مسجد الهادی اهواز
آدرس:اهواز _ منطقه آریا شهر _خیابان شهید رامین کریمی _ مسجد الهادی
قالب وبلاگ

 

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای:


ما در مورد مساله زن از یك سو و مساله دانش و تخصص از سوی دیگر و مساله خدمت به افراد بشر هم از جانب دیگر‚ به نام اسلام ادعاهایی داریم. ادعاهای ما‚ در چارچوب اسلام است. ما معتقدیم زنان در هر جامعه سالم بشری قادرند و می باید فرصت پیدا كنند كه در حد سهم خود‚ تلاش و مسابقه خویش را در پیشرفتهای علمی و اجتماعی و سازندگی و اداره این جهان به عهده بگیرند. از این جهت‚ میان زن و مرد هیچ تفاوتی نیست. هدف از آفرینش هر فرد انسان‚ عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است‚ یعنی رسیدن به كمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی كه یك انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود. فرقی هم بین زن و مرد نیست. (تاریخ : 26/10/1368)

***         * * * * * * * ***

 

اسلام می خواهد كه رشد فكری و علمی و اجتماعی و سیاسی و - بالاتر از همه - فضیلتی و معنوی زنان‚ به حد اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری - به عنوان یك عضو - حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مساله حجاب‚ بر این اساس است. مساله حجاب‚ به معنای منزوی كردن زن نیست. اگر كسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد‚ برداشتش كاملا غلط و انحرافی است. مساله حجاب‚ به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قیدوشرط زن و مرد در جامعه است. این اختلاط‚ به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است.(تاریخ : 26/10/1368)

 

***         * * * * * * * ***

دنیای غرب‚ زن را به ابتذال كشاند. تا شصت‚هفتاد سال قبل از این‚ در تمام اروپا و كشورهای غربی‚ زن فقط در سیطره مرد - یا مرد خود و یا یك مرد دیگر مثل صاحب كارخانه و مزرعه - می توانست باشد و هیچ حقی از حقوق اصلی یك انسان در یك جامعه متمدن را نداشت. حق رای و حق مالكیت و حق معامله نداشت. بعد آمدند زن را به میدان كار و زندگی و فعالیت اجتماعی كشاندند‚ اما در همان حال‚ تمام وسایل را برای لغزش زن فراهم كردند و او را در متن جامعه‚ رها و بی پناه گذاشتند. سرمایه داران بزرگ‚ سیاستمداران خبیث و پلید و گردانندگان دستگاههای مخفی‚ فكر كردند كه می توانند برای كارهای سیاسی و اقتصادی‚ از این وضعیت بهتر استفاده كنند و زن را به ابتذال بكشانند. بله‚ در آن جاها‚ علم و سیاست هم هست و زنها در میدان علم و سیاست هم جلو می روند‚ اما به چه قیمتی همین حالاهم توده وعامه زنها - نه چهار نفر خانم دكتر یا متخصص یا نویسنده و برجستگان و زبدگان - در كشورهای اروپایی و امریكایی كه از تمدن غربی حظ زیادی دارند‚ در وضعیت سخت و بی رحمانه یی زندگی می كنند و ستم همسران وستم كاری كه بر آنان تحمیل می شود و كارهای سخت و سنگینی كه بر دوش آنان می گذارند‚ تحمل می كنند. با این كار‚ وانمود می كنند كه زن را وارد میدان اجتماع كرده اند‚ در حالی كه فرصت اندیشیدن و فكر كردن و تصمیم گرفتن هم برای آنان وجود ندارد. ( تاریخ: 26/10/1368)

 

***         * * * * * * * ***

 

در غرب‚ ارتباط بی بندوبار زن و مرد‚ یك كار رایج است و عدم حجاب و واسطه و فاصله یی بین زن و مرد در معاشرتها‚ یك كار معمولی است. نمی گوییم كه در كشورهای غربی‚ همه مردان یا زنان فاسدند. نه‚ چنین ادعایی نمی كنیم‚ چنین تهمتی نمی زنیم‚ واقعیت هم ندارد. در میان آنان‚ یقینا مردان و زنان خوب و نجیب هم هستند‚ اما آزادی جنسی در جوامع غربی حاكم است. این‚ در آن جا یك فرهنگ است. در فرهنگ غربی‚ آزادی شهوات جنسی‚ یك امر مباح و مجاز و بی قیدوشرط است.
بعضی از كشورهای غربی‚ در این قسمتها خیلی هم پیش رفته اند و زندگی خودشان را به شكلهای شرم آوری درآورده اند و البته پشیمانند. این چیزی است كه متفكران و سیاستمداران و برنامه ریزان و مدیران كشورهای غربی در آن گیر كرده اند و واقعا برایشان مشكل درست كرده است.
در كشورهای اروپایی كه خودشان را پیشرفته می دانند و در ادعا و تبلیغات‚ مسایل حقوق بشر و آرای انسانها برایشان حایز اهمیت است یعنی فرانسه و انگلیس اجازه ندادند كه چند نفر زن یا دختر مسلمان‚ با حجاب اسلامی رفت و آمد كنند و به مدارس بروند! این جا اجبار و الزام را جایز می شمارند و در آن ایراد و عیبی نمی بینند‚ اما جمهوری اسلامی به خاطر این كه حجاب را در جامعه الزامی می داند‚ همه این محافل‚ آن را مورد اعتراض قرار می دهند! اگر الزام زنان به شكلی از لباس و زی ایراد دارد‚ ایراد آن بیشتر از الزام به حجاب است‚ زیرا این به سلامت نزدیكتر است. حداقل این است كه این دو‚ با یك نظر دیده بشود‚ اما غرب این طوری عمل نمی كند.
غرب‚ جمهوری اسلامی را به عنوان كشوری كه در آن‚ لباس زنان شكل الزامی دارد‚ مورد انتقاد قرار می دهد‚ اما آن دولتهایی كه برهنگی و نبودن حجاب میان زن و مرد را الزامی می كنند‚ آنها را مورد انتقاد قرار نمی دهد!(تاریخ : 10/1/1369

[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

 

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح

 

مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است.1

 

1. پوشش زن در یونان و روم باستان

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2

 

یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3

 

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

 

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

 

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

 

2. پوشش زن در ایران باستان

 

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

 

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

 

نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

دوره مادها

 

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

 

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11

 

دوره پارسی ها (هخامنشیان)

 

پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12

 

دوره اشکانیان

 

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13

 

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»14

 

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.»

 

دوره ساسانیان

 

در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15

 

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16

 

برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17

 

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

 

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

 

در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18

 

از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

 

حجاب در آیین یهود

 

در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19

 

حجاب در آیین مسحیت

 

در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند:

 

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.

 

و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.» 21

 


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم.

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

 

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

 

من می دانم که در عمق دورنت خدا را دوست می داری، فاطمه ی زهرا(س) را دوست می داری، برای امام حسین(ع) اشک می ریزی و اگر ندای حق درست به تو برسد، هیچ گاه رضایت آن ها را با هیچ چیز دیگر در دنیا عوض نمی کنی.

 

عزیز دلم!

 

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

 

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

 

عزیز دلم!

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
1- استفاده زنان از کلاه گیس
کلاه گیس برای زن جایز است؟
حال اگر دختری کلاه گیس بر سر بگذارد و حجاب خود را بردارد اشکال دارد؟
آری استفاده از کلاه گیس جایز است ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست.

line

2- نگاه کردن به زنان مسلمانی که حجابشان را رعایت نمی کنند.
آیا به زنان مسلمانی که خودشان حجابشان را رعایت نمی کنند میتوان نگاه کرد و یا زن مسلمانی که عقیده به حجاب ندارد و حکم ان چیست؟
در صورتی که به نهی از منکر دیگران توجهی نمی کنند با دو شرط می توان به آنها نگاه کرد نخست این که به قصد لذت نباشد دیگر این که خوف وقوع در گناه نرود.

line

3- حکم اجبار برای مراعات حجاب همسر
من 7 ماه هست که ازدواج کردم و همسرم در یک خانواده ای بزرگ شده که حجاب (بیشتر منظورم روسری گذاشتن هست) برایشان مسئله ای نیست و تمام دختر خاله ها ، دختر دایی ها و ..... جلوی نامحرمان مخصوصا جمع فامیل روسری سر نمی کنند و این مسئله در زندگی من تاثیر میگذارد و نمی تونم به زور به همسرم بگویم که باید روسری ببپوشی در ضمن در هر رابطه ای که شما فکر کنید برایش از گناهان میگویم از آخرت میگویم و گه گاهی هم همسرم نماز میخواند ولی حالا میگویید چکار کنم به زور متوسل شوم یا ........
با زبان خوش توأم با ادب و احترام ایشان را راهنمایی کنید و فلسفه حجاب که برای حفظ شخصیت زنان (نه محدود کردن آنها) وضع شده را برایشان تبیین نمایید تا با میل و اختیار خود حجاب را مراعات کند.
در این زمینه کتابهای مختلفی نوشته شده از جمله کتاب کوچکی به نام "خواهرم حجاب سعادت است" که مطالعه آن به شما در این راه کمک زیادی خواهد کرد ضمناً اگر بتوانید روابطتتان را با اقوامی که به مسائل اسلامی اهمیت نمی دهند کمتر و با بستگانی که مقید به احکام اسلامی هستند بیشتر کنید مؤثر خواهد بود و این راه را ادامه دهید و مأیوس نشوید

line

 

4- استفاده از رنگ های متنوع در لباس
گفته مى شود که استفاده از چادر مشکى براى خواهران مناسب نیست و مکروه مى باشد، و خواهران باید از پوشاک روشن و رنگهاى متنوّع استفاده نمایند و دلیلى ندارد که توصیه شود خانمها کفش و مانتوى تیره بپوشند، حال سؤال این است که در حال حاضر و با توجّه به شرایط فعلى جامعه ما، تکلیف پوشش خواهران چیست و آیا سخنان فوق و امثال آن، با توجّه به آثار و تبعات آن براى جامعه، شرعاً صحیح است؟
انتخاب چادر مشکى براى زنان، و عباى مشکى براى مردان، مکروه نیست.و استفاده از رنگهاى ساده دیگر مادام که منشأ مفاسدى نشود نیز جایز است؛ البتّه رنگهاى سنگین بهتر است.

line

5- استفاده از مانتو در صورتی که حفظ حجاب نشود
آیا پوشیدن مانتو براى زنان، در صورتى که حفظ حجاب اسلامى نشود و برجستگى هاى اندام مشخّص باشد، اشکال دارد؟
در صورتى که لباس چسبان باشد حرام است؛ ولى اگر لباس گشاد باشد اشکال ندارد.

line

6- پوشیدن جوراب نازک برای زنان
آیا پوشیدن جورابهاى نازک، در صورتى که پا در آن پیدا باشد براى زنان جایز است؟
اگر پا در آن پیدا باشد جایز نیست؛ ولى معلوم بودن حجم پاها ضررى ندارد.

line

7- مقدار پوشش زن در برابر نامحرم
باسلام پوشش زن در چه حدی باید باشد.نامزد من در مقابل میهمانان نامحرم پوشش را در حد پوشیدن پیراهن آستین بلند و شلوار (نه زیاد تنگ و نه زیاد گشاد)کافی میداند. البته به هیچ وجه جایی از بدن ایشان بدون پوشش نیست.
در صورتیکه لباس او چسبان نباشد و تمام بدن را غیر از گردی صورت و دستها تا مچ را بپوشاند مانعی ندارد.

line

8- پوشیدن مانتو
پوشیدن مانتو چه حکمى دارد؟ آیا جزء لباسهاى زینتى است؟
پوشیدن لباسهاى زینتى اشکال دارد ولى مانتوهاى معمولى زینتى نیست و لباسى که تمام بدن جز صورت و کفّین را بپوشاند کافى است هر چند چادر محفوظ تر و بهتر است.

line

9- لزوم پوشاندن وجه و کفین برای بانوان
چنان که نپوشاندن وجه و کفّین (صورت و دستها تا مچ) فسادى را براى زن در جامعه به بار آورد آیا پوشاندن وجه و کفّین واجب مى شود؟
اگر موجب فساد باشد لازم است.

line

10- لزوم رعایت حجاب در کلاس درس
حکم مشاهده دستها و موهاى سر و صورت زن، بیش از مقدار شرعى که در هنگام نوشتن روى تخته سیاه ظاهر مى گردد چگونه است؟ (البتّه به منظور تفهیم استاد و دریافت و درک دانشجویان).
باید حجاب را طورى مراعات کنند که زاید بر وجه کفّین ظاهر نشود.

line

11- پوشاندن زینت
چنانچه زن با خود زینت داشته باشد (مانند حلقه ازدواج، یا انگشترى در دست، یا چهره آراسته کرده باشد) آیا واجب است وجه و کفّین را بپوشاند؟
در مورد حلقه و انگشتر مانعى ندارد ولى در مورد آرایش مشکل است.

line

12- سرمه کشیدن و استفاده از ساعت و عینک زیبا
آیا سرمه کشیدن یا ابرو چیدن، انگشتر عقیق، ساعت، عینک طبّى زیبا براى زنان زینت به حساب مى آید که پوشش آن لازم باشد؟
ظاهراً جزء زینت ممنوع نیست.

line

13- پوشاندن صورت در محیط درسی
آیا پوشاندن صورت واجب است با توجّه به این که در محیط درسى کار مشکلى است؟
وجه و کفّین از حجاب مستثنا هستند و پوشاندن آنها واجب نیست.

line

14- علت الزام حجاب برای مسافران خارجی
همانطور که مى دانیم خداوند متعال در سوره نور، حجاب را مختصّ مؤمنان، زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و زنان مؤمنین دانسته است. حال سؤال این است که: 1ـ آیا حجاب براى غیر مسلمانان در کشورهاى اسلامى واجب است؟ 2ـ اگر واجب است، همانطور که در فرانسه و ترکیه بر اعتقادات اسلامى ما مى تازند، و ما آنها را ظالم و ضدّ اسلام مى دانیم، آیا ما هم با پوشاندن زنان خارجى که به ایران مى آیند و یا پیروان سایر مذاهب داخل کشور، به آنها اجحاف ننموده ایم؟ 3ـ اگر حجاب اختیارى بود، بهتر نبود، و معضلات اجتماعى حلّ نمى شد؟

 

یک اصل مسلّم در اسلام داریم که هر حکمى براى مؤمنین و مسلمانان ثابت است، دیگران نیز مکلّف به آن هستند (الکفّار مکلّفون بالفروع کما انّهم مکلّفون بالأصول)، بنابراین آنها هم موظّف به حکم حجاب و ترک شرابخورى (حدّاقلّ آشکارا) و گناهان دیگر هستند، و نسبت به حجاب که ما مى توانیم اعمال کنیم کار صحیح و عادلانه اى است، و ما دوران قبل از انقلاب را فراموش نکرده ایم که وقتى اختیار و آزادى داده شد چه زنانى با چه وضعى بیرون آمدند و اکثر جوانان را به فساد کشیدند; و نوشته اید که اگر ما به کشورهاى آنها برویم و ما را اجبار به بى حجابى کنند، چه مى شود؟ فراموش نکنید که آنها بى حجابى را واجب نمى دانند، در حالى که ما حجاب را واجب مى دانیم.

 

line

 

15- انتخاب نوع حجاب

آیا در مورد انتخاب نوع حجاب زن خود او اختیار دارد که مثلا چادر یا مانتو را انتخاب کند یا باید آنچه را که شوهرش انتخاب کرده انجام دهد؟ ۲)با توجه به آیه ی لا اکراه فی الدین چرا باید در جامعه ی اسلامی ما حجاب اجباری باشد حتی برای غیر مسلمانان که واقعا غیر منطقی است؟؟؟
انتخاب نوع حجاب مشروط بر اینکه جنبه شرعی داشته باشد به دست زن است و اما رعایت حجاب از سوی غیر مسلمانان احترامی دست به مقدسات اکثریت جامعه ای که در آن زندگی می کنند.

منبع : رساله آیت الله مکارم شیرازی


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

کرامت انسانى زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود. حجاب نیز یکى از احکام دینى است که براى حفظ و پاکدامنى زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌هاى اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا براى احیاى ارزش‌هاى دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین علیه‌السلام و زینب کبرى و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. براى زنان، زینب کبرى و خاندان امام حسین علیه‌السلام الگوى حجاب و عفاف است. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و اداى رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.


حسین بن على علیهماالسلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. (1) اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه‌ها و رفتار آنان بود.

 

در آخرین لحظات، وقتى آن حضرت صداى گریه بلند دخترانش را شنید برادرش عباس و پسرش على اکبر را فرستاد که آنان را به صبورى و مراعات آرامش دعوت کنند. (2)



رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهداى کربلا و حضرت زینب، نمونه عملى متانت بانوى اسلام بود. امام سجاد علیه‌السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنى را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (3)


یا زینب

به نقل شیخ مفید: پس از کشته شدن امام حسین علیه‌السلام وقتى گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند. (4)


به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه‌السلام در گفت ‌و گو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌دارى توصیه کرد. (5) روز عاشورا وقتى زینب کبری، بی‌طاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت این گروه را نسبت به ما دراز مکن. (6)


در حادثه حمله دشمن به خیمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زنى از بنى بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: اى آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت می‌کنند و جامه‌هایشان را می‌برند و شما می‌نگرید؟ (7)
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت:


وقتى ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچى کمترى داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهاى شهدا را از میان کجاوه‌هاى اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم.! (8)


از اعتراض‌هاى شدید حضرت زینب علیهاالسلام به یزید، این بود که: اى یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته‌اى و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌اى که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می‌کنند؟! (9)


هدف از نقل این نمونه‌ها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین علیه‌السلام، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این که حریم حرمت عترت پیامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشاى مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد می‌کردند.


با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلى و از شهرى به شهرى و از دربارى به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز سخنرانی‌های افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی‌ماندند. حرکت اجتماعى سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسى براى بانوان در همه دوران‌ها و همه شرایط است.

 

 

 

_____________________________________

منابع:

1- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 406.
2- وقعة الطف، ص 206.
3- تاریخ طبری، ج 4، ص 350.
4- ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 113.
5- الملهوف على قتلى الطفوف، ص 142.
6- الملهوف على قتلى الطفوف، ص 151.
7- همان، ص 181.
8- همان، ص 142.
9- همان، ص 218.

[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.عفیف ‏ترین شما با حیاترین شماست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

2. بهترین جامه ها و پوشش هاى دین ، شرم و حیاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

3. حیا ، مانع روزى شود. (غررالحکم ، باب حیا)

 

4. حیا ، كلید هر خیرى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

5. پر رویى و بى ‏شرمى سر آغاز بدى و شرّ است. (غررالحکم ، باب حیا)

6. حیا و شرم با محرومیت (ظاهرى) همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

7. حیا ، چشم پوشى كردن است. (از محرمات) (غررالحکم ، باب حیا)

 

8. شرم و حیا خوى پسندیده ‏اى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

9. شرم و حیا خوى زیبایى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

10. حیا و شرم با عفت و پرهیزكارى همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

11. حیا ، همه بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

12. شرم تمامى بزرگوارى و بهترین خصلت هاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

13. شرم ، انسان را از كار زشت باز دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

14. شرم ، از خداوند بسیارى از خطاها را محو كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

15. ایمان و حیا هر دو به یك ریسمان بسته و با یكدیگر هستند و از هم جدا نشوند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

16. سخاوت و حیا برترین خصلت ها هستند. (غررالحکم ، باب حیا)

 


17. شرم از خداى سبحان انسان را از عذاب دوزخ نگه دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

18. حیا و شرم ، زیباست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

19. عاقل ‏ترین مردم با حیاترین آنهاست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

20. حیا ، باز دارنده است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

21. به راستى كه حیا و عفت از خلق و خو هاى ایمان است و به راستى این هر دو ، خصلت آزادگان و خوى نیكان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

22. بزرگترین مردانگى شرم است و میوه آن نیز پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 


23. برترین شرم ها شرم از خداى سبحان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

24. ریشه مردانگى حیاست و میوه آن هم پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

25. بهترین شرم ها شرم از خویش است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

26. بد چهره ‏اى است پر رویى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

27. پیراهن حیا بر تن كن و زره وفادارى بپوش ، برادرى خود را حفظ كن ، گفتگوى با زنان را كم كن تا بلندى مرتبه ‏اى كامل شود.

(چرا؟؟ ، نظر خود را برای ما بفرستید ، از پایین صفحه) (غررالحکم ، باب حیا)

 

28. میوه حیا ، پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

29. شرم انسان از خویش میوه ایمان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

30. اساس هر بدى پر رویى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

31. سبب پاكدامنى شرم و حیا است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

32. بدترین اشرار كسى است كه از مردم شرم ندارد و از خداى سبحان نمى ‏ترسد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

33. بر تو باد به حیا و شرم كه سر آغاز نجابت و بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

34. به اندازه شرم و حیاست پاكدامنى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

35. نهایت شرم آن است كه انسان از خود شرم كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

36. شرم بسیار مرد ، نشانه و دلیل ایمان او است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

37. حیا و شرم با محرومیت همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

38. كسى كه شرم كند محروم است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

39. كسى كه شرمش كم باشد پارسایى ‏اش كم است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

40. كسى كه شرم ندارد خیرى در او نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

41. كسى كه شرم جامه او را بپوشاند عیب او از مردم پنهان ماند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

42. كسى كه از گفتن سخن حق شرم كند چنین كسى احمق و نادان است. (غررالحکم ، باب حیا)

 

43. كسى كه گفتارش با شرم و حیاء همراه باشد تباهى و نابودى در كار خود ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

44. كسى كه حیا و شرمش سبب انصاف او با تو نگردد ، دین و آیینش نتواند او را به انصاف با تو وادار كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

45. كسى كه از روى مردم پروا و پرهیز نداشته باشد از خداى سبحان پروایى ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

 

46. كسى كه از مردم شرم نكند از خداى سبحان نیز شرم نكند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

47. سه چیز است كه نباید از آنها شرم كرد : خدمت كردن به میهمان ، برخاستن انسان از جایگاه خود براى پدر و آموزگار ، و طلب حق اگر چه اندك باشد.

(غررالحکم ، باب حیا)

 

48. از كمال مردانگى است كه از خود شرم كنى. (غررالحکم ، باب حیا)

 

49. چه همراه خوبى است براى سخاوت، حیا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

50. چه همراه خوبى است براى ایمان ، حیا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

51. پررویى مرد (او را نزد مردمان) عیبناك كند. (غررالحکم ، باب حیا)

 

52. هیچیك از شما نباید شرم كند از این كه هر گاه از او چیزى را بپرسند كه نمى ‏داند ، از این كه بگوید : نمى ‏دانم. (غررالحکم ، باب حیا)

 

53. خصلتى ، همچون شرم و حیا نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

54. ایمانى ، همچون سخاوت و شرم نیست. (غررالحکم ، باب حیا)

 

55. براى مؤمن شایسته است كه از خدا شرم كند هر گاه اندیشه ‏اى مستمرّ در غیر فرمانبردارى خدا او را فرا گیرد. (غررالحکم ، باب حیا)


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]

همانا قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، هدایت کننده ای است که گمراه نمی کند و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید، کسی با قرآن همنشین نشد مگر آنکه بر او افزود یا از او کاست ! در هدایت افزود واز کوردلی و گمراهی اش کاست....(نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۶)

 

"کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.
کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار حائز اهمیت می باشد.

 ترتیب نزول آوردن آیات و تامل در آیات فواصل زمانی نزول نمایانگر این است که حکم حجاب،یک باره نازل نشده،بلکه کم کم و با گذشت زمان و مهیا شدن شرایط بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد."(بر گرفته از سایت شهید آوینی)

*مراحل تدریجی نزول آیات حجاب بر پیامبر اکرم (ص) نشان از اهمیت مقتضیات و شرایط زمان دارد.*

و در این مسئله مهم نیز بحث حجاب و نوع پوشش باید متناسب با زمان، فرهنگ و شرایط اجتماعی عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد .


 همه ما حتی کسانیکه به نوعی با حجاب و پوشش مخالفت می ورزند و از معترضین به این امر هستند به اعتقاد من، آنها هم در اعماق باورهای خود معتقدند که حجاب اگر هاله ای از عفاف در رفتار ، گفتار و سکنات انسانی را در خود شکل دهد سلامت روح و روان جامعه را تضمین می کند. چادری که از روی عادت بر سر عده ای قرار می گیرد اگر صرفا به تبعیت از عادت انجام گیرد مصونیتی در پیش نخواهد داشت. به نظر من هر نوع پوششی که بتواند جذابیت و زیبائیهای زن را از دید چشمهای بیمار و قلبهای مریض دور گرداند قابل تمجید و پسندیده است من به عنوان یک زن نمی توانم منکر این شوم که بی بند و باری و بی قید بودن زنان و دختران جوان جامعه را آلوده نمی کند اما بارها و بارها دیده و شنیده ام که از پوششی به نام چادر چه سواستفاده هایی که نشده است. طغیان امیال جنسی با عفیف و پاک نبودن نگاهها ارتباط مستقیم دارد، بنابر این در بینش دینی ما نوع پوشش، رفتار، گفتار و لحن بیان و کلام همگی از عواملی هستند که برای بوجود آمدن عفاف لازم و ملزوم یکدیگرند و عفاف هست که پوشش مناسب و وقار و سنگینی در اعمال و رفتار و گفتار زن را بوجود می آورد ما تابع اعتقاداتمان هستیم بنابر این خواسته ها و نیازهایمان را باید منطبق با احکام شرعیمان باشد.

 

 

قرآن کریم توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند، می‌فرماید:«ذلک ادنی ان یعرفن فلا یُؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبک‌سر می‌شود.»

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله(پوشش) استفاده کند. از منظر دین اسلام زن هر اندازه با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود...

نص صریح آیه قرآن:

(یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلک ادنى ان یعرفن فلایؤذین وکان اللّه غفوراً رحیماً.)سوره (احزاب)، آیه 59.
اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گیرند. این نزدیک تر است، براى این که شناخته و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.

حجاب و نوع پوشش متناسب با فرهنگ ، اعتقادات و شرایط هر کشور تعریف شده و شکل خاصی را در هر جامعه ای به خود می گیرد بنابر این اگر ادعای دین و مذهب و شرع داریم باید همگام با آموزه های دینی خاص جامعه ی خودمان قدم برداریم . من بر خلاف اعتقاد کسانی که معتقدند صرف چادر است که عفاف می آفریند و سلامتی جامعه را در گرو رعایت این نوع پوشش می دانند، معتقدم هر نوع پوششی که با معرفت و شناخت به فلسفه حجاب برای حفظ حریم زن از دید نامحرمان شکل بگیرد و جاذبه های جسمی زن(زیباترین خلقت خداوند) را پنهان کند حتما رفتارها و سکنات خاص آن پوشش را به همراه خواهد آورد که در اینصورت سلامت روانی، خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه را تضمین خواهد کرد.

التماس دعا


[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ آرش ضیایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند



(((( برای تبادل لینک به ما پیام بدهید ))))

برای بهبود وبلاگ نظرات ارزشمند خود را ارسال کنید

التماس دعا
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic