مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ
آمادگی برای نماز شب

1- در طول روز تقوا پیشه شود .از گناهان کبیره

پرهیز شود تا توفیق بلند شدن برای نماز شب

حاصل شود.

۲- هنگام خوابیدن با وضو باشد از تلاوت قران دعا

وتسبیحات حضرت زهرا (س)غافل نشود واز خدا

خواسته شود تا توفیق بیدار شدن را بدهد.



۳-بعد از بیدار شدن شکر خدا به جا آورده شود

سپس مسواک زده شود .امام صادق

(ع)فرمود:«وقتی برای نماز شب بلند شدی مسواک

 بزن تا دهان تو پاکیزه وخوشبو باشد»


۴-پس از بیدارشدن ومسواک زدن وضو گرفته شود

وخود را با عطریات معطرکرد پیامبر اسلام فرموده

است :«دو رکعت نمازی که شخص معطر می گزارد

 افضل از هفتاد رکعت نماز شخص غیر معطر است »

۵- هنگام خواب برای آنکه به موقع بیدار شود آیه

آخر سوره کهف را قرائت کند.


[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
چرا قرآن گوشت خوک را حرام شمرده است؟

قرآن کریم، انواع غذاها را که برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقه‌ی او را نیز ارضاء کرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی می‌کند.
ممنوعیت از غذاهای غیربهداشتی و تنفرآمیز یکی از خدمات دین الهی به بشریت است، زیرا در شرایطی که میکروب کشف نشده بود و اثرات غذاهای پلید در بوجود آوردن بیماری‌ها روشن نبود، آنها را ممنوع اعلام کرده و این خدمت بزرگی در جهت سلامتی انسان‌ها می‌باشد.
یکی از حیوان‌هایی که مصرف گوشت آن در فهرست غذاهای حرام قرار گرفته است گوشت خوک می‌باشد که در قرآن از آن به «لحم خنزیر» یاد شده است:

«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ...»؛(1)
خدا، تنها (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به هنگام سربریدن نام غیرخدا بران بانگ زده شده حرام کرده است.»
که مضمون این آیه، در چهار سوره‌ی قرآن آمده است و علت تاکید قرآن بر این مطلب، همان اهمیت موضوع و خطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوک و نیز آلودگی جامعه‌ی بشری به آن است به طوری که هنوز در برخی کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا گوشت خوک جزء غذاهای رسمی آنها قرار دارد.
حال می خواهم به حکمت حرام شمردن گوشت خوک بپردازیم :

حکمت‌های حرام شمردن گوشت خوک:

برخی صاحب نظران در مورد حرمت گوشت خوک به برخی از حکمت‌های قرآن اشاره کرده‌اند که بعضی از آن موارد را در اینجا می‌آوریم و برای آگاهی بیشتر از این موضوع منابعی را جهت مطالعه معرفی می‌کنیم:

در مورد فلسفه‌ی حرمت گوشت خوک از دو جهت می‌توان سخن گفت:

الف. تأثیرات روحی و روانی گوشت خوک:

خوک حتی نزد اروپائیان که از گوشت آن می‌خورند سمبل بی‌غیرتی است و حیوانی کثیف است. خوک در امور جنسی فوق العاده بی‌تفاوت و لا أبالی است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات که از نظر علمی ثابت شده است، تاثیر این غذا در خصوص لاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.(2)
یکی از نویسندگان می‌نویسد: خوک غیرت ناموسی ندارد و جفت خود را در معرض خوک‌های نر دیگر قرار می‌دهد و حتی از این کار لذت هم می‌برد، که این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد از این جهت اشخاصی که از آن تغذیه می‌کند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا می‌کنند.(3)
ب. ضررهای بهداشتی و بیماری‌هایی که توسط خوک به انسان منتقل می‌شود:
برخی بیماری‌ها هستند که از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوک است و استفاده از گوشت خوک در ایجاد آنها موثر است:






اما برخی بیماری‌ها تنها علت آن، خوردن گوشت خوک است از جمله:



ناگفته نماند که در کشورهای اسلامی در اثر مبارزه‌ی جدی اسلام، گوشت این حیوان مصرف نمی‌شود و لذا پیامدهای آن نیز کمتر به چشم می‌آید، اما در کشورهای غربی (اروپا، آمریکا) این ممنوعیت اعمال نمی‌شود ولی با این حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری می‌گزینند؛ حتی در برخی از کشورها مثل برخی قسمت‌های روسیه در اثر شیوع بیماری‌های مربوط به گوشت خوک (کرم ترکین یا ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام کرده‌اند (8) و همچنین بیماری کرم کدوی خوک به صورت گسترده در جهان منتشر شده و در کشورهای اسلامی که گوشت خوک مصرف نمی‌کنند به ندرت دیده می‌شود.
نتیجه :
حکمت تحریم گوشت خوک را می‌توان پیشگیری از زیان مترتب بر گوشت خوک شمرد ولی این ضررهای بهداشتی و اخلاقی فقط می‌تواند به عنوان فلسفه و حکمت این حکم مطرح شود ـ نه علت انحصاری آن ـ و هنوز باید منتظر کشفیات جدید علمی در این باره باشیم.(9) پس حرام‌ها و حلال‌های خداوند دارای مصلحت‌ها و حکمت‌هایی است که با پیشرفت علوم بدان‌ها بیشتر پی می‌بریم. به عبارت دیگر قرآن به برخی نکات اشاره می‌کند که علوم پزشکی و عقل آدمیان درصدر اسلم آنها را کشف نکرده بود که نمونه‌ی آن همین تحریم گوشت خوک است که برخی از مضرات و حکمت‌های آن اشاره شد.
1. اسهال خونی؛ 2. یرقان عفونی؛ 3. انتامیب هیستولتیک، که انسان را به اسهال آمیبی مبتلا می‌نماید؛ 4. بیماری شبه باد سرخ که در انسان به صورت لکه‌های سرخ و دردناک توأم با سوزش شدید روی دست‌ها ظاهر می‌شود؛ 5. تصلب مشرایین ـ دردهای مفصلی و مسمومیت‌ها و علت آن میزان زیاد چربی و اسیداوریک موجود در گوشت خوک می‌باشد.(4) 6. خوک از خوردن چیزهای پلید حتی مدفوع خودش باکی ندارد لذا معده‌اش لانة اقسام میکروب‌هاست که به گوشت و خون و شیرش هم سرایت می‌کند.(5) 1. «کرم کدوی خوک» که درعضلات و مغز خوک یافت می‌شود که انسان را دچارنارسائی‌هایی در دستگاه گوارش می‌کند.(6) 2. «تری شینوز» این نیز کرم دیگری است که باعث خراشیدن و التهاب جداره امعاء و پیدایش جوش‌ها و دمل‌های پراکنده در تمام بدن و درد شدید عضلانی و سختی تنفس و ناتوانی در سخن گفتن و جویدن غذا و ... می‌شود که تا به حال درمانی برایش پیدا نشده است.(7) 3. استفاده از گوشت خوک، به علت ثقیل الهضم بودن معده را به زحمت می‌اندازد..

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
ارزش انسان

من همیشه خدا را در خوبیها جستجو میکنم. بجای اینکه فکر کنم او در آسمانهاست و اینطوری هیچوقت نتونم حسش کنم ، او را در مخلوقاتش جستجو میکنم. خدا قدری از خوبی خودشو توی شما گذاشته و من وقتی بتونم این خوبی رو بشناسم و حس کنم در واقع انگار که خدا رو حس کرده باشم. در سایر مخلوقات هم همینطور: وقتی یه دردمندی میاد پیشم و با لبخند میره ، لبخند که میزنه حس میکنم این خداست که داره با لبای او بهم لبخند میزنه. لذا احساس خوبی میکنم و در عین حال بلافاصله این حس منو یاد این میندازه که من فقط وسیله ای بودم برای درک اون فرد و شادکردنش. و در واقع کار اصلی رو خود خدا کرده. راستش من سعی کردم خدا رو اینطوری حس کنم. به تو هم پیشنهاد میکنم که از همین روش جلو بری. وقتی به دیوارها نگاه میکنم و سفیدیشون رو میبینم فکرنمیکنم این سفیدی از خودشونه بلکه فکر میکنم از خداست و لذا در اون سفیدی خدا رو میبینم. وقتی در اتاق بسته میشه بدون اینکه به چارچوب در گیر کنه فکر نمیکنم نجاری که اونو درست کرده این نظم زیبا در کارش رو ذاتا داشته بلکه فکر میکنم خدا بهش ارزونی داشته و لذا با دیدن اون نظم و خیلی نظمهای دیگه خدا رو حس میکنم. اینه که در همه حال حس میکنم خدا هست و این آرامش عجیبی بهم میده. و البته کمکم میکنه که مواظب رفتارم باشم و من همیشه سعی کرده ام که همه چیز را از خدا بدانم. ولذا در هر لحظه به مخلوقات خدا نگاه کرده و او را تحسین وستایش مینمایم. من شما را آدم خوبی ارزیابی میکنم. شما انسان ارزشمندی هستید. اگر میخواهید خدا از شما راضی باشد برای آنچه او آفریده ( یعنی خودتان ) ارزش قایل شوید . خودتان را گرامی بدارید ، به این دلیل که آفریده او هستید و این دلیلی است کافی برای احساس ارزشمندی. همچنانکه وقتی ما بدانیم یک تابلو نقاشی اثر مثلا لئوناردو داوینچی یا ونسان ونگوک یا استاد فرشچیان است برایش ارزش قایلیم ، زیرا آنها آدمهای بزرگی بوده اند و لذا آثارشان را باید بدیده احترام نگریست. ما به شعر حافظ و مولانا و سعدی و سهراب و ... اهمیت و ارزش میدهیم چون آنها شعرای بزرگی بوده اند. پس به شما میگویم که من برای شما ارزش زیادی قایلم چون آفریده بزرگترین آفریننده هستید و همینطور از شما میخواهم برای خودتان ارزش بسیار قایل شوید و همه این را از خدا بدانید تا دچار غرور نشوید.

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
فلسفه حجاب چیست‌؟


پوشش زن در اسلام به این معنا است که‌، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه‌گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین‌; لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهره‌برداری هوسبازان‌، قرار نگیرد.

درست است که حجاب‌، در ظاهر محدودیت زن را نشان می‌دهد; اما واقع و روح مسئله‌، حکایت از محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است‌. به طور کلی‌; فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است‌:

1 ـ آرامش روانی‌:
زیرا آزادی معاشرتهای بی‌بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می‌کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه‌ای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. افزون بر این‌، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می‌شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می‌بندد. یعنی نگاه که اولین واسطة ارتباط زن و مرد است‌، باید کنترل شود. به مرد می‌گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می‌گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن‌ّ و یحفظن فروجهن‌ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد; و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.


2 ـ استحکام پیوند خانواده‌:
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع‌، پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می‌دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم‌های آزاد; رقیب و مزاحم‌، امنیت خاطر زوجین را از بین می‌برد.

3 ـ استواری اجتماع‌:
ارتباط حساب نشده و بی‌بند و باری‌ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی‌، اقتصادی‌، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست‌. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است‌. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.

4 ـ ارزش و احترام زن‌:
زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری‌، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می‌شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین‌تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه‌، مطالعة کتاب «مسألة حجاب‌» از شهید مطهری را توصیه می‌کنیم‌.



[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
اطلاع رسانی و شیوه های اطلاع رسانی دینی در رسانه های دیداری و شنیداری از توجه و اهتمام کمتری برخوردار است.
جواد آرین منش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: ما در جامعه ای زندگی می کنیم که دین محور فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه را تشکیل می دهد و آموزه های دینی در واقع مبنای رفتارهای فردی ، سیاسی، و اجتماعی ما تلقی می شود.
وی افزود:جامعه ما آمیختگی دین را با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به خوبی درک کرده است که در نتیجه آن رفتارهای فردی، اجتماعی و سیاسی مردم ما متأثر از مبانی اعتقادی و دینی است
آرین منش تأکید کرد: اساساً انقلاب اسلامی بر پایه دین بنا شد. از این رو، می توان گفت که اعتقادات و باورهای مردم به دین آموزه های دینی و اعتقاد به خدا و آخرت، نبوت و امامت باعث حرکت مردم در عرصه های اجتماعی و سیاسی انقلاب اسلامی شد.
این نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: رمز موفقیت انقلاب اما این بود که یک مجتهد، رهبر دینی و یک مرجع تقلید این انقلاب را رهبری و هدایت کرد و امروز نیز رمز ماندگاری و تداوم راه انقلاب و امام این است که یک مرجع دینی و سیاسی هدایت انقلاب اسلامی را برعهده دارد.
به همین میزان که کشور ما یک کشور دینی است، اطلاع رسانی نیز یک امر ضروری و نیاز همیشگی تلقی می شود.
وی در ادامه در رابطه با کمرنگ بودن مباحث اطلاع رسانی در رسانه ها گفت: این که اطلاع رسانی و شیوه های اطلاع رسانی و رسانه ها اعم از دیداری و شنیداری نسبت به اطلاع رسانی دینی توجه و اهتمام کمتری به سایر عرصه ها دارند امری غیر قابل انکار است.
آرین منش در رابطه با علل این نوع اطلاع رسانی گفت: شاید ذائقه مردم از گذشته ها به این نوع اطلاع رسانی عادت کرده و شاید وارداتی بودن شیوه های اطلاع رسانی علت کمرنگ بودن مباحث دینی در رسانه ها است.
این که ما روشهای اطلاع رسانی را از رسانه های غربی به عاریت گرفته ایم باعث شده است که وزن اطلاع رسانی دینی را در مقایسه با اطلاع رسانی در عرصه های سیاسی و اقتصادی کمتر است و هنوز جایگاه مناسب خود را پیدا نکرده است.
جواد آرین منش گفت: شاید یکی از علل عدم نوگرایی در شیوه های اطلاع رسانی دینی و پردازش اخبار و اطلاعات در عرصه دینی موجب چنین وضعیت شده است.
معمولا اخبار با شیوه های اطلاع رسانی و نوع پردازش آن در ذهن مخاطب از اهمیت بیشتر و یا کمتری می یابد.
گاهی رسانه ها برخی از اخبار کم اهمیت را چنان با اهمیت جلوه می دهند که مخاطب احساس می کند که این مهمترین موضوع جامعه است در حالی که چنین نیست.
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: مجموعه عواملی دست به دست هم داده اند که باعث شده حجم اطلاعات، اخبار و رویدادهای تبلیغی و دینی از آنچه که باید در رسانه ها باشد کمتر است و متأسفانه مخاطب به این وضعیت عادت کرده است.
وی اضافه کرد: برای مثال برنامه "نود" با طرح سوالی کم اهمیت و شاید صد در صد بی اهمیت سه میلیون پیامک دریافت می کند.
این امر نشان دهنده عدم هدایت صحیح جامعه از سوی رسانه ها است. آیا مهمترین مسئله جامعه ما این است که تیم آبی یا قرمز در فلان مسابقه پیروز می شود ؟
این در حالی است که برخی از مسائل پراهمیت و حیاتی دینی مردم مورد غفلت قرار می گیرد.
آرین منش تأکید کرد: باید تلاش کنیم که ذهن مردم را نسبت به مسائل اصلی تر و حیاتی تر سوق دهیم و در این میان مسائل دینی و مذهبی اصلی ترین مسائل حیاتی جامعه است که باید در ذهن مردم اهمیت خود را بازیابی کند.

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
امام رضا علیه السلام در حدیثی زیبا که در تحفت العقول آمده است ویژگیهای ده گانه عاقل را چنین برشمردند.

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
ـ از او امید خیر باشد
ـ از بدى او در امان باشند
ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد
ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد
ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود
ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد
ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد
ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد
ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟
فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است

[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
تشبیهات زیبای حضرت علی(ع)

امام علی توانایی عجیبی درتوصیف موضوعات به کمک تشبیه داشت درخطبه هایش مانمونه های زیادی راپیدامی کنیم که امام حقیقت رابه زیبایی به کمک تشبیهات نمایان می کند تشبیهات زیرنمونه ای ازتشبیهات حضرت علی می باشد

دنیا: دنیا همانند ماری می باشدکه دارای پوست لطیفی است اماداخلش زهری کشنده است
دروغ: دروغ ظاهرش به زیبایی پرهای طاووس وباطنش به زشتی پاهای طاووس است

کافران: کافران همانندخفاشانی هستندکه درتاریکی می توانندببینند امادرروشنایی روزقادربه دیدن نیستند
مردمی که به دعوتش پاسخ ندادند:زمانی که مردم بصره به دعوت امام برای جنگ بامعاویه پاسخ ندادند فرمود:شمامانندزنی حامله می مانید که درآخرین روزهای حاملگیش بچه اش راسقط می کند(کنایه ازکسی که بعدازتحمل سختی های زیاددریک قدمی پیروزی ازادامه کارمنصرف می شود)

درخت ومیوه آن: وقتی که بعدازوفات پیامبرقریش براساس اینکه پیامبرازقبیله آنهابوده است ادعای خلافت کردند حضرت فرمود:عجیب است که به درخت نگاه می کنند اما میوه اش رانادیده می گیرند

مردم بصره: زمانی که مردم بصره بعدازبیعت باامام بیعتشان رانادیده گرفتندوباحضرت جنگیدند امام فرمود: آنها نزدیک آب وبسیاردورازآسمان هستند

مردم کوفه: خطاب به آنها فرمود: وقتی شمارابه جنگ می خوانم چشمهایتان ازترس درکاسه می گرددانگارکه مرگ راباچشمانتان می نگریدشمامانندشترانی می مانید که وقتی ازیک طرف جمع می گردندازطرفی دیگرپراکنده می شوند

دروغ گویی معاویه: حضرت درباره معاویه فرمود که دروغ اوهمانگونه که شاخ های بزجوان آشکارمی شود برملاشده است

ریختن گناهان بانماز: نمازگناهان رانابود می کند همانگونه که برگها ازدرختان می ریزند


صبروایمان: صبربه ایمان همانند سرمتصل به بدن می باشد همانگونه که شخص نمی تواند بدون سرباشد پس بدون صبرایمانی هم وجودندارد

گناه وبیماری: بیماری گناه رامی شوید همانند ریزش برگ های خشک شده ازدرختان

روزهای زندگی: روزهای زندگی همانند ابرهای آسمان به سرعت می گذرند
مرگ انسان پرهیزکار: مرگ چنین شخصی همانند کوچ کردن ازسرزمین قحطی زده به سرزمین فراوانی است

ارزش سکوت: همانا آب فقط زمانی درمشک حفظ می شودکه سرآن بسته باشد

استفاده بیت المال توسط بنی امیه: بنی امیه بیت المال راخوردندوبرباددادند همانگونه که شتران به جان گیاهان بهاری می افتند
خلافت ابوبکر: سوگند به خدا ابابکرجامه خلافت برتن کرد درحالی که می دانست جایگاه من نسبت به خلافت همانند محورآسیاب است نسبت به آسیاب

درموردخلافت عمر: زمامدارمانند کسی است که برشتری سرکش سواراست اگرعنان محکم کشدپرده های بینی حیوان پاره می شودواگرآزادش گذارددرپرتگاه سقوط می کند
علاقه به شهادت: سوگند به خدا! انس وعلاقه فرزند ابی طالب به مرگ درراه خداازعلاقه طفل به پستان مادربیشتراست!

طلحه وزبیر: جون رعدخروشیدندوچون برق درخشیدند اما کاری ازپیش نبردندوسرانجام سست گردیدند ولی مااینگونه نیستیم تاعمل نکنیم رعدوبرقی نداریم وتانباریم سیل جاری نمی سازیم

مردم بصره: شماهمانند نشانه ای برای تیرانداز لقمه ای برای خورنده وصیدی برای صیادمی باشید!
بزوشیر: خطاب به مردم کوفه: من می خواهم شمارابه راه درست هدایت کنم اماشماازآن همانگونه که بزازغرش شیرفرارمی کند می گریزید

خطاب به مردم کوفه: شما همانند کسی هستید که سعی می کند خاری راازپایش باکمک خاری دیگردربیاورد

خطاب به کسی که آنقدربرضددشنمش می کوشید که به خودآسیب می رسانید فرمود: تو همانند کسی هستی که نیزه دربدن خویش فروبردتادیگری راکه کنارش ایستاده است بکشد!
بعدازاینکه مردم کوفه به درخواستش برای جنگ بامعاویه پاسخ ندادند: جنگجویانی می خواهم که همانند ابرهای تابستانی درعمل کردن سریع باشند
آبرو: آبروی توچون یخی جامداست که درخواست آن راقطره قطره آب می کندپس بنگرکه آن رانزدچه کسی فرومی ریزی
دنیا: شادی دنیا جه فریبنده وسیراب شدن ارآن چه تشنگی زاست!وسایه آن چه سوزان است!
دنیا: شبنمی ازرفاه وخوشی برکسی فرودنیامده که سیل بلاها همه چیزراازبیخ وبن می کنند
خطاب به ابن عباس پیش ازجنگ جمل: باطلحه دیدارنکن زیرادربرخوردباطلحه اوراچون گاووحشی می بینی که شاخش راتابیده وآماده نبرداست سواربرمرکب سرکش می شود ومی گویدرام است

خطاب به یاران معاویه: سوگند به خداشماهم اکنون ازسینه شترخون می دوشیدوسرانجامی جزپشیمانی ندارید

بنی امیه مدتی حکومت می کنند سپس حکومت راهمانندخلط سینه بیرون می اندازندودیگرهرگزبه آن نمی رسند


دنیا: ای دنیا! ازمن دورشو مهارت رابرپشت تو نهاده وازچنگال تورهایی یافتم وازدام های تونجات یافته وازلغزش کاه هایت دوری گزیده ام سوگند به خدا! اگرشخصی دیدنی بودی وقالب حس کردنی داشتی حدود خدارابرتو جاری می کردم به جهت بندگانی که آنهاراباآرزوهایت فریب دادی...

خطاب به عمروعاص:تودرپی او(معاویه) می روی چونان سگی گرسنه به دنبال پس مانده شکارشیرهستی به بخشش اونظردوختی که قسمت های اضافی شکارش رابه سوی توافکند

نطفه: مصارعهم دون النطفه قتلگاه خوارج این سوی نهراست(امام نهررابه نطفه تشبیه کرده است)


خشم: هیهات یابن عباس! تلک شقشقه هدرت ثم قرت! هرگزای پسرعباس شعله ای ازآتش دل بودزبانه کشیدوفرونشست( شقشقه هدرت: شقشقه چیزی شبیه بادکنک است که به هنگام خشم شتراززیرگلوی اوبیرون می زندوپس ازآرام گرفت ناپدیدمی گردد ترجمه روان آن همان است که دربالا آوردم)


سهم بنی امیه تنهاجرعه ای اززندگی لذت بخش است که مدتی آن رامی مکندسپس همه آنچه راکه نوشیدندبیرون می ریزند

درموردعایشه: کینه هادرسینه اش چون کوره آهنگری شعله ورشد

(درهنگام جنگ خطاب به سربازان)درطول شب کمی بخوابیدچون آب دردهان چرخاندن وبیرون ریختن

...وآن روزگاری است که بلاهاشمارامی گزدچونان گزیدن وزخم کردن دوش شتران ازپالان

مردم همانندشتران تشنه ای که به آب نزدیک شده وساربان رهایشان کرده وعقال ازآنهاگرفته برمن هجوم آوردندوبه یکدیگرپهلومی زدندوفشارمی آوردندوچنان که گمان کردم مراخواهندکشت(درتوصیف بیعت مردم)

ای کوفه تورامی نگرم که چونان چرم های بازارعکاظ(بازاری که چرم های معروفی داشت) کشیده می شوی زیرپای حوادث لگدکوب می کردی وحوادث فراوان تورادربرمی گیرد

ای مردنمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خردکه عقل های شمابه عروسان پرده نشین شباهت دارد چقدردوست داشتم که هرگزشمارانمی دیدم ونمی شناختم!(خطاب به مردم کوفه)

خدایا! دل های آنان راچنان که نمک درآب حل می شود آب کن!(بازهم خطاب به مردم کوفه!)
__________________
روزگاری بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی، باقی نخواهد ماند. مسجد های آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهای شكوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند كه كانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاكاری اند حضرت علی(ع)


[ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic