری که از روی عادت بر سر عده ای قرار می گیرد اگر صرفا به تبعیت از عادت انجام گیرد مصونیتی در پیش نخواهد داشت. به نظر من هر نوع پوششی که بتواند جذابیت و زیبائیهای زن را از دید چشمهای بیمار و قلبهای مریض دور گرداند قابل تمجید و پسندیده است من به عنوان یک زن نمی توانم منکر این شوم که بی بند و باری و بی قید بودن زنان و دختران جوان جامعه را آلوده نمی کند اما بارها و بارها دیده و شنیده ام که از پوششی به نام چادر چه سواستفاده هایی که نشده است. طغیان امیال جنسی با عفیف و پاک نبودن نگاهها ارتباط مستقیم دارد، بنابر این در بینش دینی ما نوع پوشش، رفتار، گفتار و لحن بیان و کلام همگی از عواملی هستند که برای بوجود آمدن عفاف لازم و ملزوم یکدیگرند و عفاف هست که پوشش مناسب و وقار و سنگینی در اعمال و رفتار و گفتار زن را بوجود می آورد ما تابع اعتقاداتمان هستیم بنابر این خواسته ها و نیازهایمان را باید منطبق با احکام شرعیمان باشد.

 

 

قرآن کریم توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند، می‌فرماید:«ذلک ادنی ان یعرفن فلا یُؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبک‌سر می‌شود.»

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله(پوشش) استفاده کند. از منظر دین اسلام زن هر اندازه با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود...

نص صریح آیه قرآن:

(یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلک ادنى ان یعرفن فلایؤذین وکان اللّه غفوراً رحیماً.)سوره (احزاب)، آیه 59.
اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گیرند. این نزدیک تر است، براى این که شناخته و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.

حجاب و نوع پوشش متناسب با فرهنگ ، اعتقادات و شرایط هر کشور تعریف شده و شکل خاصی را در هر جامعه ای به خود می گیرد بنابر این اگر ادعای دین و مذهب و شرع داریم باید همگام با آموزه های دینی خاص جامعه ی خودمان قدم برداریم . من بر خلاف اعتقاد کسانی که معتقدند صرف چادر است که عفاف می آفریند و سلامتی جامعه را در گرو رعایت این نوع پوشش می دانند، معتقدم هر نوع پوششی که با معرفت و شناخت به فلسفه حجاب برای حفظ حریم زن از دید نامحرمان شکل بگیرد و جاذبه های جسمی زن(زیباترین خلقت خداوند) را پنهان کند حتما رفتارها و سکنات خاص آن پوشش را به همراه خواهد آورد که در اینصورت سلامت روانی، خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه را تضمین خواهد کرد.

التماس دعا


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
شهادت مظلومانه ی امام باقر را به تمامیه شیعیان تسلیت میگوییم


(پایگاه انصار المهدی)



[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 04:14 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

اشعار شهادت امام محمد باقر(ع)

ساقه
تسلیت صاحب شیعه که غمی دیگر شد
برگ مژگان ملائک ز سرشکش تر شد
بسکه بر ساقه‌ی گل ریخت عدو زهر جفا
پنجمین گل ز گلستان علی پرپر شد

یادگار کربلا
خاک بقیعت دل جلا، ای یادگار کربلا
قدرش فزون تر از طلا، ای یادگار کربلا
شمعی شدی در زندگی، روشن نمودی سوختی
غم ها کشیدی از بلا، ای یادگار کربلا
ای آنکه در کرب و بلا، گفتی به عمه رازها
کن راز زینب برملا، ای یادگار کربلا
ای همصدای کودکان، همبازی بنت الحسین
کی می زنی دل را صلا، ای یادگار کربلا
ای آشنا با تشنگی، ای هم صدای العطش
دل بردی از اهل ولا، ای یادگار کربلا
ای آنکه بین حجره ات، در لحظه های آخرین
ذکرت حسین و کربلا، ای یادگار کربلا
فطرس به شام ماتمت، آخر چه گوید از غمت
چشمش به گریه مبتلا، ای یادگار کربلا

یاد
یاد دارم که کربلا بودم
از غریبی چه ناله ها کردم
جسم جدم میان مقتل بود
با رقیه چه گریه ها کردم
******
یاد دارم که باب بیمارم
خون دل از عدوی کین می خورد
خواست جد من کند یاری
لیک ناگهان زمین می خورد
******
یاد دارم که بزم شرم یزید
خیزران آتشی بر این دل زد
من خودم با دو چشم خود دیدم
عمه سر را به چوب محمل زد
******
یاد دارم که در خرابه ی شام
بر دلم کوه عقده ها مانده
آمدم من مدینه اما وای
عمه‌ی من رقیه جا مانده

یار رقیه(س)

گوهر آل رسولی
به جهان نور دو عینی
پسر کرب و بلائی
نوه‌ی پاک حسینی
باقر علم جهان را تو ملقب باشی
تو به یادآور هر ناله‌ی زینب باشی
دل شیعه نگرانت
زهر کین برده توانت
حضرت باقر(ع) (2)
تو شفای دل زارت
همه جا فکر حسین است
به لبِ غرق به خونت
همه دم ذکر حسین است
نظرت می رسد آن لحظه اسیرت کردند
سمّ  اسبان عدو یکسره زیرت کردند
عطش آمد به سراغت
علی اصغر شده داغت
حضرت باقر(ع) (2)

نازنین یارِ رقیه
ای تو غمخوارِ رقیه
تو بگو علت رازِ
چشمای تارِ رقیه
ای که از زهر و عطش ناله زنان می سوزی
از غم شام بلا، گریه کنان می سوزی
دشمن ار دور و برت شد
عمه زینب سپرت شد
حضرت باقر(ع) (2)


[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان، روز سیزدهم آبان را یکی از عبرتهای قابل تأمل انقلاب اسلامی و نشان دهنده معجزه توکل به قدرت الهی و ایستادگی همراه با بصیرت در راه رسیدن به هدف، دانستند و تأکید کردند: «به برکت توکل، ایستادگی و بصیرت، ملت ایران در 32 سال گذشته از همه چالش ها پیروزمندانه بیرون آمده و پیشرفت کرده است و در آینده نیز قطعاً ملت ایران در چالش های پیش روی خود پیروز و سربلند خواهد بود.»



در این دیدار که در آستانه سیزدهم آبان، روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای سیزدهم آبان را به معنای واقعی کلمه، از ایام الله دانستند و افزودند: «چنین مناسبت های برجسته و درخشان در تاریخ انقلاب اسلامی، فرصتی برای تأمل به منظور شناخت مسیر صحیح حرکت و برنامه ریزی برای آینده بر اساس  تحلیل واقع بینانه از این عبرتهای تاریخی است.»

ایشان مهمترین ویژگی سیزده آبان را نمود توکل بر قدرت الهی و ایستادگی همراه با بصیرت در راه مبارزه و اهداف والا برشمردند و افزودند: «امام عزیز و بزرگوار در سیزدهم آبان سال 1343، به دلیل اعتراض به حق مصونیت آمریکاییها در ایران و ایستادگی در مقابل آن، به وسیله مزدوران آمریکا، غریبانه  تبعید شدند اما پانزده سال بعد، در سیزدهم آبان سال 58، فرزندان امام که همان جوانان انقلابی دانشجو بودند، با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران، آمریکا را از ایران تبعید کردند.»

رهبر انقلاب اسلامی، وقوع این رویداد به ظاهر محال و نشدنی را نتیجه توکل امام خمینی‌رحمت‌الله‌علیه به قدرت خداوند و استقامت در غربت تبعید، دانستند و خاطرنشان کردند: «امام بزرگوار هیچگاه ناامید و خسته نشدند و با بیدار کردن مردم و ایجاد احساس استقلال، آرمانخواهی و مجاهدت در آنان، مردم را به تدریج وارد صحنه کردند و زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی ایران شدند.»

حضرت آیت الله خامنه ای پیروزی انقلاب اسلامی را عامل بیرون رانده شدن شاه از ایران دانستند و افزودند: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سیزدهم آبان سال 58 نیز، آمریکا از ایران رانده شد و به همین دلیل امام تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول توصیف کردند.»

ایشان تأکید کردند: «امام خمینی‌رحمت‌الله‌علیه به پشتوانه اراده اسلامی و ایمانی ملت ایران که ناشی از اتکا به خداوند و ایستادگی در مسیر بود، پرچم تسلط ظالمانه و متکبرانه آمریکا را از بام ایران به پایین انداختند و این پرچم زیر پای جوانان مؤمن کشور، لگدمال شد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی تحلیل های مادی روشنفکر نماها که پیروزی ملت ایران را در مقابل آمریکا محال و ملت ایران را محکوم به شکست می دانستند، خاطرنشان کردند: «برخلاف آن نگاهها و تحلیلهای مادی، جمهوری اسلامی ایران پیروز و آمریکا مجبور به عقب نشینی شد.»

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه های مختلف استکبار به رهبری آمریکا و صهیونیزم بر ضد ملت ایران، تأکید کردند: «به حول و قوه الهی و به همت ملت ایران و پیشروی جوانان عزیز کشور، در هر دوره ای که توطئه ای شکل گرفت، جمهوری اسلامی ایران پیروز و آمریکا شکست خورده میدان بود و آینده هم به همین روال خواهد بود.»

ایشان با تأکید بر اینکه هرگونه برنامه ریزی برای آینده باید با چنین تحلیل و نگاهی باشد، افزودند: «اگر در هر عرصه ای با تشخیص مسیر صحیح ، تصمیم قطعی گرفته و حرکت با اعتماد به قدرت خداوند و استقامت در مسیر آغاز شود، قطعاً دشمن مجبور به عقب نشینی خواهد شد، همانگونه که در سیزده آبان 58، دوران دفاع مقدس و در قضیه اعمال تحریم ها ، شاهد بودیم.»

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه دست نظام جمهوری اسلامی ایران در همه عرصه ها پر است، خاطرنشان کردند: «یک نمونه از این دست پر جمهوری اسلامی ایران، ارائه اندیشه سیاسی نو، به دنیا، به نام "مردم سالاری دینی" است که از لحاظ مبانی فکری و اعتقادی، بسیار مستحکم و از لحاظ علمی، قابل اجرا و پیش رونده است.»

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نگرانی دشمنان از گسترش و الگو برداری این اندیشه سیاسی مستحکم و قابل اجرا، افزودند: «به همین دلیل، دولت آمریکا تلاش کرد، در بحبوحه گرفتاریهای روزافزون خود و در اوج حرکت وسیع مردمی جنبش وال استریت، با سناریویی مسخره، جمهوری اسلامی ایران را به یک حرکت تروریستی مهمل، بی منطق و غلط متهم کند، اما هر فرد صاحب منطق و اهل فن در دنیا، با دیدن این سناریوی مضحک، آن را رد کرد.»

ایشان تحت الشعاع قرار دادن جنبش وال استریت و فشار به جمهوری اسلامی ایران را از اهداف دولت آمریکا در این سناریو سازی برشمردند و افزودند: «آنها قصد دارند، شریف ترین عناصر مبارز جمهوری اسلامی ایران را متهم به تروریسم کنند در حالیکه امروز، تروریست بزر گ در دنیا، آمریکا است

رهبر انقلاب اسلامی، دست جمهوری اسلامی ایران را در این عرصه نیز پرخواندند و تأکید کردند: «ما یکصد سند غیرقابل خدشه از نقش آمریکا در هدایت ترورها و تروریست ها در ایران و منطقه داریم که با ارائه این صد سند، آبروی آمریکا و مدعیان حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را در افکار عمومی جهان، خواهیم برد.»

حضرت آیت الله خامنه ای، آمریکا را بی آبرو و شکست خورده خواندند و خاطرنشان کردند: «آمریکا اکنون در افغانستان و عراق شکست خورده و چاره ای جز خروج از این دو کشور ندارد همانطور که در شمال آفریقا هم شکست خورده است.»

ایشان افزودند: «آمریکاییها نتوانستند حسنی مبارک و بن علی را در مصر و تونس حفظ کنند زیرا ملتها بر آنها فائق آمدند و در لیبی نیز همین اتفاق روی داد و با وجود ارتباط های پنهانی با قذافی تا قبل از مرگ ذلیلانه اش، نتوانستند او را حفظ کنند.»

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: «ملتهای منطقه و جهان، به وضوح نفاق و دورویی آمریکا و غرب را در قضایای مصر، تونس و لیبی دیدند و در قضایای دیگر نیز دورویی آنها بار دیگر آشکار خواهد شد

حضرت آیت الله خامنه ای قیام مردم آمریکا و هشتاد کشور جهان بر ضد نظام لیبرال دموکراسی را نشانه شکست خوردگی نظام سرمایه داری غرب دانستند و افزودند: «شاید آمریکا و غربیها بتوانند قیام ها را سرکوب کنند اما این آتش خاموش شدنی نیست

ایشان تأکید کردند: «همه بدانند ، مبارزه جبهه حق با باطل و فرعون استکبار که با سردمداری ملت ایران و با پرچم اسلام آغاز شد، تا سرنگونی استکبار ادامه پیدا خواهد کرد.»

حضرت آیت الله خامنه ای ، جمهوری اسلامی ایران را نقطه کانونی حرکت آغاز شده در منطقه و جهان خواندند و خاطرنشان کردند: «به همین دلیل دشمنان تلاش دارند تا با ناامید کردن مردم به ویژه جوانان و همچنین مسئولان، در حرکت رو به جلو این نقطه کانونی، اختلال ایجاد کنند اما جوانان و مسئولان کشور با توکل بر خدا، و با امید و قدرت فراوان، محکم ایستاده اند.»

ایشان عامل اصلی پیروزیها و موفقیت های ملت ایران را یکپارچگی و عزم و اراده جدی مردم و مسئولان برشمردند و افزودند: «مبارزه با ملت بصیر، صبور، آگاه، مقاوم و متکی بر خداوند، به جایی نخواهد رسید و دشمن همچون گذشته شکست خورده میدان خواهد بود.»

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم هوشیاری در مقابل تلاشها برای ایجاد اختلاف میان مردم و مسئولان، و دروغ پردازی برای ایجاد ناامیدی تأکید کردند: «ملت ایران در سالهای گذشته علاوه بر اینکه توانست بر هر توطئه ای پیروزی شود، بعد از هر مرحله، خود را از لحاظ توانایی و پیشرفت یک درجه بالاتر کشید.»

حضرت آیت الله خامنه ای پیشرفتهای روزافزون ملت ایران، با وجود اعمال تحریم ها را نمونه ای بارز از این موضوع خواندند و افزودند: «آنها به خیال خود درهای علم و فناوری را به روی جوانان ایرانی بستند، اما جوانان ایرانی از درون جوشیدند و پیشرفت علمی و فناوری امروز ملت ایران نسبت به گذشته دهها برابر است.»

ایشان تأکید کردند: «قطعاً ملت ایران بر چالش های کنونی و آینده فائق خواهد آمد و بینی دشمن را به خاک خواهد مالید.»
 
منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری

[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت كه : دریاى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاكر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هریك بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنیه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .

پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .


برای خواندن کامل زندگی نامه به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

زندگی آیت الله خامنه ای زندگی ای ساده و روشن است و تجلی واقعی رهبر اسلامی در رفتار و اعمال وی کاملا پیداست.ایشان در مسئولیت های متعددی که داشته اند هیچگاه ذخیره مادی آن را مد نظر نداشته اند که هیچ بلکه از سرمایه های وجودی خویش برای آن هزینه کرده اند و در طول ۳۰ سال گذشته که منصب های مهمی چون ۸ سال ریاست جمهوری و۲۰ سال زعامت و رهبری اندک اندوخته مالی و تصرفی نسبت به بیت المال نداشته اند. معظم له حتی به مسوولان قضایی دستور فرموده اند که با متخلف برخورد كنید ولو پسر من باشد.مشخص می شود که در مسیرش چقدر جدی است.
ایشان در زمان ریاست جمهوری با خانواده تا مدتها در یك اتاق درون مجموعه اداری زندگی می‌‌‌كردند. همسر رئیس جمهور وقتی از خانه بیرون می‌‌‌آمدند در واقع وارد قسمت اداری می‌شدند. حتی بعد كه ریاست جمهوری به ساختمان سفید منتقل شد، ایشان در اتاقی چسبیده به دفترشان زندگی می‌كردند و فرزندان آقا واقعا حالت زندانی داشتند؛ اما بعدها یعنی 4سال پس از شروع ریاست جمهوری پشت ساختمان نخست وزیر خانه ای به مساحت حدود 100 مترمربع پیش‌بینی شد كه  رئیس جمهور  در آن زندگی می‌كردند. ۱
در زمان ریاست جمهوری، حضرت آیت الله خامنه‌ای یك چك پنجاه هزار تومانی برای نخست وزیر وقت ـ‌ مهندس میرحسین موسوی ـ‌ ارسال می‌نمایند و می‌فرمایند: حداكثر پولی كه ممكن است از بیت المال در هزینه‌های شخصی بنده جابجا شده باشد، كمتر از این است، ولی شما این مبلغ را به حساب خزانه دولت واریز كنید تا من مدیون بیت المال نباشم.۲
آیت‌الله جوادی آملی‌ یک خاطره زیبایی از حساسیت رهبری نسبت به بیت المال دارند و می فرمایند:یك روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آیت‌الله خامنه‌ای به وی نگاهی كرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض كردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست كرده‌ام كه با هم باشیم.
آقا فرمودند: این غذا از بیت‌المال است، شما هم مهمان بیت المال هستید. برای بچه‌ها جایز نیست كه بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل كنند. من در آن لحظه فهمیدم كه خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. 
مقام معظم رهبری ـ‌ در زمان ریاست جمهوری ـ‌ سفرهای خارجی زیادی داشتند. در این سفرها هدایای زیادی به شخص ایشان می‌دادند. حتی در سفری كه به یوگسلاوی داشتند، كلید طلایی كشور را به آقا دادند، ولی مقام معظم رهبری در هیچ یك از این هدایا تصرف نكردند و بعد از پایان دوره ریاست جمهوری، دستور فرمودند هدایا را در موزه نگه دارند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند. ۴

۱ـ هاشم طالب، مسئول خبرنگاران حوزه دولت نهاد ریاست جمهوری‌
۲ـ مهندس حمید میرزاده
۳ـ آیت‌الله جوادی آملی‌
۳ـ حجت الاسلام ابوترابی


[ دوشنبه 27 تیر 1390 ] [ 04:41 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

یكی از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبری را با نسل جوان مورد تأكید قرار می‌دهد، سند شماره9/3003 به تاریخ 1/8/1353 است كه می‌نویسد: مطهری از این كه نماز جماعت سیدعلی خامنه‌ای در مشهد (توسط ساواك) تعطیل شده، ابراز ناراحتی كرده و گفته است : سید علی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است كه برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت كوتاه در مشهد، كارهای پر ثمری انجام داده كه یكی از آن‌ها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱
مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند:مسجدی كه بنده نماز می‌خواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند؛ برای خاطر اینكه با جوان تماس می‌گرفتیم. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را می‌پوشیدند.
یك روز دیدم جوانی كه از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ یك حاجی محترم بازاری هم كه مرد خیلی فهمیده‌ای بود و من خیلی خوشم می‌آمد كه او در صف اول می‌نشست، در كنار این جوان نشسته بود. دیدم رویش را به این جوان كرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم كه این آقا به او گفته كه مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همین‌جا بنشینید و تكان نخورید! گفتم حاجی! چرا می‌گویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسی از جنس پوستین وارونه هم می‌تواند بیاید به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امكانات هنری نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدی زمانه را نداریم، «اخلاق» كه می‌توانیم داشته باشیم؛ «فی صفه` المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه». با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید؛ آن وقت تبلیغ انجام خواهد شد. ۲

۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشیو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزیابی573 مركزاسناد انقلاب اسلامی‌
 ۲- مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی، 26/3/1376


[ دوشنبه 27 تیر 1390 ] [ 04:29 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

امداد غیبی در ششم تیرماه رخ داد و مانع از حضور ذخیره انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای در جلسه هفتم تیر شد در جلسه هفتم تیر همه اعضای حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

تقریبا از ماه های اول پیروزی انقلاب، یكی از برنامه های مستمر آیت الله خامنه ای حضور در جمع مردم و بخصوص جوانان برای پاسخگویی به شبهات بود. مخصوصا از وقتی كه امام به دانشجویان پیشنهاد كردند تا از ایشان به جای شهید مطهری استفاده كنند. اكثر این جلسات شنبه هر هفته مابین نماز ظهر و عصر در مسجد حاج ابوالفتح برگزار می شد. اما از آنجا كه جبهه متحد ضدانقلاب با شایعه پراكنی فضای جامعه را غبارآلود ساخته بود، پیشنهاد داده شد تا این جلسات به صورت سیار و در مساجد مختلف برقرار شود. روزنامه جمهوری اسلامی هم كه برنامه نیروهای خط امامی را تبلیغ می كرد، در صفحه اول خود اینچنین نوشت: «پاسخ به سؤالات توسط استاد سیدعلی خامنه ای شنبه 6 تیرماه پس از اقامه نماز ظهر در مسجد ابوذر...»

البته این اولین تبلیغ برای این جلسه نبود چرا كه قرار بود دو هفته قبل، این جلسه برگزار شود اما هفته اول هماهنگی لازم صورت نگرفته بود و هفته دوم هم مصادف شده بود با روز طرح عدم كفایت سیاسی بنی صدر در مجلس، كه البته شاید دو هفته تبلیغ و عدم برگزاری جلسه، فرصت مناسبی را برای منافقین فراهم می آورد تا برنامه ریزی دقیق تری انجام دهند. صبح شنبه آیت الله خامنه ای به جماران می رود تا طبق معمول اول یا آخر هر هفته، گزارشی را از وضعیت جبهه ها خدمت امام ارائه كند. و پس از دیدار امام جهت شركت در جلسه راهی مسجد ابوذر می شود. در طول مسیر خلبان شهید سرلشكر عباس بابائی مشغول ارائه گزارش به ایشان بود. هر چند كه سیستم محافظت از شخصیت ها همچون امروز نبود اما محافظان همه تلاششان را انجام می دادند. این بار نیز در حیاط مسجد محلی را مخصوص ضبط صوت ها آماده نموده بودند تا افرادی كه قصد ضبط سخنرانی را دارند، ضبط صوت را به داخل نیاورند.

پس از اقامه نماز ظهر، آیت الله خامنه ای به پشت تریبون رفت تا به پرسش های نوشته شده پاسخ دهد. مقدمه ای كوتاه در باب پرسش و پاسخ و شایعات، آغاز این سخنرانی ناتمام بود. هنگام ذكر این مقدمه بعضی چشم ها ضبط صوتی را دیدند كه دست به دست شد و توسط نفر آخر روی تریبون قرار گرفت، اما روبروی سمت چپ سخنران و در مقابل قلب وی. چند ثانیه بعد كلید ضبط صوت در برابر چشمان محافظی كه نزدیك تریبون بود به حالت تمام شدن نوار، بالا زد. او نیز ضبط را برمی دارد و پس از براندازی كوتاه دوباره آن را روی تریبون می گذارد، اما این بار در مقابل سمت راست سخنران.

ناگهان بلندگو سوت می كشد. آیت الله خامنه ای اندكی عقب رفته، می گوید: «آقا این اگر آمپلی فایر است، خاموشش كنید. یك بلندگوی روراست بگذارید صدا ندهد.» و مشغول پاسخ به اولین سؤال می شود كه موضوع آن علت منع قاضی و مجتهد شدن زن ها بود. حین پاسخ به این سؤال بمبی كه در ضبط صوت جاسازی شده بود، منفجر می گردد و چون بمب از نوع فشنگی بود و نه انفجاری، حتی تریبون هم آسیبی نمی بیند. ایشان بین محراب مسجد و تریبون بر روی بازوی چپ افتادند. جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از تركش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یكی از تركش ها زیر گلوی آقا جا خوش كرده بود. قسمتی از سینه ایشان كاملا سوخته بود! یكی دو تا از دنده ها هم شكسته بود. دست راست هم كاملا از كار افتاده بود و از شدت ضربه ورم كرده بود. استخوان های كتف و سینه كاملا دیده می شد. 37 واحد خونی و فرآورده های خونی به آقا زده بودند كه خود این تعداد، واكنش های انعقادی را مختل می كرد... دو سه بار نبض آقا افتاد خیلی عجیب بود در هنگام انتقال معظم له به بیمارستان قلب در هلی كوپتر دو بار مونیتور وضعیت نبض، خط ممتد نشان می دهد. پس از رسیدن به بیمارستان و خونریزی مجدد وانجام یك عمل جراحی سه ساعته، آیت الله خامنه ای به بخش آی.سی.یو منتقل می شود.

شب برای چند لحظه به هوش آمده و كاغذ طلب می كند و با دست چپ و به سختی این چند كلمه را كنار هم می چیند: «همراهان من چطورند؟» جمعیت كثیری كه جهت اهدای قلبشان به آن جا آمده بودند تا نیمه های شب در پشت در بیمارستان انتظار می كشیدند. منافقین نیز توسط نیروهای نفوذی در بیمارستان همچنان به شیطنت خود ادامه می دادند. محسن جوادیان در این زمینه می گوید: «واقعا این پدیده تعجب آور بود. در بیمارستانی كه با بستری شدن آقا به محل تردد مسئولان درجه اول نظام تبدیل شده بود. آنها هر از چند گاه برق را قطع می كردند. با توجه به اینكه ایشان در آی.سی.یو بیمارستان بستری بودند و تمام دستگاه های تنفس مصنوعی و ساكشن ها با برق كار می كرد، قطع مكرر برق واقعا مشكل ایجاد می كرد. تماسهای تهدیدآمیز تلفنی آنها هم با بیمارستان كه الی ماشاءالله بود. گاهی اوقات زنگ می زدند و می گفتند: ما همین امشب به بخش شما حمله می كنیم! ما آقای منافی را خواستیم و گفتیم این چه وضعی است، ظاهرا این بیمارستان صاحب ندارد! ایشان هم بلافاصله با یك اقدام انقلابی رئیس و برخی از كاركنان مورد سوءظن بیمارستان را عوض كردند.

شاید شما باور نكنید در آن چند روز یك تكنسین بالای سر آقا بود كه ما بعدها فهمیدیم نفوذی است!»

اما به هر حال با الطاف الهی، ایشان به طرز معجزه آسایی نجات یافت. امام خمینی طی پیامی خطاب به آیت الله خامنه ای فرمودند:

خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتدای انقلاب شكوهمند اسلامی هر نقشه كه كشیدند و هر توطئه كه چیدند و هر سخنرانی كه كردند ملت فداكار را منسجم تر و پیوندها را مستحكم تر نمود و مصداق «لازال یوید هذا الدین بالرجل الفاجر» تحقق پیدا كرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و كشور اسلامی ندارید و سربازی فداكار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب می باشید، میزان تفكر سیاسی خود و طرفداران از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند...

علاقه و انس آیت الله خامنه ای به شهید بهشتی به گونه ای بود كه حضرت آقا با آن وضعیتی كه داشتند چندین بار احوال شهید بهشتی را پرسیدند و محافظین و اطباء هر كدام به گونه ای جواب می دادند كه آقا متوجه شهادت شهید بهشتی نشوند.

حضرت آقا گاهی اوقات به طنز به محافظین شهید بهشتی می گفتند: اگر یك مو از سر آقای بهشتی كم شود، خودم به حساب همه تان می رسم، آقا تا چند روز بعد از حادثه تنها لحظاتی به هوش می آمدند و بعد مجددا از هوش می رفتند. بار اول كه به هوش آمدند تك تك سراغ محافظین را گرفتند و از حال آنها مطلع شدند. بار بعد سراغ آقای بهشتی را گرفتند كه نشان دهنده اوج علاقه آقا به ایشان بود. ما هم در پاسخ می گفتیم: شما خواب و بیهوش بودید، ایشان آمدند و رفتند! بعد از این مورد در موارد بعدی كه به هوش آمدند سراغ آقای بهشتی و آقای باهنر و دیگران را هم می گرفتند. بعد از گذشت تقریبا 12-10- روز تصمیم گرفتند آقا را از بخش آی. سی.یو به بخش انقلاب منتقل كنند. بخش انقلاب، قسمتی بود كه جدا از بخشهای دیگر بیمارستان بود و چون در اوایل انقلاب مدتی امام در این بخش بستری بودند، به این اسم نامیده شده بود. ما آمدیم و دیدیم مسیری كه باید آقا را از آنجا به بخش انقلاب منتقل كنیم پر است از عكس های شهید بهشتی و شهدای حزب جمهوری اسلامی. اصلا ماندیم كه چه كنیم. رفتیم با مسئولان انجمن اسلامی بیمارستان هماهنگ كردیم كه چون آقا از شهادت آقای بهشتی و یارانش خبری ندارد این عكسها را بردارید. لذا اینها تمامی این پوسترها را كندند و راهرو و مسیر از هرگونه چیزی كه نمایانگر حادثه حزب بود، خالی شد. وقتی به بخش رفتیم در یك اتاق آقا بستری شدند و یك اتاق هم به خانواده شان اختصاص یافت، یك اتاق به پزشكان و یك اتاق هم به محافظین. قبل از اینكه آقا به این بخش منتقل شوند وقتی تقاضای رادیو و تلویزیون می كردند، بهانه می آوردیم كه امواج رادیو و تلویزیون در دستگاه های بخش آی.سی.یو اخلال ایجاد می كند. البته ایشان با فراستی كه داشتند در همان حالت نیمه بیهوشی به ما گفتند: چطور شب اول كه رادیو، پیام امام را برای ترور من پخش كرد رادیو آوردید تا من آن را بشنوم اما الان بهانه می آورید؟ ما هم به هر حال یك جوری قضیه را سر هم بندی می كردیم و می گفتیم: از آن به بعد پزشكان منع كردند، بعد از ورود به بخش انقلاب دیگر ما این بهانه را هم نداشتیم. یكی دو روز پس از ورود به آن بخش كه اتفاقا شیفت من هم بود، آقا مرا صدا زد و فرمود: آقا محسن! بیا اینجا ببینم، رفتم خدمتشان، فرمودند: بگو برای من یك روزنامه بیاورند. من یك لحظه ماندم كه چه بگویم، گفتم: چشم آقا! رفتم به اتاق محافظین و به بچه ها گفتم: ساكت باشید و صدایتان در نیاید، آقا روزنامه می خواهد. وقتی دوباره برگشتم پیش آقا، ایشان فرمودند: چی شد؟ گفتم: بچه ها رفتند بیاورند. تقریبا ظهر شد و ما هم به لحاظ همین تقاضای آقا كمتر به اتاق ایشان آمد و رفت می كردیم. قبل از اذان ظهر بود كه آقا از اتاقشان مرا صدا زدند و گفتند: آقا محسن، روزنامه چی شد؟ من دستپاچه شدم و گفتم: آقا بچه ها رفتند منزل، عصر كه بیایند می گویم بروند بگیرند. ایشان ناراحت شدند و گفتند: یعنی چه؟ در این بیمارستان به این بزرگی رادیو كه نیست، یك روزنامه هم تو نمی توانی پیدا كنی؟ گفتم: آقا بچه ها كه بیایند حتما می فرستمشان بیاورند. بعد از این جریان من آمدم به اتاق دكترها و گفتم كه این وضعیت دیگر قابل تداوم نیست و حتما باید یك طوری جریان را به ایشان منتقل كرد. آقای دكتر میلانی هم با مرحوم حاج احمد آقا و آقای هاشمی تماس گرفت و قضیه را گفت. آنها هم گفتند كه ما بعدازظهر به آنجا می آئیم. حدود ساعت 4 بعدازظهر بود كه آقایان تشریف آوردند. البته آن روز هم تیم پزشكی مخالف بود كه خبر به ایشان گفته شود چون معتقد بودند هنوز توانائی عصبی و جسمی ایشان متناسب با شنیدن چنین خبری نیست. به هر حال وقتی آقایان آمدند، آقا فرمودند: چه اتفاقی افتاده، نكند چیزی شده و من از آن خبر ندارم؟ آقای هاشمی گفتند: نه خیر، اتفاقی نیفتاده. آقا گفتند: نه، من آقای بهشتی را نمی بینم، نكند برای ایشان اتفاقی افتاده باشد. آقای هاشمی گفتند: نه اتفاق چندان مهمی نیفتاده، فقط آقای بهشتی در یك حادثه تصادف مقداری صدمه دیده اند و در بیمارستان سینا بستری هستند بعد هم مقداری با ایشان صحبت كردند و رفتند و جای سخت كار ماند برای ما. از آن لحظه به بعد دیگر آقا مكرر می گفتند: زنگ بزنید بیمارستان سینا و از حال آقای بهشتی برای من خبر بگیرید، حتی به دكترها هم می گفتند: شما دیگر بروید و به آقای بهشتی برسید، دیگر من نیازی به شما ندارم. چیزی كه در رفتار آقا پس از دیدار با آقای هاشمی و احمد آقا محسوس بود این بود كه ایشان حدس زده بودند كه ابعاد حادثه فراتر از حدی است كه آقای هاشمی به ایشان گفته اند، لذا درصدد بودند كه در این مورد اخبار بیشتری كسب كنند. یك روز صبح كه آقای مقدم كه از همان مقطع تا هم اكنون عضو دفتر ایشان هستند، خدمت ایشان می روند آقا به اصطلاح به ایشان یك دستی می زنند و می گویند: آقای بهشتی كی شهید شدند؟ آقای مقدم هم كه تصور می كرد آقا قبلا از مسئله مطلع هستند شروع می كند ریز جریان را برای ایشان نقل كردن. ما یك لحظه به خودمان آمدیم و دیدیم آقای مقدم دارد همه چیز را برای آقا نقل می كند و ما در مقابل كار انجام شده قرار گرفته ایم و به این ترتیب ایشان از قضیه مطلع شدند. بعد آقا فرمودند كه حالا رادیو و تلویزیون را بیاورید. ما هم تلویزیون را آوردیم. من واقعا هیچگاه یادم نمی رود كه وقتی تلویزیون صحنه مردمی را نشان می داد كه یك صدا شعار می دادند: «آمریكا در چه فكریه-ایران پر از بهشتیه» آقا فرمودند: كی این حرف را زده، دیگر این مملكت بهشتی به خودش نخواهد دید كه گذشت زمان هرچه بیشتر حكیمانه بودن این سخن را نشان داد.

جملات فوق بخشی از خاطرات محافظان و پزشكان آیت الله خامنه ای بود كه خاطره ششم و هفتم تیر را در ذهن خود ماندگار كرده بودند.


[ دوشنبه 27 تیر 1390 ] [ 04:29 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 17 فروردین 1390 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

 

دانلود 28 کتاب مذهبی ویژه گوشی موبایل بصورت جاوا : کتاب مذهبی موبایل بصورت جاوا  : اینبار سایت تخصصی مذهبی موبایل ۲۸ کتاب جاوا برای موبایل از مجموعه کتابهای حضرت آیت الله سید حسن ابطحی را که باعث بیداری جوانان بسیاری از خواب غفلت شده است را تهیه و به تمامی جوانان و طالبان حقیقت پیشنهاد میکنیم . کتب مذکور را که شامل : کتاب در محضر استاد جلد 1 : کتاب در محضر استاد جلد ۲ : کتاب پاسخ ما : کتاب انوار صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف : کتاب پاسخ به سوالات فلسفی و اعتقادی : کتاب عوامل پیشرفت : کتاب انوار زهرا سلام الله علیها : کتاب امیر المومنین علیه السلام : کتاب توضیح آیات قرآن کریم : کتاب ملاقات با امام زمان ارواحنا فداه : کتاب سیر الی الله جلد ۲و۳ : کتاب سیر الی الله جلد ۱ : کتاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله : کتاب نبوت : کتاب توحید : کتاب امام مجتبی علیه السلام : کتاب دو مقاله میباشد را مطالعه و با ورود به بخش ادامه مطلب میتوانید دانلود کنید . ضمنا این مجموعه کتاب مخصوص گوشی موبایل هایی میباشد که فرمت جاوا را پشتیبانی میکند . برای دانلود این مجموعه از کتاب های مذهبی جاوا به ادامه مطلب بروید .

 

دانلود 28 کتاب مذهبی ویژه گوشی موبایل بصورت جاوا : کتاب مذهبی موبایل بصورت جاوا  : اینبار سایت تخصصی مذهبی موبایل ۲۸ کتاب جاوا برای موبایل از مجموعه کتابهای حضرت آیت الله سید حسن ابطحی را که باعث بیداری جوانان بسیاری از خواب غفلت شده است را تهیه و به تمامی جوانان و طالبان حقیقت پیشنهاد میکنیم . کتب مذکور را که شامل : کتاب در محضر استاد جلد 1 : کتاب در محضر استاد جلد ۲ : کتاب پاسخ ما : کتاب انوار صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف : کتاب پاسخ به سوالات فلسفی و اعتقادی : کتاب عوامل پیشرفت : کتاب انوار زهرا سلام الله علیها : کتاب امیر المومنین علیه السلام : کتاب توضیح آیات قرآن کریم : کتاب ملاقات با امام زمان ارواحنا فداه : کتاب سیر الی الله جلد ۲و۳ : کتاب سیر الی الله جلد ۱ : کتاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله : کتاب نبوت : کتاب توحید : کتاب امام مجتبی علیه السلام : کتاب دو مقاله میباشد را مطالعه و با ورود به بخش ادامه مطلب میتوانید دانلود کنید . ضمنا این مجموعه کتاب مخصوص گوشی موبایل هایی میباشد که فرمت جاوا را پشتیبانی میکند . برای دانلود این مجموعه از کتاب های مذهبی جاوا به ادامه مطلب بروید .

 

 

دانلود ۲۸ کتاب از مجموعه کتب آیت الله ابطحی



[ چهارشنبه 17 فروردین 1390 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic