مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ
امام رضا علیه السلام در حدیثی زیبا که در تحفت العقول آمده است ویژگیهای ده گانه عاقل را چنین برشمردند.

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
ـ از او امید خیر باشد
ـ از بدى او در امان باشند
ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد
ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد
ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود
ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد
ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد
ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد
ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟
فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
تشبیهات زیبای حضرت علی(ع)

امام علی توانایی عجیبی درتوصیف موضوعات به کمک تشبیه داشت درخطبه هایش مانمونه های زیادی راپیدامی کنیم که امام حقیقت رابه زیبایی به کمک تشبیهات نمایان می کند تشبیهات زیرنمونه ای ازتشبیهات حضرت علی می باشد

دنیا: دنیا همانند ماری می باشدکه دارای پوست لطیفی است اماداخلش زهری کشنده است
دروغ: دروغ ظاهرش به زیبایی پرهای طاووس وباطنش به زشتی پاهای طاووس است

کافران: کافران همانندخفاشانی هستندکه درتاریکی می توانندببینند امادرروشنایی روزقادربه دیدن نیستند
مردمی که به دعوتش پاسخ ندادند:زمانی که مردم بصره به دعوت امام برای جنگ بامعاویه پاسخ ندادند فرمود:شمامانندزنی حامله می مانید که درآخرین روزهای حاملگیش بچه اش راسقط می کند(کنایه ازکسی که بعدازتحمل سختی های زیاددریک قدمی پیروزی ازادامه کارمنصرف می شود)

درخت ومیوه آن: وقتی که بعدازوفات پیامبرقریش براساس اینکه پیامبرازقبیله آنهابوده است ادعای خلافت کردند حضرت فرمود:عجیب است که به درخت نگاه می کنند اما میوه اش رانادیده می گیرند

مردم بصره: زمانی که مردم بصره بعدازبیعت باامام بیعتشان رانادیده گرفتندوباحضرت جنگیدند امام فرمود: آنها نزدیک آب وبسیاردورازآسمان هستند

مردم کوفه: خطاب به آنها فرمود: وقتی شمارابه جنگ می خوانم چشمهایتان ازترس درکاسه می گرددانگارکه مرگ راباچشمانتان می نگریدشمامانندشترانی می مانید که وقتی ازیک طرف جمع می گردندازطرفی دیگرپراکنده می شوند

دروغ گویی معاویه: حضرت درباره معاویه فرمود که دروغ اوهمانگونه که شاخ های بزجوان آشکارمی شود برملاشده است

ریختن گناهان بانماز: نمازگناهان رانابود می کند همانگونه که برگها ازدرختان می ریزند


صبروایمان: صبربه ایمان همانند سرمتصل به بدن می باشد همانگونه که شخص نمی تواند بدون سرباشد پس بدون صبرایمانی هم وجودندارد

گناه وبیماری: بیماری گناه رامی شوید همانند ریزش برگ های خشک شده ازدرختان

روزهای زندگی: روزهای زندگی همانند ابرهای آسمان به سرعت می گذرند
مرگ انسان پرهیزکار: مرگ چنین شخصی همانند کوچ کردن ازسرزمین قحطی زده به سرزمین فراوانی است

ارزش سکوت: همانا آب فقط زمانی درمشک حفظ می شودکه سرآن بسته باشد

استفاده بیت المال توسط بنی امیه: بنی امیه بیت المال راخوردندوبرباددادند همانگونه که شتران به جان گیاهان بهاری می افتند
خلافت ابوبکر: سوگند به خدا ابابکرجامه خلافت برتن کرد درحالی که می دانست جایگاه من نسبت به خلافت همانند محورآسیاب است نسبت به آسیاب

درموردخلافت عمر: زمامدارمانند کسی است که برشتری سرکش سواراست اگرعنان محکم کشدپرده های بینی حیوان پاره می شودواگرآزادش گذارددرپرتگاه سقوط می کند
علاقه به شهادت: سوگند به خدا! انس وعلاقه فرزند ابی طالب به مرگ درراه خداازعلاقه طفل به پستان مادربیشتراست!

طلحه وزبیر: جون رعدخروشیدندوچون برق درخشیدند اما کاری ازپیش نبردندوسرانجام سست گردیدند ولی مااینگونه نیستیم تاعمل نکنیم رعدوبرقی نداریم وتانباریم سیل جاری نمی سازیم

مردم بصره: شماهمانند نشانه ای برای تیرانداز لقمه ای برای خورنده وصیدی برای صیادمی باشید!
بزوشیر: خطاب به مردم کوفه: من می خواهم شمارابه راه درست هدایت کنم اماشماازآن همانگونه که بزازغرش شیرفرارمی کند می گریزید

خطاب به مردم کوفه: شما همانند کسی هستید که سعی می کند خاری راازپایش باکمک خاری دیگردربیاورد

خطاب به کسی که آنقدربرضددشنمش می کوشید که به خودآسیب می رسانید فرمود: تو همانند کسی هستی که نیزه دربدن خویش فروبردتادیگری راکه کنارش ایستاده است بکشد!
بعدازاینکه مردم کوفه به درخواستش برای جنگ بامعاویه پاسخ ندادند: جنگجویانی می خواهم که همانند ابرهای تابستانی درعمل کردن سریع باشند
آبرو: آبروی توچون یخی جامداست که درخواست آن راقطره قطره آب می کندپس بنگرکه آن رانزدچه کسی فرومی ریزی
دنیا: شادی دنیا جه فریبنده وسیراب شدن ارآن چه تشنگی زاست!وسایه آن چه سوزان است!
دنیا: شبنمی ازرفاه وخوشی برکسی فرودنیامده که سیل بلاها همه چیزراازبیخ وبن می کنند
خطاب به ابن عباس پیش ازجنگ جمل: باطلحه دیدارنکن زیرادربرخوردباطلحه اوراچون گاووحشی می بینی که شاخش راتابیده وآماده نبرداست سواربرمرکب سرکش می شود ومی گویدرام است

خطاب به یاران معاویه: سوگند به خداشماهم اکنون ازسینه شترخون می دوشیدوسرانجامی جزپشیمانی ندارید

بنی امیه مدتی حکومت می کنند سپس حکومت راهمانندخلط سینه بیرون می اندازندودیگرهرگزبه آن نمی رسند


دنیا: ای دنیا! ازمن دورشو مهارت رابرپشت تو نهاده وازچنگال تورهایی یافتم وازدام های تونجات یافته وازلغزش کاه هایت دوری گزیده ام سوگند به خدا! اگرشخصی دیدنی بودی وقالب حس کردنی داشتی حدود خدارابرتو جاری می کردم به جهت بندگانی که آنهاراباآرزوهایت فریب دادی...

خطاب به عمروعاص:تودرپی او(معاویه) می روی چونان سگی گرسنه به دنبال پس مانده شکارشیرهستی به بخشش اونظردوختی که قسمت های اضافی شکارش رابه سوی توافکند

نطفه: مصارعهم دون النطفه قتلگاه خوارج این سوی نهراست(امام نهررابه نطفه تشبیه کرده است)


خشم: هیهات یابن عباس! تلک شقشقه هدرت ثم قرت! هرگزای پسرعباس شعله ای ازآتش دل بودزبانه کشیدوفرونشست( شقشقه هدرت: شقشقه چیزی شبیه بادکنک است که به هنگام خشم شتراززیرگلوی اوبیرون می زندوپس ازآرام گرفت ناپدیدمی گردد ترجمه روان آن همان است که دربالا آوردم)


سهم بنی امیه تنهاجرعه ای اززندگی لذت بخش است که مدتی آن رامی مکندسپس همه آنچه راکه نوشیدندبیرون می ریزند

درموردعایشه: کینه هادرسینه اش چون کوره آهنگری شعله ورشد

(درهنگام جنگ خطاب به سربازان)درطول شب کمی بخوابیدچون آب دردهان چرخاندن وبیرون ریختن

...وآن روزگاری است که بلاهاشمارامی گزدچونان گزیدن وزخم کردن دوش شتران ازپالان

مردم همانندشتران تشنه ای که به آب نزدیک شده وساربان رهایشان کرده وعقال ازآنهاگرفته برمن هجوم آوردندوبه یکدیگرپهلومی زدندوفشارمی آوردندوچنان که گمان کردم مراخواهندکشت(درتوصیف بیعت مردم)

ای کوفه تورامی نگرم که چونان چرم های بازارعکاظ(بازاری که چرم های معروفی داشت) کشیده می شوی زیرپای حوادث لگدکوب می کردی وحوادث فراوان تورادربرمی گیرد

ای مردنمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خردکه عقل های شمابه عروسان پرده نشین شباهت دارد چقدردوست داشتم که هرگزشمارانمی دیدم ونمی شناختم!(خطاب به مردم کوفه)

خدایا! دل های آنان راچنان که نمک درآب حل می شود آب کن!(بازهم خطاب به مردم کوفه!)
__________________
روزگاری بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی، باقی نخواهد ماند. مسجد های آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهای شكوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند كه كانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاكاری اند حضرت علی(ع)


[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

امام هادی

فتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادی

كه هر كجا رود افتد به دام صیادی

به دانه‌ای دُّر یكدانه می‌دهد برباد

نه گوش هوش و نه چشم بصیر نقّادی


چنان اسیر هوا و هوس شدم كه نپرس

نه حال نغمه سرایی نه طبع وقّادی

دلا دل از همه برگیر و خلوتی بپذیر

مدار از همه عالم امید امدادی

مگر ز قبله حاجات و كعبه مقصود

ملاذ(1) حاضر و بادی(2)علیّ ‌الهادی

محیط كون و مكان نقطه بصیر وجود

مدار عالم امكان مجرّد و مادی

شَها تو شاهد میقات «لِی مَعَ اللّهی»(3)

تو شمع جمع شبستان مُلك ایجادی

صحیفه ملكوتیّ و نسخه لاهوت


ولیّ عرصه ناسوت بهر ارشادی

مقام باطن ذات تو قاب قوسین است

به ظاهر ارچه در این خاكدان اجسادی

كشیدی از متوكل شدائدی كه به دهر


ندیده دیده گردون ز هیچ شّدادی

گهی به بركه درندگان(4) گهی زندان


گهی به بزم مِی و سازِ باغی عادی(5)

تو شاه یكّه سواران دشت توحیدی

اگر پیاده روان در ركاب الحادی

ز سوز زهر و بلاهای دهر جان تو سوخت

كه بر طریقه آباء و رسم اجدادی

 

آیة الله غروی اصفهانی (كمپانی)


[ شنبه 22 خرداد 1389 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

امام هادی

اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو                                          

خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو

اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام                          

پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو

اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء                                         

خدمتگذار بر در دولت‌سراى تو

اى عاشر الائمه على النقى كه هست                             

چشم امید خلق به مهر و وفاى تو

اى پور پاك معنى جود و كرم جواد                                    

حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

اى مظهر جلال و جمال خداى فرد                                   

شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو

در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار                         

در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو

خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن                            

در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو

تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى                                  

جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو

زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید                         

آن گنبد منور و صحن و سراى تو

اى هادى هدایت دین مبین حق                                     

اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو

"علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد                                

انشا كند چكامه مدح و ثناى تو

  "علامه"


[ شنبه 22 خرداد 1389 ] [ 05:16 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد.

شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور

داد تا استاد پیر را به قصر آورند.

عارف به حضور شاه شرفیاب شد.

شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در

آینده او تاثیر گذار شود.

استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده

عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."

شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! "

عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که

بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.

سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش

خارج شد.

او سومین عروسک را امتحان نمود.

تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج

نشد.

استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به

حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و

سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته "


شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم

او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. "

عارف پاسخ داد : " نه "


و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این

دوستی است که باید بدنبالش بگردی "


شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود.

با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت :

" استاد اینکه نشد ! "

عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن "

برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد.

شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند


استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی

حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند ".



[ سه شنبه 4 خرداد 1389 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
چگونه شخصیتی جذاب داشته باشیم

ظاهری جذّاب یا آراسته، همواره موجب جذب دیگران می شود، امّا


موضوع این است که اگر فردی از نظر شخصیت معنوی و خصوصیات

درونی درجه ی والای داشته باشد، خود موجب زیبا جلوه دادن آن فرد

می شود.


به نوعی ظاهری زیبا بدون شخصیتی زیبا، بی معناست.


برای تقویت و جذّابیت شخصیت خود چه کار کنیم؟


اینکه هر فردی در زندگی به دنبال هدف خود از زندگیست، امری

عادیست، امّا اگر بخواهد به خودی خود و تنها مسیر خود را دنبال کند،

در نقطه ای از این راه بالاخره به نقطه ی ضعف و کمک به دیگران می

رسد. همانطور که بسیاری از مردم آنقدر لجوجانه و به تنهایی بر

رسیدن به خواسته خود در زندگی پافشاری می کنند که نهایتاً به

دلیل تهی شدن از انگیزه و انرژی، دیگر قادر به ادامه راه نیستند.

بنابراین هر فردی برای نیل به هدف خود، با برقراری ارتباط با دیگران،

باعث اتّحاد و در آخر افزایش معلومات و ... می شود و در آخر به هدف

خود می رسد.


 

برای مثال، یک نویسنده اگر بخواهد تنها با تکیه به خود، به مهارت در

این حرفه برسد، نمی تواند توانایی های خود را ثابت کند، چرا که در

این راه با بسیار کند پیش می رود و با مشکلاتی روبرو می شود که

ناخودآگاه به بن بست می خورد، امّا با تکیه بر تجربیات و چگونگی

موفقیت کسانی که در این راه مشهور شدند، قادر است است از سدّ

موانع عبور و به درجات عالی در شغل خود برسد.


 

افراد موّفق

بطور مثال، امروز موقع خوردن صبحانه، تلویزیون روشن بود، آگهی

تبلیغاتی پخش شد که تبلیغات آن توسط سه دختر سفیدپوست،

شرقی و سیاه پوست تهیه شده بود. همچنان که مشغول خوردن

صبحانه بودم، تنها گوش می کردم و نگاهم به تلویزیون نبود، امّا از

طریقه ی لهجه ی آنها کاملاً تفاوت نژادی آنها را فهمیدم.


دختر سفید پوست، با لهجه ی آرام آمریکایی حرف می زد و دختر

شرقی تندتر صحبت کرد امّا کاملاً لهجه ی آسیایی داشت و ناخودآگاه

بعضی از حروف را با شدّت بیشتری تلفظ می کرد و دختر سیاه



پوست با لهجه ی مخصوص محلّی های بومی آفریقا حرف می زد.

البته اگر از آنها در مورد تفاوت لهجه شان بپرسید، شاید نظری قاطع

نداشته باشند و به درستی نمی دانند که دلیل این تفاوت چیست. در

واقع لهجه متفاوت آنها، ربطی به نژاد ندارد، بلکه این تنها به دلیل

محیط و مردمی بوده که در آنجا بزرگ شده اند. بنابراین انسانها

همواره در تماس با دیگران تحت تأثیر قرار می گیرند.


 

بهترین راه موفقیت و نیل به رشد شخصیت این است که در اجتماع و

در بین افرادی باشیم که به نوعی قبلاً به هدفی همانند هدف ما

رسیده اند.

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که ناخودآگاه شبیه دوستان

خود شوید؟! این امری غیر ارادیست. بطور مثال، نحوه ی حرف زدن،

نوع کلام و حتّی روش زندگی آنها روی شما تأثیر می گذارد.

بدیهیست هر فردی در اثر تعامل طولانی مدّت با مردم محیط خود،

رفتار، کلام، عقاید و روش زندگی آنها را پیش می گیرد.


به همین دلیل است که همواره باید در انتخاب دوستان یا افرادی که با

آنها در ارتباط هستیم، دقّت کنیم. چرا که شخصیت ما همچون

اسفنجی تمامی رفتارها و منش آنها را دنبال می کند. در صورت عدم

انتخاب افرادی مناسب و در اثر رفت و آمد با آنها، خود مانعی بزرگ

برای نیل به مقصود ما در زندگیست و در مقابل همراهی با افرادی


 

افراد نابغه

ناپلون هیل، سالها در مورد آدم های موفق در زندگی مطالعه کرده

است، در کتاب خود، به نام "فکر کنید و موفق شوید"، همواره به این

نکته اشاره می کند که برای نیل به پیروزی و پیشرفت در مراحل

زندگی باید همراه با آدم های موفق پیش روید. این به آن معنا نیست

که با افراد اطراف خود که فکر می کنید کمکی به رشد شخصیتی

شما نمی کنند، قطع رابطه کنید، بلکه باید با دیدی وسیع مزیتهای

آنها را تشخیص و از آن بهره مند شوید، برای مثال، اگر دوست شما

خیلی هم شخصیتی برجسته ندارد امّا در کامپیوتر مهارت خاصّی

دارد، می توانید از این ویژگی وی برای احیاء و پیشرفت کار با کامپیوتر

خود استفاده کنید.


 

برای مثال، در برخورد یا مشاهده کمدین های ماهر، شاید در ابتدا تنها

بی اراده بخندید، ولی به مرور زمان با دقّت در روش و منشاء هنر

خنداندن آنها، شما نیز می توانید با پیروی از همان رویه، شخصیتی

شاد و سرگرم کننده داشته باشید، بنابراین با دیدن و تجربه و تقلید از

رویه آنها است که توانسته اید خود شما نیز تبدیل به یک فرد خندان

شوید.


 

با ارتباط با افراد شایسته و والا در زندگی، قادرید ابعاد شخصیتی خود

را بسوی مسیری مثبت سوق دهید.


این ارتباط می تواند از طریق خواندن کتابها، مقالات، نوارهای صوتی و

تصویری و هر چیز دیگری که موجب اتصال شما با آنها شود، صورت


گیرد. اگرچه، تماس و رفت و آمد مستقیم با این اشخاص ، بسیار

موثرتر است، چرا که تحت راهنمایی و پیروی آنها می توانید ضمن

تقویت عقاید، باورها و توانایی های خود، تمام موانع را از سر راه خود

برداشته و با انگیزه ای بیشتر، طمع زندگی دلخواه و حقیقی را تجربه

کنید.

 

با بررسی و نگاهی به خصوصیات خود، آن ویژگی شخصیتی را که

همیشه به دنبال دستیابی به آن بودید را در نظر بگیرید، سپس با

جستجو در افراد دیگر آن خصوصیات را بیابید و سعی کنید با آنها ارتباط

برقرار کنید. اکنون دیگر می توانید با پیروی و اجرای روش زندگی آنها،

به تغییر رفتاری خود نیز بپردازید.


 

خودتان تجربه کنید.

با ارتباط و کسب تجربه، راههای پیشرفت شخصیتی خود را عملاً می

یابید، اگر تنها با مطالعه بخواهید، این تغییرات را به ظاهر و طبق آن

تئوری ها پیش ببرید، دیر یا زود شخصیت قبلی شما دوباره نمایان

خواهد شد. اگر همواره با افراد برجسته در تماس باشید، نشست و

برخاست کنید و به رفتارشان دقّت کنید، در نهایت می توانید پلی بین

خود و آنها برای رسیدن به آن ویژگی رفتاری، ایجاد کنید.


 

شاید در ابتدا با دیدن الهامات، ارتباطات معنوی و روحانی و توانایی

های جسمی فوق العاده آنها ناامید شوید، امّا باید بدانید که آنها نیز

در ابتدا مثل شما بودند و ضمن وقت گذاشتن برای هدفشان ، به این

درجات نائل شدند، پس نترسید و با شناخت و اجرای خصوصیات و

منش ها، شما نیز از ابتدا شروع کنید. رسیدن به هدف همواره

مستلزم صرف وقت و اراده قوی بوده، بنابراین در این راه ثابت قدم

باشید.


 

دانش خود را بیافزایید

البته همانطور که در فوق اشاره شد، هیچ چیز جای تجربه مستقیم را

نمیگیرد، امّا در این بین یادگیری یک سری تئوری های اولیه می تواند

شما را در ایجاد ارتباط، درک و پیروی بهتر رویه افراد والا یاری دهد.



 

ثابت قدم باشید،

کلید اصلی برای دستیابی به شخصیتی والا، صبوریست، مطمئناً با

گذشت زمان و کشف حقایق، به هدف خود می رسید.


شاید در ابتدا با تمسخر و تحقیر اطرافیان خود که افرادی معمولی

هستند روبرو شوید، مهم خود شما هستید که به عمق خواسته ی

خود پی ببرید، هرچقدر در رسیدن به هدف خود مصمم تر باشید،

موفق ترید. بر اعصاب خود مسلط باشید و با سیاستی زیرکانه، تحقیر


های آنها را تحمّل کرده و تنها به هدف خود فکر کنید، اگر تحت تأثیر

ای افراد کوته فکر قرار گیرید، ناخودآگاه هدفتان برای خودتان هم بی

معنا می شود.

 

باورها سازنده ی شخصیت و رفتار انسانهاست

شکستها و عدم موفقیت افراد ناشی از باورهای غلط آنهاست.

متأسفانه برخی تنها با یک سری معلومات تئوری و عدم تحقیق و


کسب تجربه، شخصیتی متغیر دارند، البته اشکال این است که آنها

حتّی همان معلومات و مطالعات را هم بطور صحیح اجرا نمی کنند.

اگر هم تجربه ای داشته باشند، در مرحله اوّل با ناامیدی کنار می

کشند.


برای مثال، برخی پسرها در ارتباط با جنس مخالف مشکل دارند و این

به دلیل تجربه اولیه تلخیست که در ابتدا داشتند، شاید دختری زیبا را

در دانشگاه دیده اند و به محض صحبت و قصد دوستی با وی، دختر به

او می گوید:"وای تو چقدر زشتی!"، آن پسر اینقدر سرشکسته و

ناامید می شود که جرأت تجربه دوم را ندارد.


این درحالیست که با تجارب اولیه، رفع اصلاحات و کسب اخلاق و

رفتاری والامنش، می توانید در تجارب بعدی موفق تر باشید.


 

از تجربیات و معلومات دیگران استفاده کنید.


اگر مستقیم نمی توانید یا برایتان پیش نیامده که وقایع جدیدی تجربه

کنید، می توانید از تجربیات دیگران و معلومات تئوری اولیه ذکر شده د

ر کتابها، نوارهای آموزشی و ... استفاده کنید.


یکی از دلایل عدم موفقیت کسانی که برای پیشرفت در زندگی و

ترقّی شخصیتی دست به خواندن هزاران کتاب و شرکت در کنفرانس

ها و مجامع کرده اند، این است که تنها با یک تجربه تلخ در گذشته،

تنها بصورت تئوری می خواهند تا آخر عمر، خود را اصلاح کنند.


در حالی که همانطور که قبلاً به این موضوع اشاره شد، مطالعه و

کسب معلومات وقتی موثر است که در عمل نیز اجرا شود و در این

میان با آثار تجارب آموخته شده، شکستها و پیروزی ها به اعتماد به

نفس کامل برسید.

 

برای مثال، فرض کنید از دختری خوشتان آمد و خواستید به او

پیشنهاد دوستی دهید، در ابتدا شاید بترسید که وی به شما پاسخ

رد بدهد، امّا با دیدن پسرهای دیگری که براحتی به دختران دوست

می شوند، این باور در ذهن شما ایجاد می شود که شما هم می

توانید، تا اینجا اندکی امیدواری در شما ایجاد شده است، امّا بازهم از

انجام این کار می ترسید.


بیشتر مردم در این مرحله، توانایی خود را باور داشته ولی هنوز


اجرای عمل نیستند.

در اینجاست که باز هم تأکید می کنیم، برای اینکه بتوانید باورهای

خود را به مرحله عمل برسانید، باید با افراد باتجربه تعامل کنید. کسی

که قبلاً در این موقعیت بوده، حتّی با ظاهری متفاوت، می توانید ترس

شما را از بین ببرد و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد. آنها قادرند

موانع و مشکلات شما را توجیه و برطرف کنند، با ذهنیت این تجارت

عملی، قادرید خواسته های خود را عملی کنید.


 

در طی کسب این تجارب و معلومات باید:

به غیر از تجارب دیگران و منابع بیرونی، از خود اتّفاقاتی که برای

خودتان پیش آمده نیز به عنوان یک تجربه جدید استفاده کنید. در واقع

شما با این تجربه شخصی و عبور از موانع آن، خود به نوعی مثل افراد

شایسته ای هستید که در ابتدا آنها نیز با شکست ها یا اولین تجارب

پیشرفت کرده اند.


یاد بگیرید سریعاً چیزی را که همیشه از انجام آن می ترسید، براحتی

عملی کنید. خودتان نیز می توانید با کسب تجارب، به خودسازی

بپردازید و بدانید که در اثر شکستهاست که به موفقیتها دست می

یابید.

شاید در مرحله اوّل از شکست خود ناراحت و بحت زده به فکر فرو

روید، ناامید نشوید، ناراحتی ها را فراموش کنید، امّا از تجربه خود و

اشتباهات درس عبرت بگیرید. چرا که اکنون شما اوّلین تجربه را

کسب کرده اید.

برای دستیابی به هدف خود، همواره تلاش کنید.

وینی کرتزکی،

یکی از قهرمانان تاریخ بازی گلف، همواره خود را در مقام یک مبتدی

می داند، چرا که عقیده دارد کسی که فکر کند کامل است، دیگر

انگیزه ای برای کسب تجارب جدید ندارد. حقیقت این است که هیچ

کسی در دنیا به خودی خود و به تنهایی به موفقیت نرسیده است،

افراد موّفق همواره با همفکری و بهره بردن از تجارب اساتید، نام آوران

و دوستان به این درجات نائل شدند. همانطور که برخی با تشکیل

اجتماعاتی، با سهیم کردن معلومات، گذشته ها، تجارب و ...باعث

پیشرفت و تشویق یکدیگر جهت نیل به پیروزی، می شوند.


و در آخر

همواره برای نیل به شخصیت و هدفی والا، باید از افراد با تجربه و

موفق در این زمینه که در مرحله ای بالاتر از شما هستند، یاری

بخواهید. آنها با نصایح و توصیه های خود، انگیزه شما را افزایش می

 دهند، لحظه و فرصتها را غنیمت شمرده و بدانید در چه زمان، چه

می خواهید؟ در این بین با کسب تجربه های مستقیم و غیر مستقیم

 و با ایمان به توانایی های خود، انرژی دوباره ای برای رشد شخصیتی

 خود می یابید، می بینید که با اجرای دقیق توصیه های این مقاله،

دیگر بهانه ای برای نیل به یک شخصیت برجسته نخواهید داشت.



[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 03:06 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 02:34 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
پاسپورت عهد قاجار!

پاسپورت یا تذكره سندی است كه از طرف مأمورین صلاحیتدار برای تعیین تابعیت و اجازه مسافرت اتباع ایران به ممالك خارجه و اقامت در ممالك‌مزبوره یا مسافرت از خارجه به ایران داده می‌شود.




[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 02:34 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]



خفاش بودن آسان نیست! دراکولا، بیماری‌هاری، دندان‌های نیش بزرگ و تیز، و این واقعیت که آنها به طور وارونه می‌خوابند، سبب ترس در بسیاری از افراد می‌شود. اما با مطالبی که در این نوشتار خواهید خواند، در خواهید یافت که خفاش‌ها مخلوقات شگفت انگیز خداوند هستند، گرچه غذایشان حشرات، میوه‌ها، البته گاهی خون است!
 

1- خفاش‌ها تنها پستاندارانی هستند که پرواز می‌کنند

آنها بال‌های بسیار ظریفی دارند و در اصطلاح هوایی، به آنها ورقه هوایی (ایر فویل) گفته می‌شود. قدرتی که سبب حرکت خفاش به جلو می‌شود، پیشرانش نام دارد.
 

2- اشتهای فوق العاده

یک خفاش قهوه‌ای می‌تواند به تنهایی 1200 حشره به اندازه پشه را در یک ساعت شکار کند. در غارهای براکن تگزاس در آمریکا، حدود 20 میلیون خفاش دم آزاد مکزیکی (Mexican free - tailed ) زندگی می‌کنند که هر شب حدود 200 تن حشره می‌خورند.
 

3- خفاش‌های خون‌آشام خون نمی‌مکند

آنها خون را به آرامی لیس می‌زنند. تنها سه گونه از خفاش‌های خون‌آشام در سراسر دنیا هستند که خون می‌خورند. اگر شما به آمریکای مرکزی یا جنوبی سفر کنید ممکن است خفاشی را ببینید که گاوی را گاز گرفته و مشغول لیس زدن زخم آن است!
 

4- خفاش‌ها چاق نمی‌شوند

سوخت و ساز بدن یک خفاش بسیار ایده‌آل است. آنها می‌توانند موز، انبه و انواع توت‌ها را تقریبا 20 دقیقه‌ای هضم کنند.
 

5- خفاش‌ها ماشین انتقال بیماری نیستند.

کمتر از 10 نفر در 50 سال اخیر از خفاش‌های شکال آمریکا بیماری‌هاری گرفته‌اند. در اکثر فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی، خفاش‌ها ماشین‌های حمل میکروب تلقی می‌شوند که بیماری‌ها و سموم را به قربانیان بی‌گناه خود منتقل می‌کنند. همگی این باور‌ها غلط هستند. خفاش‌ها از انسان‌ها دوری می‌کنند. اگر شما توسط یک خفاش زخمی شدید، به دکتر بروید، اما نگران نباشید اتفاق بدی برایتان نخواهد افتاد و به احتمال قوی خوب خواهید شد.
 

6- بینایی توسط امواج راداری

خفاش‌ها از انعکاس صوت برای راه‌یابی در تاریکی استفاده می‌کنند. قدرت دید خفاش‌ها زیاد خوب نیست و همچنین آنها در شب فعالیت می‌کنند، بنابراین باید از یک سیستم ناوبری غیر وابسته به بینایی استفاده کنند. خفاش‌ها صدا تولید کرده و به تغییرات صدای بازتاب یافته از اطراف گوش می‌کنند و به این ترتیب، راه خود و موانع را پیدا می‌کنند.
 

7- جمعیت زیاد

خفاش‌ها یک چهارم جمعیت کل پستانداران را تشکیل می‌دهند، بله! درست خواندید، یک چهارم کل پستانداران خفاش‌ها هستند!

بیش از 1100 گونه خفاش در دنیا وجود دارد که تعداد آنها بسیار زیاد است.
 

8- خطر انقراض

بیش از 50 درصد انواع خفاش‌ها در آمریکا در معرض انقراض نسل و یا در خطر انقراض هستند. گسترش صنایع، از بین رفتن جنگل‌ها، آلودگی و کشتارهای بیرحمانه به دلیل وجود اعتقادات بین مردم خرافی، بسیاری از خفاش‌ها و محیط زیستشان را از بین برده است.
 

9- بخاری خفاشی!

در شب‌های سرد، کافی است کنار یک خفاش باشید!

خفاش‌ها در غارهای سرد و نمناک، که بسیار آنها را دوست دارند، خود را با پیچاندن بال‌های نازکشان به دور بدنشان گرم نگه می‌دارند. این بال‌ها، مانند یک عایق حرارتی برای خفاش‌ها عمل می‌کنند.
 

10- داروی خفاشی

از یک ماده ضد انعقاد خون که در بزاق خفاش خون آشام کشف شده، ممکن است به زودی در درمان بیماری‌های قلبی استفاده شود.

ماده‌ای که باعث جاری ماندن خون از بدن قربانی خفاش می‌شود، می تواند سبب دوام جریان خون در بدن انسان نیز باشد.

دانشمندان چندین کشور سعی در کپی این آنزیم‌های یافت شده در بزاق خفاش خون‌آشام دارند تا بیماری‌های قلبی را معالجه و اثرات جانبی آنها را متوقف سازند.


11- کم زا بودن
 
خفاش‌ها در یک سال فقط یک بچه به دنیا می‌آورند! پستانداران با جثه ریز مثل گربه، خرگوش و موش معمولا بیش از یک بار زاد و ولد در طی یک سال دارند.
 

12- خفاش‌ها حتی از سگ خانگی هم بیشتر عمر می‌کنند

طول عمر متوسط یک خفاش، متغیر است، اما گونه‌ای از خفاش‌های قهوه‌ای می‌توانند تا 30 سال هم عمر کنند، در نظر داشته باشید که پستانداران کوچک، فقط دو تا سه سال عمر می‌کنند.
 

13- خفاش‌ها پشت گوش خود را نیز می‌شویند

خفاش‌ها زمان زیادی را صرف آراستن خود می‌کنند. آنها خود و همدیگر را به دقت، با لیس زدن و خراشیدن برای ساعت‌های متمادی تمیز می‌کنند.


[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 02:31 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
اولین مسجد طراحی شده توسط یک زن

اولین مسجد طراحی شده 
توسط یک زن

هفته ی پیش مسجدی به نام “سکیرین” در شهر استانبول ترکیه افتتاح گردید

. این اولین مسجد کشور است که طراح ساخت آن یک زن بوده است . این زن

که زینب فادیلیوگلو نام دارد موفق به طراحی این مسجد شده است.


او همچنین برنده کمیسیون استانبول جهت بازنگری طراحی های این شهر نیز

شده است . او حتی زن هایی را از سال گذشته استخدام کرد تا او را کمک

کنند تا پروژه به اتمام برسد.


این مسجد به انصاف از مدرن ترین مسجد های تا به حال حتی در سطح دنیا

میباشد و در آن از مواد روز دنیا استفاده شده است . این طرح به اصطلاح از

محافظه کار ترین طراحی های بومی و مادری به حساب میاید.




[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 02:27 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
انتقام سخت از مدیر مدرسه پس از 20 سال!


یک مرد بریتانیایی از مدیر مدرسه ای که او را 20 سال قبل کتک زده و باعث

 شکستگی جمجمه و ناشنوایی اش شده بود، انتقام گرفت.



مدیر مدرسه که هم اکنون یک مرد 58 ساله است، 20 سال قبل این مرد را با چوب کتک زده بود.

به نوشته یکی از روزنامه های محلی، روز حادثه این مرد 26 ساله به سمت مدیر مدرسه یورش برد و گفت: آیا مرا به یاد می آوری ؟ تو من را زمانی که 6 ساله بودم کتک زدی. در تمام این سال ها صبر کردم تا با تو روبرو شوم.

در این لحظه مرد بریتانیایی مدیر مدرسه را که در مقابل رستورانی ایستاده بود، نقش زمین کرد و او را  به باد کتک گرفت و چندین بار به وی لگد زد. در این حادثه بینی، فک، جمجمه و دنده های مدیر مدرسه شکست.

روزنامه الریاض در این باره نوشت: همسر مدیر مدرسه بعد از کتک خوردن شوهرش، او را به زور شناخته است. این زن و 3 فرزندش به خاطر کتک خوردن مدیر مدرسه شوکه شده اند. مدیر مدرسه به خاطر شکستگی جمجمه جراحی شد. او هم اکنون یکی از گوش هایش ناشنوا شده  و حس بویایی و چشایی خود را از دست داده است. دادگاه مرد بریتانیایی را به 3 سال زندان محکوم کرده است


[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 02:20 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
داستان آموزنده

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود .چون هنوز چند ساعت به پروازش  


باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته


بیسکوئیت نیز خرید.


او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.


در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه


می‌خواند.


وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک


بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.


پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»


ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین


کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان


دهد.


وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد


بی‌ادب چکار خواهد کرد؟»


مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.


این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!


او حسابی عصبانی شده بود.


در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن


کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا


دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش


نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با


کمال تعجب دید که جعبه  بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!


خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده


بود را داخل ساکش گذاشته بود.


آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده


باشد...


در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش


می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا


معذرت‌خواهی نبود.


- چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند...


  1. سنگ ... پس از رها کردن!

  2. حرف ... پس از گفتن!

  3. موقعیت... پس از پایان یافتن!

  4. و زمان ... پس از گذشتن!




[ یکشنبه 2 خرداد 1389 ] [ 01:40 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
عکسی زیبا از پیکان جوانان

http://suzheh.bloghaa.com/files/2009/07/پیکان.jpg



[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
عکسی از عجیب ترین ماشین عروس در ایران

http://suzheh.bloghaa.com/files/2009/08/car.jpg



[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 ] [ 06:40 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]


[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: ... 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic