مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ
روی(ROYCE) داشتن فلسفه ای برای زیستن را یكی از شروط ضروری برای برخورداری از سلامت روانی آرمانی ذكر می كند و می گوید: كسی كه به خوبی سازش یافته، واجد فلسفه ای مستحكم در زندگی خود است و می توان موارد ذیل را به او نسبت داد: الف. باید در جهانی مملو از حس تعهد و مشاركت اجتماعی فعال زندگی كند.
ب. زندگی پدیده ای ارزشمند است كه این ارزشمندی را می توان به باور داشتن انسانیت یا اعتقاد به هر مذهبی تعبیر كرد.

ج . هیچ كس به تنهایی نمی تواند زندگی كند. انسان تنها، جزیره ای است كه به خود منتهی می شود.
در حقیقت، هر فرد بخش اساسی و اجتناب ناپذیر یك فرد دیگر به شمار می رود. چنانچه فلسفه فروم براین جمله مبتنی است كه A«تمام افراد بشر برادرند و دارای ظرفیت عشق مولد.A»

بهره مندی از یك نظام ارزشی پویا و استوار، فرد سالم را از روان آزرده متمایز می سازد. شخص روان آزرده یا پایبند به هیچ ارزشی نیست یا ارزش هایش ناقص، موقت و گذرا است. ارزش های روان آزرده به آن اندازه استوار نیست كه تمامی جنبه های زندگی اش را به هم پیوند دهد و یگانه سازد.





معیارهای سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام
پیش از بیان معیارها، تذكر این نكته لازم است كه درباره حقیقت و ماهیت انسان، دو نظریه اساسی مقابل یكدیگر قرار گرفته اند:

1- نظریه الهیون.

2- نظریه مادیون.

براساس نظریه الهیون، انسان حقیقتی است ،مركب از جسم و بدن و روح و روان. روان انسان، جاویدان است و با مردن او فانی نمی شود.

اما دیدگاه مادیون براین مبتنی است كه انسان جز همین بدن، چیز دیگری نیست و با مردن، به كلی نابود می شود و متلاشی شدن بدن یعنی متلاشی شدن شخصیت انسان.

به نظر می رسد غفلت روان شناسان از جنبه روحی در بررسی شخصیت انسان، به وضوح منجر به درك ناقص آن ها از انسان و كوتاهی در كوشش برای شناخت خصوصیات شخصیت بهنجار و نابهنجار شده است.

همان گونه كه اریك فروم ((FROMM/ E، روانكاو معروف، قصور و عجز روان شناسی جدید را در شناخت صحیح انسان، كه ناشی از عدم توجه به بررسی جنبه روانی انسان می باشد، مشاهده كرده است. متأسفانه امروزه می بینیم كه روان شناسی مبدل به علمی شده است كه درباره همه چیز، به جز روان انسان بحث می كند و می كوشد جنبه هایی از انسان را، كه امكان آزمایش آن در آزمایشگاه وجود دارد، بشناسد!

اما ملاك های سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام یا به عبارت دیگر، معیارهای شخصیت بهنجار، كامل، نمونه، مطلوب و مسلمان نمونه از غیر آن چیست؟

به طور كلی، می توان گفت:


شخصیت بهنجار از نظر اسلام، شخصیتی است كه جسم و روح او متعادل باشد و نیازهای هر كدام ارضا شود.
انسانی كه دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می دهد و نیازهای آن را درحدی كه شرع مقدس روا می داند، برآورده می سازد و همزمان با آن، به خدا ایمان می آورد، عبادات و اموری را كه موجب رضایت خدا هستند انجام می دهد و از اعمالی كه موجب خشم خدا می شود، اجتناب می كند. بنابراین، از نظر اسلام،

كسی كه پیروی از هوای نفس خویش کند، نابهنجار است و نیز كسی كه خواسته های جسمانی خود را سركوب كند و با رهبانیتی افراطی و ریاضتی شدید باعث ضعف جسمی خود شود و تنها به ارضای نیازها و تمایلات معنوی بپردازد نیز نابهنجار تلقی می شود؛
زیرا این گونه گرایش های افراطی و تفریطی با طبیعت و فطرت انسان، مخالف و ناسازگار است. به همین دلیل، هیچ كدام از این دو گرایش به شكل گیری و تحقق ماهیت حقیقی انسان نمی انجامد؛ چنان كه او را به كمال حقیقی شخصیتی نیز نمی رساند.

[ شنبه 10 مهر 1389 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
یكی از محورهای اصلی حمله عراق در روزهای اول جنگ (31/6/59) محور

نشوه طلاییه
، كوشك - اهواز بود و دشمن توانست از این محور خود را تا

بیست كیلومتری اهواز برساند.

طلاییه تا پایان جنگ در اشغال عراق باقی ماند. در عملیات خیبر، نبرد

سنگینی در این محور به وقوع پیوست، اما مواضع دشمن در طلاییه فرو نریخت .

عراق مجهزترین و بیشترین موانع و استحكامات خود شامل انواع دژ، میادین

مین ، تله های انفجاری ، سنگرهای بتونی و سیمهای خاردار را در منطقه

ایجاد نمود و تصور نمی كرد كه رزمندگان بتوانند از این همه موانع و استحكامات

 عبور نمایند و خود را تا نزدیكی پد شرقی جزایر مجنون و پل نشوه برسانند.

قابل توجه است كه بسیاری از سنگرها و موانع عراق همچنان باقی مانده و

كمیته تفحص شهدا نیز در این منطقه پیكرهای مطهر زیادی را كشف كرده

است .

یادمان و حسینیه شهدای گمنام ، محلی برای زیارت مردم شهیدپرور و جوانان

شده است .

نقاط مهم منطقه طلاییه عبارتند از:

پل نشوه

پد شرقی جزایر مجنون

انواع دژ، میادین مین ، تله های انفجاری ، سنگرهای بتونی ، موانع خورشیدی

 ، سیم خاردار

طلاییه قدیم و طلاییه جدید

[ شنبه 10 مهر 1389 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
شما درباره مرگ و لحظه ی جان دادن و... چه می دانید؟

0 آیا تا کنون به لحظه ای که عزائیل به سراغتان می آید اندیشیده اید؟

0 آیا تا بحال بالای سر کسی که در حال جان دادن است، بوده اید؟

0 اصلا فکر می کنید عزرائیل چه جور موجودی است؟

نه! کامتان تلخ نشود ؛ لطفا Back نزنید ؛ در این چند خط نه مطلب ترسناک هست و نه حرفهای دوست نداشتنی و اعصاب خورد کن.

به سوالهای بالا فکر کردید؟ حالا می خواهم تمام تصورهای شما را نسبت به مردن؛ عزرائیل و آن دمِ آخر عوض کنم

بزرگی می فرمودند من اصلا از مرگ نمی ترسم چون "مرگ، رفتن از این اتاق به اتاق کناری است".

می دانید که عزرائیل هم یک فرشته است، ولی اشتباه نکنید چه کسی گفته او فرشته ی عذاب است؟! نه! اصلا!؛ حضرت عزرائیل فرشته و بنده ای از بندگان خداست که هر وقت خداوند دستور فرماید دست من و شما را می گیرد و از این اتاق به اتاق بغلی می برد، البته دست روحمان را.

آیا تا کنون به لحظه ای که عزائیل به سراغتان می آید اندیشیده اید؟

اصلا فکر می کنید عزرائیل چه جور موجودی است؟


اما حالا با این حرفها نباید از این سوی بام افتاد که خوب! پس بی خیال، مرگ هم که چیزی نبوده و... نه!؛ باید به عرضتان برسانم که آن "اتاق بغلی" را خودتان باید بسازید البته نه فکر کنید تنهای نتها نه!؛ هستند کسانی که کمکتان کنند فقط شما بخواهید که آبادش کنید، آنوقت زمین و زمان و... به خدمتتان خواهند آمد.

فکر نکنید من این حرفها را از خودم و برای دل خوشی شما می گویم بلکه اینها جواب کسی است که از امام صادق علیه السلام همین سوال ها را پرسیده است

یک روز آقایی به نام سُدیر به حضور امام صادق علیه السلام می رود و سوالی در این باره از امام می پرسد و...، ادامه ی این گفتگو را از زبان خود او بشنوید:

به حضرت ابا عبد الله، امام صادق –که سلام و درود خدا برو باد– گفتم : فدایتان شوم ای فرزند رسول خدا، آیا "مؤمن" از قبض روح شدن اکراه دارد [و جان دادن برایش سخت است]؟

امام فرمودند: نه!، قسم به خدا که این طور نیست. وقتی که فرشته ی مرگ برای گرفتن روحش می آید، در آن هنگام او بی تابی می کند. فرشته به او می گوید: "ای ولی خدا بی تابی نکن ؛ قسم به خداوندی که محمد را برگزید من برایت از هر مادر مهربانی که بخواهد پیش تو آید، نیکوتر و دلسوزترم؛ چشمهایت را باز کن و ببین..."

امام صادق می گوید: [در این هنگام] رسول خدا و امیر مومنان و فاطمه ی زهرا و حسن و حسین و دیگر امامان _که درود و سلام خداوند برآنان باد_ برایش تمثّل می یابند و به او گفته می شود: "اینان رفیقانت، رسول خدا و امیر مومنان و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند".

امام می گوید: آن شخص چشمش را باز می کند و نگاه می کند.

آنگاه منادیی از سوی پروردگار روحش را صدا می زند و می گوید: "ای نفسِ آرام یافته به محمد و خاندان او با رضایت به ولایت_ائمه_ و پسندیده شده با ثواب به سوی خدایت برگرد و در میان بندگانم یعنی محمد و خاندان او و در بهشتم درآی".

آنجاست که هیچ چیزی برایش دوست داشتنی تر از خروج روحش و پیوستن به آن منادی نیست.

فرشته به او می گوید: "ای ولی خدا بی تابی نکن ؛ قسم به خداوندی که محمد را برگزید من برایت از هر مادر مهربانی که بخواهد پیش تو آید، نیکوتر و دلسوزترم؛ چشمهایت را باز کن و ببین..."
به به من که وقتی این مطلب زیبا را خواندم حس زیبایی برایم دست داد اما آمیخته ی به فکر و تردید!

می دانید چرا؟ به کلمه ی مومن در ابتدای روایت توجه داشتید؟ بله من تردیم در صدق این کلمه بر خودم بود. و می توان گفت همه نباید خیالشان به دیداری اینگونه با آن فرشته مهربان، و رفتنی آنچنان خوش باشد.

اما خوشا به حال "مؤمن"، چه زیبا هراسش به آرامشی لذیذ تبدیل می شود.



متن روایت:

عِدة من أصحابنا ، عن سهل بن زیاد ، عن محمد بن سلیمان ، عن أبیه ، عن سُدیر الصیرفی قال : قلت لأبی عبد الله علیه السلام : جعلت فداك یا بن رسول الله هل یكره المؤمن على قبض روحه ؟ قال : لا والله إنه إذا أتاه ملك الموت لقبض روحه جزع عند ذلك فیقول له ملك الموت : یا ولی الله لا تجزع ، فوالذی بعث محمدا صلى الله علیه وآله لأنا أَبَرُّ بك وأشفق علیك من والد رحیم لو حضرك ، اِفتح عینیك فانظر ، قال : ویمثل له رسول الله صلى الله علیه وآله وأمیر المؤمنین وفاطمة والحسن والحسین والأئمة من ذریتهم علیهم السلام فیقال له : هذا رسول الله وأمیر المؤمنین وفاطمة والحسن والحسین والأئمة رفقاؤك ، قال : فیفتح عینیه فینظر فینادی روحه مناد من قبل رب العزة فیقول : یا أیتها النفس المطمئنة إلى محمد وأهل بیته ارجعی إلى ربك راضیة بالولایة ، مرضیة بالثواب ، فادخلی فی عبادی - یعنی محمد أو أهل بیته - وادخلی جنتی ، فما من شئ أحب إلیه من استلال روحه واللحوق بالمنادی .(1)
...
[ شنبه 10 مهر 1389 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
پهلوهای خود را از بسترها جدا می کنند و پروردگار خود را با ترس و طمع می خوانند... سوره سجده آیه16
................(قابل توجه کسانی که می گویند عبادت از روی ترس جهنم و طمع بهشت، کم ارزش است!)....



چند نکته درباره نماز شب:
1.نماز شب نه تنها برای آخرت و قبر و قیامت انسان چاره سازه بلکه برای رفع گرفتاری های دنیوی هم نتیجه میده! در بعضی روایات اومده که نماز شب حتی برای بعضی مسائل مالی انسان هم مفیده و خلاصه آثار دنیوی و اخروی فراوونی داره.


2.نماز شب مثل همه نمازها، باید با طهارت شرعی باشه یعنی مثلا وضو داشته باشه و بدن و لباسش پاک باشه.


3.نماز شب رو میشه نشسته یا خوابیده یا در حال راه رفتن خواند اگه در حالت اول یا دوم بود لازمه قبله رو رعایت کنه اما در حالت سوم الزامی نیست.


4.اگه بخواد حداقل نماز شب رو بخونه به این شکله: 4تا نماز دو رکعتی می خونه بدون سوره (فقط حمد) و بدون قنوت و سایر مستحبات، به نام نافله شب بعد یک دو رکعتی می خونه به نام شفع و یک رکعت هم به نام وتر... همین! یعنی شاید مجموعا 10دقیقه هم نشه... اما همین ده دقیقه، گرفتاری ها در روز حسرت آدم رفع می کنه که..... حتی اگه حال نداشت می تونه یه شفع و وتر بخونه (3دقیقه) و حتی اگه نشد یه وتر(یک دقیقه) بخونه.


5.اگه حال داشت و خواست بیشتر ثواب ببره بعد حمد، سوره هم بخونه و همچنین در رکعت دوم هر کدوم از اون نمازهای چهارگانه قنوت بخونه و همچنین در نماز وتر (نه شفع) و چون نماز مستحبیه می تونه به جای یک سوره کامل، چند آیه از هرجای قرآن بخونه و هرچقدر بیشتر بهتر... بعضی بزرگان سوره های طولانی در نماز شب می خوندند.


6.قنوت نماز وتر رو خوبه طولانی بخونه و مخصوصا امور استغفار و طلب بخشش از خدا رو در وتر بخونه دعاهای مختلفی رو میشه در قنوت وتر خوند اما بهتره مضمونش امور استغفار و طلب بخشش باشه و طلب بهشت و ترس از جهنم...


7.بهتره در وتر، سوره توحید و فلق و ناس خونده بشه و همچنین در قنوتش برای مؤمنین و مؤمنات و پدر و مادر طلب بخشش بشه مثلا: ربِّ اغفِر لی و لِوالِدَیَّ و للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاءِ منهم و الاموات و ربِّ ارحَمهُما کما رَبَّیانی صغیرا


8. این اذکار برای قنوت وتر مناسبه: العَفو، لا الهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالمین، هذا مقامُ العائِذِ بِکَ مِنَ النّار، اَستَغفِرُ اللهَ و اَسأَلُهُ التَوبَة، رَبِّ اغفِر وَارحَم وَ اَنتَ خَیرُالرّاحِمین، و دعاهایی که حاوی استغفار هستند... دعای نماز شب حضرت سجاد(ع) رو هم از صحیفه مبارکه سجادیه بخونند (دعای32صحیفه) و همچنین دعای9و16و28و31و38و40و50و51 ...آه! که چقدر این ادعیه صحیفه سجادیه نازنین هستند و اسلامِ حقیقیِ مدفون شدهء زیر افکار شیاطین عارف مسلک رو زنده می کنند در روح فطری انسان!


چرا امام سجاد(ع) در دعای32صحیفه از مار و عقرب جهنم و آتش های بی تخفیفش می گویند و از ناری که استخوان ها را خاکستر می کند و بر زاری کنندگان رحم نمی آورد به خدا پناه می برند؟ بذار مولوی خوش باشه و بگه: ما را نه غم دوزخ و نه شوق بهشت است! به قول یکی از رفقای هم لینک، مولوی کیه که جلوی حرف اولاد معصوم پیغمبر(ص) حرفی داشته باشه؟


9.وقت نماز شب در حال عادی از نیمه شب شرعی شروع میشه (قابل توجه دوستان اینترنتی که گاهی تا یک و دو هم بیدارند) و اگه کسی نتونه بعد نیمه شب بیدار بشه می تونه قبل نیمه شب بخونه (قابل توجه دوستانی که زودخواب هستند) نیمه شب شرعی هم دوجور در فقه تعریف شده که برای نماز شب، این قول محتاطانه تر و به جهت فقهی قوی تر است:


همون ساعت اذان ظهر در شب.. یعنی مثلا اگه اذان ظهر ساعت12:07بود این نیمه شب میشه12:07بامداد و اگه اذان ظهر ساعت11:55بود میشه11:55شب... البته مقلدین در این مورد به مرجع شون رجوع کنند چون اختلافیه (این که گفتم قول نیمی از فقهاست)


نکات دیگه ای هم هست که فعلا باشه تا موقع مناسبش ... و کلام آخر توصیه نبی آخر(ص) به وصی اول(ع) خود: ای علی! بر تو باد نماز شب بر تو باد نماز شب بر تو باد نماز شب...
[ شنبه 10 مهر 1389 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
« ای حیات! با تو وداع می کنم. با همه زیبائی هایت؛ با همه مظاهر جلال و جبروت؛

با همه وجود وداع می کنم.

با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم.

و از همه چیز چشم می پوشم....

ای پاهای من!

می دانم شما چابکید.

می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت را از رقیبان ربوده اید.

می دانم که فداکارید.

می دانم که به فرمان من، مشتاقانه بسوی شهادت، صاعقه وار به حرکت در می آئید.

اما من آرزوئی دارم.

من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآئید.

به قدرت اراده آهنینم محکم باشید.

به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید.

این پیکر کوچک، ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیت ها را، به سرعت مطلوب، به هر نقطه دلخواه برسانید.

در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید.

من چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم.

آرامش ابدی!

دیگر شما را زحمت نخواهم داد.

دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد.

دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.

دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد.

و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد.

از درد و شکنجه ضجه نخواهید کرد.

از بی غذائی، از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد.

آرام و آسوده، برای همیشه، در بستر نرم خاک، آسوده خواهید بود.

اما...

اما این لحظات حساس،

لحظات وداع با زندگی و عالم،

لحظات لقاء پروردگار،

لحظات رقص من در برابر مرگ،

«باید زیبا باشد.»


[ شنبه 10 مهر 1389 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]




روزه

روزه آن است كه انسان براى انجام

خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایى كه روزه را باطل مى‏كند و شرح آنها بعدا گفته مى‏شود، خوددارى نماید.



آنچه براى روزه‏دار مكروه است
جاهایى كه قضا و كفاره واجب است
كفاره روزه
جاهایى كه فقط قضاى روزه واجب است
احكام روزه قضا
احكام روزه مسافر
كسانى كه روزه بر آنها واجب نیست
راه ثابت‏شدن اول ماه
روزه‏هاى حرام و مكروه
روزه‏هاى مستحب
مواردى كه مستحب است انسان از كارهایى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نماید

ادامه در ادامه ی مطلب
نیت
چیزهایى كه روزه را باطل مى‏كند
1- خوردن و آشامیدن
2- جماع
3- استمناء
4- دروغ بستن به خدا و پیغمبر
5- رساندن غبار غلیظ به حلق
6- فرو بردن سر در آب
7- باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان
صبح
8- اماله كردن
9- قى كردن
احكام چیزهایى كه روزه را باطل مى‏كند

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 شهریور 1389 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
http://www.shetabdownload.com/wp-content/uploads/2010/08/ramezan.jpg




http://sosah2005.jeeran.com/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.jpg







http://www.bso.ir/images/HomePages/Motaleat/Motaleat_%D8%A7%D8%AD%D9%8A%D8%A7.jpg




http://www.kufur-kassem.com/cms/images/stories/Year2010/month_7/week_5/rmdaaan.JPG

[ چهارشنبه 10 شهریور 1389 ] [ 09:23 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

شهادت على علیه السلام

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...

(نداى آسمانى)

على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بكوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ایالات نیز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسیج پرداخته و گروههاى تجهیز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و باردوگاه نخیله پیوستند،على علیه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را بعمل آورد،فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاویه و مخصوصا از نیرنگهاى عمرو عاص دل پر كینه داشتند در این كار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یك خطابه غراء تمام سپاهیان خود را بهیجان آورده و آنها را براى حركت بسوى شام آماده نمود ولى در این هنگام خامه تقدیر سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.

فراریان خوارج،مكه را مركز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان باسامى عبد الرحمن بن ملجم و برك بن عبد الله و عمرو بن بكر در یكى از شبها گرد هم آمده واز گذشته مسلمین صحبت میكردند،در ضمن گفتگو باین نتیجه رسیدند كه باعث این همه خونریزى و برادر كشى،معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام میباشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین بكلى آسوده شده و تكلیف خود را معین مى‏كنند،این سه نفر با هم پیمان بستند و آنرا بسوگند مؤكد كردند كه هر یك از آنها داوطلب كشتن یكى از این سه نفر باشد عبد الرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد،عمرو بن بكر عهده‏دار كشتن عمرو عاص گردید،برك بن عبد الله نیز قتل معاویه را بگردن گرفت و هر یك شمشیر خود را با سم مهلك زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این قرار داد بطور محرمانه و سرى در مكه كشیده شد و براى اینكه هر سه نفر در یكموقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار میمانند براى این منظور انتخاب كردند و هر یك از آنها براى انجام ماموریت خود بسوى مقصد روانه گردید،عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص بمصر رفت و برك بن عبد الله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم نیز راه كوفه را پیش گرفت.

برك بن عبد الله در شام بمسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف یكم نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برك شمشیر خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشیر او بجاى فرق معاویه بر ران وى اصابت نمود.




برای خواندن ادامه به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 9 شهریور 1389 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

نوحه  حق بده امشب بمیرم در کنار پیکرت با صدای حاج محمود کریمی

دانلود نوحه ، مرثیه و مداحی شهادت حضرت علی (ع)

نوحه ، مرثیه و مداحی شهادت حضرت علی (ع)


[ سه شنبه 9 شهریور 1389 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

 

نوای ولایت تقدیم میکند

 










































































 

 

    سخنرانی  

 

بدنیا امدن امام على ع

سخنرانی(مرحوم کافی)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

تعلیمات ضد على ع به مردم

سخنرانی(مرحوم کافی)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

لعنت فرستادن به على ع بعد از نماز   

سخنرانی(مرحوم کافی)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

امام على (ع) بالاى قبر پیامبر (ص) و حضرت زهرا

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

تعیین نام على براى فرزند ابوطالب  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

كسى كه سه مشكل بدنى ، فكرى و پولى داشت و نزد امام على (ع) رفت  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

كسى كه در جلسه امام على (ع) از خدا طلب مرگ ایشان را كرد  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

كسى به امام على گفت كه فرزندش از ناودان درحال افتادن است  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

كسى به امام على گفت كه ایشان را هنگام برداشتن درخیبر دیده‏است  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

امام حسن (ع) در قبر امام على (ع) نامه‏اى از حضرت نوح یافت  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

مردى نزد امام على آمد و گفت كه از مردى طلبكار است

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

حضرت على (ع) كه به خاطر قضا شدن نماز عصرش گریه كرد

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

امام على (ع) در مسجد جوانى را دید كه بسیارسریع نماز مى‏خواند  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

لرى به خدا گفت كه ما نمى توانیم نمازى مانند امام على

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

تیر پاى امام على (ع) را كه هنگام نماز بیرون آوردند  

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان) 

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

رهبر یهودیان كه بعد از مدتى پیرو امام على (ع) شد

سخنرانی(شیخ حسین انصاریان)  تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

سخن امام على ع در مورد كفاره گناهان شیعه على ع در دنیا  

 سخنرانی( حجت السلام مرحوم دستغیب)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه


 سخنرانی( حجت السلام مرحوم دستغیب)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

بخشیدن لباس نو به غلام توسط امام على ع   

 سخنرانی( حجت السلام مرحوم دستغیب)

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

نصیحت امام على ع به امام حسن ع در آداب غذا خوردن‏  

سخنرانی(حجت الاسلام و المسلمین دانشمند )

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

صحبت علامه بحر العلوم با حضرت على ع و امام زمان ع‏

سخنرانی(حجت الاسلام و المسلمین دانشمند )

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

قرآن خواندن ابن ملجم‏  

سخنرانی(حجت الاسلام و المسلمین دانشمند )

تعداد دفعات دانلود  0 مرتبه

دوستان با آرزوی قبولی طاعات و عبادات یه سخنرانی ویژه گذاشتم

که با ید به این آدرس برین و دانلودش کنین

http://www.4shared.com/file/4519713/4a5f9ac3/sokhanrani__shab_ghadr___wwwirtvmihanblogcom_.html?errorMaxSessions=true

دوستانی که دلشون شکست من رو از یاد نبرند

یا حق



[ سه شنبه 9 شهریور 1389 ] [ 10:43 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
آمادگی برای نماز شب

1- در طول روز تقوا پیشه شود .از گناهان کبیره

پرهیز شود تا توفیق بلند شدن برای نماز شب

حاصل شود.

۲- هنگام خوابیدن با وضو باشد از تلاوت قران دعا

وتسبیحات حضرت زهرا (س)غافل نشود واز خدا

خواسته شود تا توفیق بیدار شدن را بدهد.



۳-بعد از بیدار شدن شکر خدا به جا آورده شود

سپس مسواک زده شود .امام صادق

(ع)فرمود:«وقتی برای نماز شب بلند شدی مسواک

 بزن تا دهان تو پاکیزه وخوشبو باشد»


۴-پس از بیدارشدن ومسواک زدن وضو گرفته شود

وخود را با عطریات معطرکرد پیامبر اسلام فرموده

است :«دو رکعت نمازی که شخص معطر می گزارد

 افضل از هفتاد رکعت نماز شخص غیر معطر است »

۵- هنگام خواب برای آنکه به موقع بیدار شود آیه

آخر سوره کهف را قرائت کند.


[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
چرا قرآن گوشت خوک را حرام شمرده است؟

قرآن کریم، انواع غذاها را که برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقه‌ی او را نیز ارضاء کرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی می‌کند.
ممنوعیت از غذاهای غیربهداشتی و تنفرآمیز یکی از خدمات دین الهی به بشریت است، زیرا در شرایطی که میکروب کشف نشده بود و اثرات غذاهای پلید در بوجود آوردن بیماری‌ها روشن نبود، آنها را ممنوع اعلام کرده و این خدمت بزرگی در جهت سلامتی انسان‌ها می‌باشد.
یکی از حیوان‌هایی که مصرف گوشت آن در فهرست غذاهای حرام قرار گرفته است گوشت خوک می‌باشد که در قرآن از آن به «لحم خنزیر» یاد شده است:

«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ...»؛(1)
خدا، تنها (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به هنگام سربریدن نام غیرخدا بران بانگ زده شده حرام کرده است.»
که مضمون این آیه، در چهار سوره‌ی قرآن آمده است و علت تاکید قرآن بر این مطلب، همان اهمیت موضوع و خطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوک و نیز آلودگی جامعه‌ی بشری به آن است به طوری که هنوز در برخی کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا گوشت خوک جزء غذاهای رسمی آنها قرار دارد.
حال می خواهم به حکمت حرام شمردن گوشت خوک بپردازیم :

حکمت‌های حرام شمردن گوشت خوک:

برخی صاحب نظران در مورد حرمت گوشت خوک به برخی از حکمت‌های قرآن اشاره کرده‌اند که بعضی از آن موارد را در اینجا می‌آوریم و برای آگاهی بیشتر از این موضوع منابعی را جهت مطالعه معرفی می‌کنیم:

در مورد فلسفه‌ی حرمت گوشت خوک از دو جهت می‌توان سخن گفت:

الف. تأثیرات روحی و روانی گوشت خوک:

خوک حتی نزد اروپائیان که از گوشت آن می‌خورند سمبل بی‌غیرتی است و حیوانی کثیف است. خوک در امور جنسی فوق العاده بی‌تفاوت و لا أبالی است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات که از نظر علمی ثابت شده است، تاثیر این غذا در خصوص لاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.(2)
یکی از نویسندگان می‌نویسد: خوک غیرت ناموسی ندارد و جفت خود را در معرض خوک‌های نر دیگر قرار می‌دهد و حتی از این کار لذت هم می‌برد، که این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد از این جهت اشخاصی که از آن تغذیه می‌کند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا می‌کنند.(3)
ب. ضررهای بهداشتی و بیماری‌هایی که توسط خوک به انسان منتقل می‌شود:
برخی بیماری‌ها هستند که از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوک است و استفاده از گوشت خوک در ایجاد آنها موثر است:






اما برخی بیماری‌ها تنها علت آن، خوردن گوشت خوک است از جمله:



ناگفته نماند که در کشورهای اسلامی در اثر مبارزه‌ی جدی اسلام، گوشت این حیوان مصرف نمی‌شود و لذا پیامدهای آن نیز کمتر به چشم می‌آید، اما در کشورهای غربی (اروپا، آمریکا) این ممنوعیت اعمال نمی‌شود ولی با این حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری می‌گزینند؛ حتی در برخی از کشورها مثل برخی قسمت‌های روسیه در اثر شیوع بیماری‌های مربوط به گوشت خوک (کرم ترکین یا ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام کرده‌اند (8) و همچنین بیماری کرم کدوی خوک به صورت گسترده در جهان منتشر شده و در کشورهای اسلامی که گوشت خوک مصرف نمی‌کنند به ندرت دیده می‌شود.
نتیجه :
حکمت تحریم گوشت خوک را می‌توان پیشگیری از زیان مترتب بر گوشت خوک شمرد ولی این ضررهای بهداشتی و اخلاقی فقط می‌تواند به عنوان فلسفه و حکمت این حکم مطرح شود ـ نه علت انحصاری آن ـ و هنوز باید منتظر کشفیات جدید علمی در این باره باشیم.(9) پس حرام‌ها و حلال‌های خداوند دارای مصلحت‌ها و حکمت‌هایی است که با پیشرفت علوم بدان‌ها بیشتر پی می‌بریم. به عبارت دیگر قرآن به برخی نکات اشاره می‌کند که علوم پزشکی و عقل آدمیان درصدر اسلم آنها را کشف نکرده بود که نمونه‌ی آن همین تحریم گوشت خوک است که برخی از مضرات و حکمت‌های آن اشاره شد.
1. اسهال خونی؛ 2. یرقان عفونی؛ 3. انتامیب هیستولتیک، که انسان را به اسهال آمیبی مبتلا می‌نماید؛ 4. بیماری شبه باد سرخ که در انسان به صورت لکه‌های سرخ و دردناک توأم با سوزش شدید روی دست‌ها ظاهر می‌شود؛ 5. تصلب مشرایین ـ دردهای مفصلی و مسمومیت‌ها و علت آن میزان زیاد چربی و اسیداوریک موجود در گوشت خوک می‌باشد.(4) 6. خوک از خوردن چیزهای پلید حتی مدفوع خودش باکی ندارد لذا معده‌اش لانة اقسام میکروب‌هاست که به گوشت و خون و شیرش هم سرایت می‌کند.(5) 1. «کرم کدوی خوک» که درعضلات و مغز خوک یافت می‌شود که انسان را دچارنارسائی‌هایی در دستگاه گوارش می‌کند.(6) 2. «تری شینوز» این نیز کرم دیگری است که باعث خراشیدن و التهاب جداره امعاء و پیدایش جوش‌ها و دمل‌های پراکنده در تمام بدن و درد شدید عضلانی و سختی تنفس و ناتوانی در سخن گفتن و جویدن غذا و ... می‌شود که تا به حال درمانی برایش پیدا نشده است.(7) 3. استفاده از گوشت خوک، به علت ثقیل الهضم بودن معده را به زحمت می‌اندازد..

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
ارزش انسان

من همیشه خدا را در خوبیها جستجو میکنم. بجای اینکه فکر کنم او در آسمانهاست و اینطوری هیچوقت نتونم حسش کنم ، او را در مخلوقاتش جستجو میکنم. خدا قدری از خوبی خودشو توی شما گذاشته و من وقتی بتونم این خوبی رو بشناسم و حس کنم در واقع انگار که خدا رو حس کرده باشم. در سایر مخلوقات هم همینطور: وقتی یه دردمندی میاد پیشم و با لبخند میره ، لبخند که میزنه حس میکنم این خداست که داره با لبای او بهم لبخند میزنه. لذا احساس خوبی میکنم و در عین حال بلافاصله این حس منو یاد این میندازه که من فقط وسیله ای بودم برای درک اون فرد و شادکردنش. و در واقع کار اصلی رو خود خدا کرده. راستش من سعی کردم خدا رو اینطوری حس کنم. به تو هم پیشنهاد میکنم که از همین روش جلو بری. وقتی به دیوارها نگاه میکنم و سفیدیشون رو میبینم فکرنمیکنم این سفیدی از خودشونه بلکه فکر میکنم از خداست و لذا در اون سفیدی خدا رو میبینم. وقتی در اتاق بسته میشه بدون اینکه به چارچوب در گیر کنه فکر نمیکنم نجاری که اونو درست کرده این نظم زیبا در کارش رو ذاتا داشته بلکه فکر میکنم خدا بهش ارزونی داشته و لذا با دیدن اون نظم و خیلی نظمهای دیگه خدا رو حس میکنم. اینه که در همه حال حس میکنم خدا هست و این آرامش عجیبی بهم میده. و البته کمکم میکنه که مواظب رفتارم باشم و من همیشه سعی کرده ام که همه چیز را از خدا بدانم. ولذا در هر لحظه به مخلوقات خدا نگاه کرده و او را تحسین وستایش مینمایم. من شما را آدم خوبی ارزیابی میکنم. شما انسان ارزشمندی هستید. اگر میخواهید خدا از شما راضی باشد برای آنچه او آفریده ( یعنی خودتان ) ارزش قایل شوید . خودتان را گرامی بدارید ، به این دلیل که آفریده او هستید و این دلیلی است کافی برای احساس ارزشمندی. همچنانکه وقتی ما بدانیم یک تابلو نقاشی اثر مثلا لئوناردو داوینچی یا ونسان ونگوک یا استاد فرشچیان است برایش ارزش قایلیم ، زیرا آنها آدمهای بزرگی بوده اند و لذا آثارشان را باید بدیده احترام نگریست. ما به شعر حافظ و مولانا و سعدی و سهراب و ... اهمیت و ارزش میدهیم چون آنها شعرای بزرگی بوده اند. پس به شما میگویم که من برای شما ارزش زیادی قایلم چون آفریده بزرگترین آفریننده هستید و همینطور از شما میخواهم برای خودتان ارزش بسیار قایل شوید و همه این را از خدا بدانید تا دچار غرور نشوید.

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
فلسفه حجاب چیست‌؟


پوشش زن در اسلام به این معنا است که‌، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه‌گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین‌; لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهره‌برداری هوسبازان‌، قرار نگیرد.

درست است که حجاب‌، در ظاهر محدودیت زن را نشان می‌دهد; اما واقع و روح مسئله‌، حکایت از محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است‌. به طور کلی‌; فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است‌:

1 ـ آرامش روانی‌:
زیرا آزادی معاشرتهای بی‌بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می‌کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه‌ای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. افزون بر این‌، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می‌شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می‌بندد. یعنی نگاه که اولین واسطة ارتباط زن و مرد است‌، باید کنترل شود. به مرد می‌گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می‌گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن‌ّ و یحفظن فروجهن‌ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد; و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.


2 ـ استحکام پیوند خانواده‌:
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع‌، پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می‌دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم‌های آزاد; رقیب و مزاحم‌، امنیت خاطر زوجین را از بین می‌برد.

3 ـ استواری اجتماع‌:
ارتباط حساب نشده و بی‌بند و باری‌ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی‌، اقتصادی‌، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست‌. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است‌. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.

4 ـ ارزش و احترام زن‌:
زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری‌، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می‌شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین‌تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه‌، مطالعة کتاب «مسألة حجاب‌» از شهید مطهری را توصیه می‌کنیم‌.



[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
اطلاع رسانی و شیوه های اطلاع رسانی دینی در رسانه های دیداری و شنیداری از توجه و اهتمام کمتری برخوردار است.
جواد آرین منش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: ما در جامعه ای زندگی می کنیم که دین محور فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه را تشکیل می دهد و آموزه های دینی در واقع مبنای رفتارهای فردی ، سیاسی، و اجتماعی ما تلقی می شود.
وی افزود:جامعه ما آمیختگی دین را با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به خوبی درک کرده است که در نتیجه آن رفتارهای فردی، اجتماعی و سیاسی مردم ما متأثر از مبانی اعتقادی و دینی است
آرین منش تأکید کرد: اساساً انقلاب اسلامی بر پایه دین بنا شد. از این رو، می توان گفت که اعتقادات و باورهای مردم به دین آموزه های دینی و اعتقاد به خدا و آخرت، نبوت و امامت باعث حرکت مردم در عرصه های اجتماعی و سیاسی انقلاب اسلامی شد.
این نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: رمز موفقیت انقلاب اما این بود که یک مجتهد، رهبر دینی و یک مرجع تقلید این انقلاب را رهبری و هدایت کرد و امروز نیز رمز ماندگاری و تداوم راه انقلاب و امام این است که یک مرجع دینی و سیاسی هدایت انقلاب اسلامی را برعهده دارد.
به همین میزان که کشور ما یک کشور دینی است، اطلاع رسانی نیز یک امر ضروری و نیاز همیشگی تلقی می شود.
وی در ادامه در رابطه با کمرنگ بودن مباحث اطلاع رسانی در رسانه ها گفت: این که اطلاع رسانی و شیوه های اطلاع رسانی و رسانه ها اعم از دیداری و شنیداری نسبت به اطلاع رسانی دینی توجه و اهتمام کمتری به سایر عرصه ها دارند امری غیر قابل انکار است.
آرین منش در رابطه با علل این نوع اطلاع رسانی گفت: شاید ذائقه مردم از گذشته ها به این نوع اطلاع رسانی عادت کرده و شاید وارداتی بودن شیوه های اطلاع رسانی علت کمرنگ بودن مباحث دینی در رسانه ها است.
این که ما روشهای اطلاع رسانی را از رسانه های غربی به عاریت گرفته ایم باعث شده است که وزن اطلاع رسانی دینی را در مقایسه با اطلاع رسانی در عرصه های سیاسی و اقتصادی کمتر است و هنوز جایگاه مناسب خود را پیدا نکرده است.
جواد آرین منش گفت: شاید یکی از علل عدم نوگرایی در شیوه های اطلاع رسانی دینی و پردازش اخبار و اطلاعات در عرصه دینی موجب چنین وضعیت شده است.
معمولا اخبار با شیوه های اطلاع رسانی و نوع پردازش آن در ذهن مخاطب از اهمیت بیشتر و یا کمتری می یابد.
گاهی رسانه ها برخی از اخبار کم اهمیت را چنان با اهمیت جلوه می دهند که مخاطب احساس می کند که این مهمترین موضوع جامعه است در حالی که چنین نیست.
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: مجموعه عواملی دست به دست هم داده اند که باعث شده حجم اطلاعات، اخبار و رویدادهای تبلیغی و دینی از آنچه که باید در رسانه ها باشد کمتر است و متأسفانه مخاطب به این وضعیت عادت کرده است.
وی اضافه کرد: برای مثال برنامه "نود" با طرح سوالی کم اهمیت و شاید صد در صد بی اهمیت سه میلیون پیامک دریافت می کند.
این امر نشان دهنده عدم هدایت صحیح جامعه از سوی رسانه ها است. آیا مهمترین مسئله جامعه ما این است که تیم آبی یا قرمز در فلان مسابقه پیروز می شود ؟
این در حالی است که برخی از مسائل پراهمیت و حیاتی دینی مردم مورد غفلت قرار می گیرد.
آرین منش تأکید کرد: باید تلاش کنیم که ذهن مردم را نسبت به مسائل اصلی تر و حیاتی تر سوق دهیم و در این میان مسائل دینی و مذهبی اصلی ترین مسائل حیاتی جامعه است که باید در ذهن مردم اهمیت خود را بازیابی کند.

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic